به یاد اردشیر زاهدی!

0
130

هجده نوامبر سال ۲۰۲۱ در ویلای شخصی در منطقه مونترو در یکی از(کانتون) ایالت های جنوب غرب سوییس جایی نزدیک به سنت موریس اقامتگاه محمدرضاشاه فقید ایران زمین دوست و یار دیرینه اش چشم از جهان فرو بست.
روز جمعه مورخه ۲۶ نوامبر در سالن همایش های هتل مونترو پالم اندک ایرانیان وطن پرست و دوست داران زنده یاد اردشیر زاهدی گرد هم آمدند تایاد و خاطره اش را گرامی بدارند.
از طرف پرنسس مهناز زاهدی و خانواده ایشان برای حفظ آرامش مراسم و افراد اجازه عکاسی و فیلم به میهمانان حاضر داده نشد.
سال قبل بود بعد از هماهنگی با دوست و هموطن بهایی ام مهرداد احمدی پور به ویلای جناب زاهدی رفتیم.
تفاوت عمده دو حکومت ایران امروز با قبل از فاجعه سال پنجاه و هفت ورود طاعون خمینی به سرزمین مان حضور دو قشردر بنده افراد حاضر در دولت اداره کشور که کاملا مشهود است در دیدار با اردشیرخان زاهدی در ذهنم چندباره تکرار شد،آن سالها مردان و زنان نخبه اداره امور را در دست داشتند و این دوران یک مشت پخمه بیسواد ولایت معاش ایران عزیز را به ورطه ورشکستگی و نابودی سوق می دهند.


به رسم ادب مردان سرزمین کهن ایران با همه اعتبار و سن و سال رسم مهمان نوازی استقبال مان آمدند، ویلایی زیبا دنج به همان سبک معماری اروپایی اما نوسازی شده زیبا هنگام ورود به داخل فضای داخلی بناحس عجیب وطن را به شمام رساند حال و هوای خانه پدری تزٸینات سبک ایران هوش از سر انسان می برد.
کتابخانه ای که قابل ارزشگذاری نبود و شاید کلکسیون دارخبره نتواند روی کتب تاریخی که هر کدام با چه زحمتی نوشته شده است قیمت بگذارد.
این بزرگمرد و تمام افراد تحصیلکرده و دنیا دیده ای که زمان گران بهای خویش را صرف کتابخوانی یادگیری کردند تا در جهت اداره هرچه بهتر وطن بکار بگیرند. نه مانند حال این روزهای ایران که بدست یه مشت درجه دار کیلویی سپاه جنایتکار که مدارک تحصیلی افتخاری از دانشگاههای فاقد ارزش علمی در دنیا از امام صادق و دانشگاه امام حسین  هدیه گرفتند.
شادروان اردشیر زاهدی چنان زیبا و پخته سخن می گفتند و راهنمایی میکردند که گذر زمان رو احساس نکردیم.
گفتگوی چند ساعته نشان داد چرا در گذشته ایران اینقدر جایگاه مستحکم در خاورمیانه داشت و دولت های غربی برای ایران و ایرانی ارزش قاٸل بودند.
از دوران کودکی و تحصیل گفتند و اینکه بدلیل حضور خانوادگی در دربار در یک فضای بادیسپلین رشد کردن از خاطرات دوران نوجوانی متوسطه از رفتن به فرنگ برای کسب علم و دانش برای خدمت به مردم ایران تارخداد فاجعه ۵۷از رنجی که به مردم در این چهل و چند سال نحس وارد آمده است.
از غم زندگی در غربت و اینکه هم می خواهند اطرافیان آزرده خاطر نشوند و هم ایشان این اندوه آزار دهنده نباشد.
زمان دیدار به سر آمد هرچه اصرار کردیم برای مشایعت تشریف نیاورند نپذیرفتند و با آن اقتدار و آراستگی ویژه دولتمردان قدیم تا درب خروج ما رو مشایعت فرمودند.
در تمام طول مسیر بازگشت حرفهای ایشان در ذهنم تکرار میشد.
باخودم زمزمه  میکردم چقدر خوشبخت بودم اگه در دهه ۵۰شمسی زندگی را تجربه می کردم…
اماافسوس که حسرت آن را باید کشید.

مورخه ۲۸نوامبر سال۲۰۲۱    

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید