به گزارشات رسیده  اعتصاب غذای زندانی سیاسی دهه ۶۰ حسن جوانی که در زندان بندرعباس در تبعید می باشد در اعتراض به شرایط قرون وسطایی و اخاذی از زندانیان وارد هشتمین روز خود شد.

وضعیت جسمی زندانی سیاسی حسن جوانی در هشتمین روز اعتصاب غذای خود رو به وخامت گذاشته است.او از سردرد، سر گیجه، حالت تهوع، افت فشار خون و ضعف شدید رنج می برد.

زندانی سیاسی دهه ۶۰ حسن جوانی به دلیل خوداری از پرداخت مبلغ هنگفتی که بهرام کشتکار رئیس اطلاعات زندان با آن قصد اخاذی از وی را داشت ،به بند ۲ محل نگهداری معتادان منتقل شد.

بهرام کشتکار رئیس اطلاعات زندان و پاسدار بند مجتبی دهقان دو شکنجه گر شناخته شده زندان بندر عباس از طریق عوامل خود در هر بند ماهیانه میلیونها تومان از زندانیان بی دفاع اخاذی می کنند و هر کسی که از پرداخت مبالغ خواسته شده خوداری کند به سلولهای انفرادی و یا بندهایی با شرایط غیر انسانی منتقل می شود. یکی از عوامل بهرام کشتکار که در بند ۱۲ از زندانیان بی دفاع اخاذی می کند فردی به نام محمد دسترس است او رئیس این بند می باشد.

زندانی سیاسی دهه ۶۰ حسن جوانی روز دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ماه در اعتراض به اخاذی و انتقالش از بند ۱۲ به بند ۲زندان مرکزی بندرعباس که دارای شرایطی سخت , طاقت فرسا و قرون وسطایی است اقدام به اعتصاب غذا نمود.

در بند ۲ زندان بندرعباس تعداد زندانیان چندین برابر ظرفیت بند است . این بند در حال حاضر ۲۰۰ زندانی در خود جای داده است در حالی که دارای ۱۵ اتاق بوده و اکثر زندانیان به دلیل نبودن جا ناچار هستند در کریدور بند استراحت کنند و این زندانی سیاسی در حال حاضر در کریدور بند ۲ شب ها استراحت می کند. حمام های این بند فرسوده و فاقد درب هستند و فقط ۴ عدد حمام بدون درب قابل استفاده دارد. تنها ۲ سرویس بهداشتی آن قابل استفاده می باشد. زندانیان از رفتن به هواخوری محروم هستند و اکثر زندانیان این بند معتاد به مواد مخدر می باشند.

زندانی سیاسی حسن جوانی از بیمای پروستات ، همورویید ، تپش قلب و استرس رنج می برد و در این مدت بازجویان وزارت اطلاعات مانع درمان وی شده اند.

زندانی سیاسی دهه ۶۰ حسن جوانی ۵۹ ساله متاهل و دارای یک فرزنداست . او ۲۶ آذر ۱۳۹۱ دستگیر و تا ۳۰ آذر ماه در پلیس امنیت در بازداشت بود پس از آن به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید و تا اول اسفند ماه ۹۱ تحت بازجویی و شکنجه جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت . از اول اسفند ماه به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل گردید و تا ۲۸ بهمن ۹۱ در آنجا زندانی بود. سپس از بند ۳۵۰ زندان اوین به زندان بندرعباس تبعید گردید. بازجویان وزارت اطلاعات به دلیل هواداری از سازمان مجاهدین و زندانی دهه ۶۰ بودن او را به ۱۰ سال زندان در تبعید به زندان مرکزی بندر عباس محکوم کردند.

زندانی سیاسی حسن جوانی در دهه ۶۰ به خاطر هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران نزدیک به ۱۰ سال زندانی بود . او از ۱۸ مهر ۱۳۶۱ تا ۱۸ مرداد ۱۳۷۱ زندانی بود. این زندانی سیاسی در اثر ضربات کابل بر پاهایش دچار لنگی پا است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اخاذی وایجاد فشارهای غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی که در حال طی کردن محکومیت غیر قانونی و غیر انسانی خود هستند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای پایان دادن به نقض شدید حقوق بشر در ایران خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۹اردیبهشت ۹۳ برابر با ۱۹ می ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

 

مقاله قبلیاعدام جمعی ۱۰ زندانی در زندان گوهردشت کرج
مقاله بعدیتهاجم فرهنگی مستقیم در ایران، بیش از نوع غیر مستقیم آن است!
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.