به همه باور مداران به خدا و به بی خدایان!

0
180

می خواهم با دست راستم یک سطل آب، و با دست چپم یک مشعلی، که شعله اش اثر گذار ترین سوزش را داشته باشد حمل کنم. اگر می پرسید که قصد داری با این دو چه کنی؟ در نظر دارم که ابتدا، با آن آتش جهنده تمامی بهشت را در یک آن به آتش بکشم؛ سپس با آن آب تمامی شعله های جهنم را ناکام بگذارم و خاموش نمایم. تا از این پس، هیچ کس به امید بهشت، و هیچ کس دیگری از خوف جهنم آفریدگار دستگاه عظیم آفرینش را عبادت نکند و ریاکاری را کنار بگذارد!

بیست و شش سال می گذرد، که برای نوشتن حقیقت زیر با خودم کلنجار می روم. نزدیک به یک ماه است، که نه به هیچ سایتی سری زده ام و نه هیچ نوشته ام. مایل بودم و هستم، که پیش از این افشاگری سر برباد ده، آخرین چاه های اندیشه را در ذهنم پر بکنم؛ و فقط یکی از آنها که نوشتار زیر است را باز بگذارم. سرانجام یک خبر علمی، مرا در کاری که در پیش دارم مصمم تر ساخت. شنیدم که دانشمندان تخمین زده اند؛ که فرازمینی ها تا سال ۲۰۲۳ یعنی هفت سال دیگر به کره زمین خواهند رسید. بعد چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟ فقط او که آفریننده ما و آنهاست می داند و بس!

او که عده ای از ما، دست به روشنفکر نمائی می زنیم و موجودیت اش را انکار و کتمان می کنیم. کیست و چیست، و راز آفریدن ما و جمله ی کائنات در جهان چیست؟ اخیرا چهارمین کتابم که به زبان هلندی نوشته ام را تمام کرده ام. نام این مجموعه به پارسی ” راز خدا ” است. تصمیم دارم که  چارچوب این روشنگری را، که به زبان بیگانه نوشته ام؛ را به زبان مادری ام برای آشنایان، دوستان و فامیلم که حق بیشتری از بیگانگان بر گردن من دارند بنویسم. از اینرو، این حقیقت را به همگی تان تقدیم می کنم؛ تا یادگاری از من برای تمام زندگی تان باشد. چون من با این حروف و کلمات و جملات، بهشت را می سوزانم و جهنم را هم برای تا به ابد خاموش می گردانم. تا شما و دیگران هیچ بیمی از این دروغ های ابلهانه به خود راه ندهید؛ و بدانید که خدای شما از رگ گردن تان به شما نزدیک تر است. اگر بخواهد امری را به شما برساند؟ بدون استفاده از واسطه هائی مانند فرشتگان و پیامبران و امامان و رهبران دین های به دست بشر ساخته شده خواهد رساند. پس فقط او را بپرستید و در تمامی زندگی وکیل خویش قرار بدهید؛ تا از آسیب تمامی چیزهائی که از آنها واهمه دارید در امان بمانید!

آیا به نظرتان اعجاب برانگیز نیست، که یکباره اینهمه کائنات با میلیاردها کهکشان بزرگ و کوچک و تمامی آنچه که در میان شان هست؛ در یک روز نابود بشوند و این دنیا با تمام عظمت اش به پایان برسد؟ هرگز چنین نگشته و هیچگاه نیز چنین نخواهد شد. او که چنین عظمتی را خلق کرده است؛ در حال آزمودن توان خودش نیز هست. عکس آنکه دینمداران جهان می گویند و به ما نیز تلقین می کنند؛ که خدا بی نیاز است؛ به پندار من او فقط به یک چیز نیازمند است. ما را آفریده تا در رابطه با آزمودن خودش از ما کمک بگیرد!

وقتی خودش و فرشتگان و عرش خویش را آفرید؛ با تمامی توان اش یک موجود دیگر را نیز پدید آورد؛ تا به وسیله او بر تعداد عرش نشینان بیفزاید. لازم به گفتن است، که همه پدیده های این دنیا، درون موجودیت خودشان دو بخش مجزای مثبت و منفی را دارا می باشند. او خودش نیز از این خصیصه مستثنی نیست. از آنجائی که موجود مورد نظر را، کامل تر از آنچه که تا میلیاردها سال پیش ساخته بود آفرید؛ یکباره بخش منفی وجود خدا به او حکم نمود؛ که به خودش برای آفریدن وی آفرین بگوید. خدا هم بلافاصله چنین کرد و به خودش لقب ” احسن الخالقین = بهترین خلق کنندگان ” را داد!

لحظاتی نگذشته بود، که بخش مثبت وجود وی به خودش آمد و از خدائی خویش چنین خودپسندی را بعید دانست. آنگاه در کمال قدرت، بخش منفی وجودش را از ذات خویش خارج ساخت. او همچنان به آفریدن انواع دیگر از آن موجود قدرتمند و کامل، در دو موجودیت نر و ماده پرداخت. به طوری که تعدادشان نزدیک به تعداد فرشتگان وی گردید. اما بخش منفی وجود او، که مورد تبعید قرار گرفته بود؛ که نه از جنس موجودات جدید آفریده شده، و نه از جنس فرشتگان وی بود؛ چون خودش را در چنان شرایطی متضرر و زیان دیده یافت. به اقدام بزرگی دست زد!

بهتر است که از همین جا نام بخش منفی وجود خدا را برای تان افشا نمایم. یعنی او کسی یا موجودی نیست که شما وی را نشناسید؛ او همان اهریمن یا شیطان است، که با نیمه ی دیگر خودش(خدا) پیوسته بر سر جنگ است. و جنگ هم در زمانی آغاز گردید، که شیطان آن موجوداتی را، که وی به خاطر ساخته شدن اولین آنها، از نیمه ی دیگرش جدا گشته بود؛ جهت جنگیدن با خالق شان وسوسه کرد. آن موجودات قوی ولی بسیار نادان، ما آدمها بودیم که فریب وی را خوردیم، و در التزام رکاب اهریمن با اهورای مان جنگیدیم!

این به طور دقیق همان رویدادی بود، که خود خدا جهت دستیابی به یک هدف بزرگ ترسیم نموده بود. بدیهی است که در آن نبرد عظیم در عالم بالا، او برنده آن جنگ از پیش ترسیم شده گشت و ما و رهبرمان شیطان بازندگان اصلی آن ماجرا بودیم و هستیم. در همان لحظه باختن ما، آفریدگارمان در یک لحظه همه ما را میراند؛ و در طول شش دوره بقیه کائنات به ویژه کره زمین و آنچه که بر روی زمین است را نیز آفرید. سپس به فرشتگان اعلام کرد، که در نظر دارد ما را که یکجا میرانده بود؛ به مرور به کره زمین بفرستد؛ و با دادن شانس زندگی دوباره در زمین، یک آزمون دیگری از ما بگیرد. آنچه که در این رابطه از ما انتظار دارد فقط یک چیز است: ”  به جای گوش فرا دادن به وسوسه های نیمه ی منفی من، به سخنان خودم گوش کنید. من جهت سخن گفتن با شما، به هیچ فرشته و پیامبر و امام و رهبر و واسطه ای نیاز ندارم. آنچه را که لازم است خودم برای تان و درون وجود خودتان روشن خواهم ساخت.” !

تردیدی ندارم که خواهید گفتف هرگز چنین امری صورت نخواهد پذیرفت؛ و مردم همواره به جای خدا به فرمان شیطان گوش فرا خواهند داد. آری حق با شماست، این مورد تا زمانی ادامه خواهد یافت؛ که کسی نداند خدا و شیطان دو بخش یک موجودیت هستند. تنها امری که میان شان تفاوت به وجود می آورد؛ مثبت و منفی بودن اهداف و خواسته های آنان است. مگر نمی بینید که شیطان هم به راحتی درون مغز مردم خانه می کند و آنان را به بیراهه راه می نمایاند؟ کدام قدرت دیده و نادیده ای می تواند در کنه وجود شما و دیگران وارد شود؛ و در فکر شما نفوذ کند و شما را به گرفتن تصمیمات اشتباه وا بدارد؟ جز اهریمن هیچ موجود دیگری چنین توانی را ندارد. خدا خودش همیشه در وجود ما حضور دارد؛ زیرا هنگام آفریدن ما، بخشی از روح خودش را در ما دمیده است. ما چه بخواهیم و چه نه، روحمان با روح او ممزوج گشته است. بر این اساس، هنگامی که بخش منفی وجود آفریدگار در ما رسوخ می کند؛ بخش مثبت آن که در داخل روح ما حضور دارد؛ مایل است که ما با آن بخش غیر مثبت و اشتباه اندیش مبارزه نمائیم. اگر چنین کنیم، به وی در مبارزه ای که با نیمه وجود خودش دارد یاری رسانده ایم. اما اگر چنین نکنیم و باز هم فریب نمامی های شیطان وسوسه گر را بخوریم؛ به وی که آفریدگار بزرگ و روزی دهنده و نعمت بخشنده به ما می باشد خیانت کرده ایم!

نافرمانی ما به شیطان، خدا را در نشان دادن برتری خویش به او یاری می رساند. اما این کار چه نفعی برای ما دارد؟ همانطوری که خدا جهت پیروز شدن بر نیمه ی منفی خودش به ما نیاز دارد؛ ما نیز برای رسیدن به کمال مطلق، به ادامه ی مبارزه خویش با آن نیمه آلوده گردان و تباهی آور و گمراه کننده و شر رساننده، به خاطر آرمان بی نهایت ارزشمندی که خدا، برای آدم هائی که در مسیر انسان شدن و انسان بودن و انسان ماندن گام بر می دارند در نظر گرفته است؛ نیاز کتمان ناپذیری به او داریم. زیرا موجودی با این درجه از انسانیت، استحقاق رسیدن به عرش کبریائی او را دارد؛ تا در کنار فرشتگان پاک آن آفریننده ی بی همتا قرار بگیرد. و به شأنی که یافته است بنازد!

برای همین هدف، و تکامل یافتن نوع بشر از حضیض ذلت در زمین، و رسیدن به اوج عزت در عرش پروردگار یگانه، هیچگاه قرار نیست که این دنیا، و تمامی کائنات در یک روز( که آخوندها می گویند آن یک روز پنجاه هزار سال طول می کشد)؛ همه چیز در هم بچید و از هم بپاشد و فرو بریزد و دنیا نابود گشته و به آخر برسد. و شما از واهمه سوختن در آتش جهنم، همین بهشت زندگی کنونی تان را نیز تباه گردانید. به شرط آن که در انسانیت به تمامی و به کمال ثابت قدم باشید؛ و نیکوکاری را از لا به لای نوشته های کتاب های گمراه کننده به اصطلاح آسمانی نیآموزید. چنانچه فقط به خالق تان اعتماد نموده و ایمان داشته باشید؛ نیمه ی دوم آن را درون چاه نافرمانی تان محبوس نمائید. تا همیشه باور داشته باشید؛ که خدا وحشتناک نیست که از او بترسید؛ از آدم های ناانسانی بترسید، که می خواهند بر شما خدائی کنند!

” به خدا که غم پرده ی شما ندرد

گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید”!

محترم  مومنی

 

مطلب قبلیواکنش محمود بهمنی به ۲ میلیارد دلار جنجالی
مطلب بعدیتصاویر بازگشت حمید جبلی به دنیای بازیگری با درخواست معتمدآریا و کیانیان
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.