به میمنت و مبارکی، تکلیف وظایف رئیس جمهور آینده رژیم مشخص شد!

0
46

هرگاه که یکی از مسؤلان حکومت جباران در میهن اشغال شده مان، در جائی از کشور در مورد مسائل روز مملکتی صحبت می کنند؛ بیش از پیش به دنائت ذاتی ایشان پی می بریم. در روزهای جاری که به برگزاری انتخابات ریاکارانه ریاست جمهوری دوره دوازدهم نزدیک می شویم؛ هر کدام شان در گوشه ای از ایران برای مردم، از خصوصیاتی که یک رئیس جمهور خوب و مسؤل و کاردان باید داشته باشد سخن می گویند. ناگفته پیداست، که این تلاش های مذبوحانه در شرایط کنونی، بیانگر شدت گرفتن میزان اختلافات درونگروهی جناح های مختلف در داخل خودشان است. که مردمان الکی خوش بین، از آنها طوری برداشت می کنند؛ که کاملا با دیدگاه کسانی، که با بدبینی واقعی خودشان، به کوشش های حقیرانه چند روز مانده تا انتخابات می نگرند؛ و به گونه ای دیگر سوای خوش بینان حرفه ای، به آن می پردازند تفاوت های بسیاری دارد!

نگاهی اجمالی به دو نظریه اخیر، که اولی را پاسدار رحیم صفوی در کاشان مطرح ساخته، و دومی را نیز آخوند بدون عبا و عمامه، حسین شریعتمداری مدیر مسؤل و سردبیر روزنامه کیهان، و نوکر همیشگی مقام عظمای رهبری سید علی خامنه ای، در روزنامه اش نوشته است. به روشنی نشان می دهند و برای ما مشخص و مسلم می سازند؛ که این افراد جان نثار رهبری، تا کجای قضیه انتخابات پیش رو با هم کنار آمده اند؛ که هر دو در یک روز و تاریخ، شمشیرشان علیه حسن روحانی را، که می دانند بدون تردید یکی از کاندیداهای انخابات آتی می باشد چنان از رو بسته اند؛ که حتی نه فقط شکل ظاهری گفتارشان، بلکه محتوای باطنی و مفهوم سخنان شان نیز، با یکدیگر مساوی و هم جهت و هم معنا می باشند!

حسین شریعتمداری در این ارتباط گفته است: ” دولت که در کلاس اقتصاد مقاومتی رفوزه شده است کنار بکشد. این، هم به نفع ملت است و هم به نفع خودشان.” ؛ پاسدار رحیم صفوی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب شوم اسلامی، که مشاور نظامی سید علی خامنه ای نیز هست. در سخنانی که در یک گردهمآئی در شهر کاشان ایراد کرد؛ با حمله به حسن روحانی رئیس جمهور کنونی رژیم خونخوار آخوندی گفته است: ” رئیس جمهور باید کار بلد باشد، صادق باشد، آمار غلط ندهد و ولایتمدار باشد. لازم به ذکر است، امروز در کشور ما، یک گفتمان واحد رهبری وجود دارد؛ و گفتمان دیگری معنا ندارد.” !

سپاهی پاسدار رحیم صفوی همچنین افزوده است: ” امیدواریم دولت آینده، خودش را در زیر مجموعه رهبری بداند؛ و خودش را نفر دوم بداند؛ و آنچه را که رهبری می گوید عمل کند.” ؛ مدیر مسؤل روزنامه کیهان نیز در همین راستا، با اشاره به سخنان خامنه ای در آغاز سال نو، با کنایه به حسن روحانی گفته است: ” وقتی مقتدای امت چند سال پی در پی بر ضرورت اقتصاد مقاومتی اشاره می کنند؛ نشانه آن است که مسؤلان اجرائی کشور در این کلاس رفوزه شده اند. این رفوزه شدن هم فقط می تواند دو معنا داشته باشد. معنایش این است، یا نمی توانند و تخصص لازم را ندارند؛ و یا نمی خواهند، چون دغدغده اش را ندارند. که در هر دو صورت نتیجه یکسان است. “!

حسین شریعتمداری مدیر مسؤل روزنامه کیهان، در پایان حرفهای خودش خاطرنشان کرده است: ” تنها راه چاره، کناره گیری ایشان است. وگرنه این قافله تا به حشر، لنگ باقی می ماند. این کناره گیری، هم به نفع مردم است و هم به نفع خودشان.” جالب توجه است که هر دوی این مخالفان دولت کنونی(شیخ حسن روحانی و اعضای کابینه اش) در سال خورشیدی ۱۳۹۲ موقعی که انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری انجام شد؛ تقریبا مشابه همین سخنان را، اما به شکلی دیگر، که فقط جنبه توصیه و سفارشی دوستانه به دولت جدید باشد؛ را به گونه سربسته خطاب به روحانی و وزرای انتخابی وی مطرح ساخته بودند.در همان زمان هم تکیه کلام شان، بر روی خواسته های رهبر و میزان رضایتمندی او از عملکردهای قوه مجریه بود. منظورشان هم از ایهمه مجیز گوئی در مدح خامنه ای، که می گویند: ” مهم ترین وظیفه یک مسؤل درون نظام، اهتمام ورزیدن دولت، برای آنچه که مقام معظم رهبری به مصلحت حکومت بداند است.” جز جلب حمایت خامنه ای از افراد پیشنهادی ایشان، برای منتصب شدن به ریاست جمهوری نیست و نبوده است!

اختلافات میان اصولگراهای تندرو و اصلاح طلبان میانه رو، هرچند که از آغاز شدن این مبحث توسط سید محمد خاتمی و مهدی کروبی به وجود آمده است. اما پس از کشته شدن علی اکبر هاشمی رفسنجانی، ریشه این اختلافات ضخیم تر نیز گردیده است. به احتمال بسیار زیاد، اکنون که یک دوره از دو دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد می گذرد؛ و طبق مفاد قانون اساسی رژیم ملاها، وی اجازه دارد؛ که باری دیگر جهت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری حکومت اسلامی خودش را نامزد نماید. این جبهه گیری های آقایان مخصوصا فرمانده سپاه پاسداران نیز، برای دور ساختن حسن روحانی از صحنه انتخابات، و گشایش فضای بیشتر برای رأی آوردن احمدی نژاد یا یکی از کاندیداهای اصولگرای باند ایشان است. تا همانند دو دوره نهم و دهم ریاست جمهوری، هر گونه سوء استفاده ای که بتوانند و بخواهند؛ از حوزه ی اختیارات رئیس دولت، که رئیس آن رفیق مسجد و میخانه خودشان است بنمایند!

روشن شدن تکلیف اصلی رئیس جمهور آینده حکومت ننگین آخوندی، که از هم اکنون با سخنانی که رحیم صفوی و شریعتمداری در این باره بیان نموده اند. مانند مشاوره دادن غیر مستقیم شرکای یک تجارت بزرگ به همدیگر است. اینها که هر دو نفرشان یار غار خامنه ای و عصای دست او در موقعیت های  حاد حکومتی می باشند؛ نه آن که فقط برای رئیس جمهور آینده دست و پا گیر خواهد بود؛ بلکه مصیبتی شدیدتر از گذشته است؛ که باز هم مشکلات سنگین دیگری را در مقابل ملت ایران قرار خواهد داد!

مگر آنکه مردم، در این روزهائی که نزدیک به برگزاری انتخابات می باشد؛ چاره ی کار را از پیش بیندیشند؛ و با شرکت نکردن در انتخابات ظاهری، و انتصابات واقعی ریاست جمهوری حکومت پلید اسلامی، که نتیجه شوم آن از هم اکنون به وضوح مشخص است. چون که فرد مورد نظر این افراد یا این باند دغلباز(سید علی خامنه ای و دار و دسته ی اصولگرای وی)، به طور حتم و یقین مشخص گردیده است. مردم ایران ناگزیرند که از همین حالا، جهت نرسیدن به شرایط بحران زای پس از انتخاب دروغین و انتصاب واقعی رئیس جمهور دوره دوازدهم، کارستان برپائی یک رستاخیز همگانی را تدارک ببینند. چرا که در حال حاضر، شرایط بین المللی جمهوری ملاها تا حدی وخیم گشته است؛ که یک حرکت ملی مردم آزادیخواه ایران در این برهه زمانی، مورد حمایت دیگر ممالک جهان و ملت های ایشان واقع خواهد شد!

بنابراین، جای بسی تأسف خواهد بود؛ که ملت میهن پرست ایران، همچون امت بلاهت پیشه ی رژیم، خودشان را وارد معرکه انتصاباتی بکنند؛ که نه رأی شان خوانده خواهد شد؛ و نه حضورشان کوچک ترین اهمیتی نزد این اهریمنان جنایت پیشه خواهد داشت. اما آخوند سودجوی ناانسان، به راحتی می تواند که از شرکت نمودن ملت در این انتصابات، نفع فراوانی را به خود و حکومت اش اختصاص بدهد. زیرا که این هزارخط های روزگار، با به وجود آوردن سیاهی لشگر حضور مردم ایران در صف های درون حوزه های رأی گیری، بهترین و بیشترین سودهای سیاسی را نصیب خودشان بنامایند. چون که باز هم رژیم منحط و پوسیده و واپسگرای اسلامی، با گذاشتن تصاویر مربوطه در خبرگزاری های بین المللی، باری دیگر می تواند به جهانیان نشان بدهد؛ که در میان مردم ایران چقدر طرفدار و هواخواه دارد!

آیا موافق هستید که دیگران، چنین تعبیری نسبت به عقیده شخصی و فردی شما، در باره حاکمیت ملاهای اشغالگر و سودپرست و دروغپرداز و قدرت پرست در کشورتان داشته باشند؟ پاسخ به این پرسش دو واژه بیشتر نیست. یا ” آری ” و یا ” نه ” ، در ارتباط با کسانی که به جواب اول بسنده می کنند؛ چون که نمی توانیم ایشان را در زمره ی ملت میهن پرست ایران برشمریم؛ حرفی نمی زنیم. ولی به آنهائی که پاسخ دوم( نه ) را به این پرسش می دهند؛ عرض می کنم، بکوشید و دیر ننمائید؛ چرا که …. ” علاج واقعه ” را بایستی که قبل از ” وقوع ” آن نمود. همین و بس!

محترم مومنی

مطلب قبلیبقایی روحانی را به مناظره دعوت کرد
مطلب بعدیبه کردهای سوریه و عراق: گام به گام تا کشوری مستقل و نظامی کنفدرال
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.