«به‌زودی پنج یا شش کشور دیگر با اسرائیل روابط دوستانه برقرار می‌کنند.»! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
113

جمله بالا بخشی از بیانات پرزیدنت ترامپ در روز سه‌شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ خورشیدی، برابر با پانزدهم سپتامبر ۲۰۲۰ میلادی بود؛ که هنگام حضور وزرای خارجه دو کشور امارات متحده عربی و بحرین و نیز بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل در کاخ سفید، جهت امضای تفاهم‌نامه صلح و دوستی میان سه کشور نامبرده در کاخ سفید در واشنگتن بیان کرده است!

به گزارش خبرگزاری «رویترز»، آقای ترامپ در جریان این رویداد تاریخی در کاخ سفید در ایالات‌متحده همچنین گفته است: «به‌زودی شاهد یک خاورمیانه جدید خواهیم بود.» (خاورمیانه جدید چگونه شکل خواهد گرفت؟)!

مذاکرات پنهانی و بسیار مهم مشاور ارشد رئیس‌جمهوری آمریکا آقای «جرد کوشنر» (داماد دونالد ترامپ)، با دولتمردان کشورهای عربی منطقه، به‌ویژه شیخ‌نشین‌های حوزه خلیج همیشه پارس بی‌نتیجه نماند؛ و او که خودش هم دارای تدین یهودی است؛ و بدون تردید می‌بایست که اهم تلاش‌های خویش را، برای سربلندی و توفیقات روزافزون کشور اسرائیل و قوم یهود، نه‌فقط در خاورمیانه، بلکه در سراسر جهان نیز به کار ببرد. موفق شد با هر شیوه‌ای که مصلحت می‌دانسته است. سران ممالک عربی درون منطقه، مخصوصاً شیخ‌نشین‌های مستقر در «دریای عمان و سواحل خلیج همیشه پارس» را متقاعد کند؛ که دوستی ایشان با اسرائیل، ضمن آن‌که یک توفیق تاریخی دوجانبه برای همگی ایشان خواهد بود. می‌تواند یک تاکتیک سیاسی کاملاً حساب‌شده نیز، در مقابل حملات احتمالی رژیم ننگین و قدرت پرست آخوندی در ایران به همگی ایشان باشد؛ که بدون شک چنین نیز هست!

سیاست گزاران زیاده‌طلب جمهوری پلید اسلامی، به این سخن رهبر نخستین انقلابشان، سید روح‌الله الموسوی الخمینی که گفته بود: «جنگ برای ما نعمت می‌آورد.» اعتقاد راسخ دارند؛ که در شرایط بسیار اسفبار کنونی حاکمیت روبه‌زوال ایشان، پدید آوردن یک حمله نظامی به یکی از همسایگان ایران، به‌ویژه شیخ‌نشین‌های کوچک داخل حوزه خلیج پارس می‌تواند. آن‌ها را از بیشتر فرو رفتن درون باتلاق فروپاشی و سرنگونی حاکمیت منحط و استبدادی‌شان نجات بدهد!

ازاین‌رو، دولتمردان حکومت فعلی ایالات متحد آمریکا، مخصوصاً آقای جرد کوشنر، با علم به این قضیه، از همان نخستین روزهای به ریاست جمهوری رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا، کاملاً آگاهانه اقدام به برداشتن گام‌های تعیین‌کننده‌ای دراین‌باره نمود؛ زیرا با این شیوه (ایجاد دوستی میان کشورهای بزرگ و کوچک عربی درون منطقه خاورمیانه با اسرائیل)، آرمان تبهکارانه جنگ‌افروزی آخوندها در میان این کشورها را، درون نطفه‌اش خفه کند که کرد؛ و موجودیت پلید آن را از اعتبار ساقط نمود!

چراکه ازاین‌پس گرداگرد این ممالک کوچک شیخ‌نشین هم‌جوار با ایران، مجهز به سلاح‌های بسیار پیشرفته جنگی که اسرائیل به ایشان می‌دهد خواهند شد؛ و بروز هرگونه خطری از سوی حاکمیت دیکتاتوری آخوندی در ایران نسبت به ایشان خنثی می‌گردد!

«به‌زودی پنج یا شش کشور دیگر با اسرائیل صلح می‌کنند.» این جمله را رئیس‌جمهور آمریکا به عبث و باری به هر جهت بیان نکرده است. وی از طریق دامادش کاملاً در جریان است؛ که تاکنون کدامیک از کشورهای موردنظر، در پاسخ پیشنهادهای آقای کوشنر، چراغ سبزشان در این رابطه را در مقابل او افروخته‌اند؛ و به پیشنهادهای صلح‌آمیز وی پاسخ مثبت داده‌اند؟!

به گزارش «یورونیوز» آقای ترامپ در این جلسه، از همه افرادی که برای ایجاد صلح و دوستی میان امارات متحده عربی با اسرائیل و نیز شیخ‌نشین بحرین با اسرائیل و استقرار روابط دیپلماتیک میان ایشان تلاش کرده‌اند سپاسگزاری نموده است. وزیر امور خارجه شیخ‌نشین امارات متحده عربی نیز، با بیان جملاتی، ایجاد صلح و دوستی میان اسرائیل با کشورش را، بدون دونالد ترامپ و تیم او غیرممکن دانسته است!

اخیراً یک مقام آمریکائی به خبرگزاری‌ها گفته است؛ احتمال زیادی وجود دارد که شیخ‌نشین قطر نیز جهت ایجاد روابط دیپلماتیک با اسرائیل به این امر بپردازد. بعضی از صاحب‌نظران هم می‌گویند: کشور سلطان‌نشین عمان نیز، با آن‌که هم با جمهوری اسلامی و هم با ایالات‌متحده روابط دوستانه دارد. درصدد ایجاد کردن روابط صلح‌آمیز دیپلماتیک با اسرائیل است!

بعید به نظر نمی‌رسد که در کوتاه‌مدت، عربستان سعودی نیز به جمع متفقان با اسرائیل بپیوندد؛ و بعد از او سایر ممالک عربی در خاورمیانه و به‌خصوص درون حوزه خلیج پارس هم از بقیه تبعیت کنند؛ و با این حرکت «تاکتیکی» خود، زیر و رو و سطح و پیرامون «استراتژی» یهودستیزی هیتلر زمانه، سید علی خامنه‌ای و همه قوم و قشون وی را، کاملاً بپوسانند و همه‌شان را درون قبرستان تاریکی و انزوای اجباری‌شان مدفون سازند!

بوی متعفن جسد گندیده و بی‌صاحب جمهوری ننگین اسلامی، چنان در همه‌جا انتشاریافته که حتی خودشان دچار انزجار از این بوی ناخوشایند شده‌اند. تا جائی که عقل و بصیرت شان را هم ازدست‌داده‌اند؛ و در این شوره‌زار بی‌کسی و ورشکستگی مادی و معنوی دولت شان و رسوایی‌های پنهان‌کاری‌شان درباره میزان شیوع «ویروس کرونا» در کشور ناگزیر گشته‌اند؛ که خود هم به‌صورت خویش سیلی بزنند!

با شروع سال تحصیلی جدید، موظف‌اند که کتاب‌های درسی مقاطع مختلف آموزشی در کشور را آماده کنند؛ و در اختیار دانش آموزان کشور بگذارند. چنین کرده‌اند، اما این کتاب‌های درسی را مانند سالهای پیش به چاپ نرسانده‌اند. کاملاً خبیثانه و نابخردانه و مزورانه، عکس دخترها را از صفحه اول همه کتاب‌های آموزشی حذف نموده‌اند. نزدیک یک هفته می‌گذرد؛ که بسیاری از دانش آموزان دختر و پسر، حتی پدرها و مادرهایشان، به‌تلافی حذف شدن تصویر دخترها از کتاب‌های درسی ایشان، آن‌ها هم به پاره کردن عکس خمینی دجال از درون همه کتاب‌های درسی‌شان پرداخته‌اند. تا پوزخندی تحقیرآمیز و دهن‌کجی خوارکننده‌شان نسبت به کسانی که عکس دخترها را از کتاب‌های ایشان برداشته‌اند را تحویل شان بدهند!

هیتلر زمانه خامنه‌ای بی‌مقدار و فرومایه کاملاً فهمیده است؛ که خود و رژیم منفور و همدستان بی‌کفایت اش، نه‌فقط از بیرون مرزهای کشور مورد طعنه و استهزاء دولتمردان ممالک همسایه و برخی دیگر قرارگرفته‌اند. از درون نیز بسیاری از خانواده‌های دلیر ایرانی به‌اتفاق فرزندانشان، مشغول دادن پاداش ملت آزاری آن‌ها به ایشان می‌باشند!

سران وحشت‌زده جمهوری بی‌کفایت آخوندی در ایران، چون به‌وضوح می‌دانند که همه مردم این سرزمین مخالف «حجاب اجباری» در کشورشان می‌باشند. ترفند جدیدی را به کار گرفته‌اند؛ که به‌وسیله آن، خنجر تیز و کشنده مخالفان درونی و بیرونی را از روی گلوی خود و حکومت رسوایشان بردارند. تا که شاید چند صباح دیگر هم زنده باشند و به کشتار بی‌گناهان بپردازند؟!

به همین خاطر، پای چند تن از اصولگراهای تندرو از برخی از نهادهای حکومتی‌شان را، جهت انجام گرفتن مناظره‌ای در رابطه با سودها و زیان‌های قانون «حجاب اجباری» به تلویزیون دولتی رژیم شان کشانده‌اند. تا که ننگ برداشتن عکس دختران از داخل کتاب‌های دانش آموزان را «ماست‌مالی» کنند!

نمی‌دانند این کار «زدن سنگ به درب بسته است»؛ چراکه حتی اگر اجازه بدهند؛ که زنان و دختران ایران با «بی کی نی» به خیابان بی آیند؟ این دغل‌کاران اشغالگر و جنایتکار باید بروند و کاخ ظلم و ستمشان به خرد و کلان و مرد و زن و پیر و جوان ایرانی سرنگون گردد!

محترم مؤمنی

مطلب قبلیاکنون که حکم اعدام جمهوری اسلامی صادر شده است چه باید کرد؟! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مطلب بعدیمکانیسم ماشه برجام علیه جمهوری اسلامی فعال شد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

پاسخ معادله زیر را وارد نماید: *