شرکت فضایی “بلو اوریجین”(Blue Origin) برای طراحی یک “ماه‌نشین”(lunar lander) برای برنامه “آرتمیس” ناسا با شرکت‌هایی به نام “لاکهید مارتین”(Lockheed Martin)، “نورثروپ گرومن”(Northrop Grumman) و “دارپر”(Draper) همکاری کرده است.

“جف بزوس”(Jeff Bezos) بنیانگذار شرکت “بلواوریجین” روز سه‌شنبه در “کنگره بین‌المللی فضانوردی ۲۰۱۹” در واشنگتن دی سی از امضای این توافقنامه خبر داد و اظهار کرد هدف این توافق توسعه یک “سیستم سطح نشین انسانی”(Human Landing System) است تا فضانوردان آمریکایی بتوانند تا سال ۲۰۲۲ بار دیگر به ماه گام نهند.

اگر ناسا به هدفش که بازگشت به ماه طی پنج سال آینده است، برسد نه تنها به یک سطح نشین سرنشین‌دار جدید نیاز دارد بلکه به یک نسل جدیدتر از ماژول کوچک ماه که در خدمت برنامه آپولو است نیز نیاز دارد. این بدان معناست که یک سطح نشین بسیار بزرگ‌تر و پیچیده‌تر که توانایی حمل بارهای بیشتر را دارد و می‌تواند برای مدت زمان طولانی‌تر روی ماه بماند و تا حدی قابل استفاده مجدد باشد، نیاز دارد.

برای دستیابی به این هدف، چهار شرکت فضایی تصمیم گرفته‌اند تیمی تشکیل دهند که هر کدام مسئولیت یک قسمت از ساخت فضاپیما را بر عهده بگیرند.

بنابر گزارش‌ها، بلو اوریجین به عنوان پیمانکار اصلی با مسئولیت کلی در مدیریت برنامه‌ها، مهندسی سیستم‌ها و ایمنی ماموریت فعالیت خواهد کرد. علاوه بر این امور، بلواوریجین  ساخت قطعه‌ای برای فرود موسوم به(Descent Element) را بر عهده خواهد داشت. این فضاپیما نیز همانند فضاپیمای “ماه آبی یا بلو مون”(Blue Moon) طراحی شده و مجهز به موتور BE-۷ شرکت بلواوریجین است و می‌تواند سطح نشین را به سطح ماه ارسال کند.

در همین حال، لاکهید مارتین برای بازگشت فضانوردان به مدار قطعه‌ای برای صعود موسوم به(Ascent Element) قابل استفاده مجدد را خواهد ساخت و مسئولیت عملیات پرواز و آموزش را نیز بر عهده خواهد گرفت. شرکت نورثروپ گرومن نیز قطعه انتقال موسوم به(Transfer Element) را تولید می‌کند که سطح نشین را به ماه می‌رساند و شرکت دراپر نیز روی بخش‌های هدایت فرود و اویونیک فضاپیما کار می‌کند.

اصطلاح “اویونیک” یا الکترونیک هوانوردی(Avionics) یک تکواژ مرکب است که از ترکیب دو کلمه(Aviation و Electronics) ایجاد شده و معمولا اشاره به تجهیزات الکترونیکی هواپیما، ماهواره و فضاپیما مانند نمایشگرها، کامپیوترها، حسگرها، عملگرها و فرستنده-گیرنده‌های آن‌ها دارد.

به گزارش ایسنا و به نقل از گیزمگ، “باب اسمیت”(Bob Smith)، مدیر عامل شرکت بلو اوریجین گفت: چالش‌های ملی خواستار پاسخ ملی است. ما مفتخریم که با همکاری چند شرکت فضایی دیگر می‌توانیم وسیله‌ای را که هدف آن ارسال فضانوردان ناسا به ماه است را توسعه دهیم.

مقاله قبلیفغانی داور فینال لیگ قهرمانان آسیا شد
مقاله بعدیمحمدرضا فقیهی، وکیل: به افشا و انتشار اسناد محرمانه متهم شده‌ام؛ اتهامات را قبول ندارم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.