بغضی کهنه برای تولد کشور مستقل کردستان: کنار نهرهای دجله زانو زدیم و گریه کردیم؛ اما اینبار اشک شوق برای آزادی و استقلال یک ملت

0
281

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

کسانی که کتب مقدّس عهد عتیق را خوانده باشند، نیک می دانند که یکی از حزن انگیزترین و جانکاه ترین بخش های آن به زمانی برمی گردد که یهودیان را به اسارت به زنجیر می کشند و به بابل می برند و فاتحان با تمسخر و تحقیر از اسیران می خواهند که آوازهای شادی پروردگارشان را از کتب مقدّس شان بخوانند و برقصند: «کنار نهرهای بابل نشستیم و گریه کردیم…»؛ طنین جریان عواطف انسانی را در سطر سطرشان می توان حس کرد. تراژدی کامل است و اشک های اسیران تلخ و سنگین و سرشار از فریادهایی که فریادرسی نمی یابند…

حالا پس از گذشته سده ها و هزاره ها گویا تاریخ کنار نهرهای دجله با ریختن مجدد اشک ها، “تکرار نمی شود که جبران می گردد”. چون اینک اشک شوق است که از بابت آزادی کردستان و نجات مردم از دست جبر و جور نهادینه و تاریخی شان از دیدگان بی اختیار می ریزد و زانوان نه برای خم شدن جلوی ظالمان و فاسدان که برای شکرگزاری به خاطر این پیروزی عظیم و تاریخی کُرنش می کند.

آن هم نه طی یک تراژدی که طی خلق یک حماسه “توسط مردم”، و درست زمانی که تقریباً تمام جهان با آن مخالف بود و تنها ملت-دولتی از آن حمایت کرد که معنای اسارات و آزادی تاریخی را تجربه کرده بود؛ چنان که در کتاب مقدّس شان نقش بسته است: «و بر غریب‌ ظلم ‌منما، زیرا که‌ از دل‌ غریبان‌ خبر داری، چون‌ در سرزمین‌ مصر بیگانه‌ بودیی».