بغداد اینک شهری بی دفاع؛ پس پیش به سوی بغداد

0
263

دکتر کاوه احمدی علی آبادی
عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری
عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

بغداد اکنون در آسیب پذیرترین شرایط اش برای سقوط به سر میبرد و دولت مالکی و رژیم ملاها نیز بابت حملات رعد آسای انقلابیون عراقی حسابی غافلگیر شده و در سردرگمی و شوک کامل به سر می برند. تا زمانی که رژیم مالکی فرصت بازسازی نیافته می توان این سقوط را با کمترین تلفات عملی ساخت، ولی اگر فرصت به او داده شود، خود را دوباره سازماندهی می کند. همان فرصتی که پس از نخستین ریزش بزرگ در ارتش سوریه روی داد و مبارزان سوری به سبب فقدان طرح ریزی قبلی از آن بهره نبردند تا رژیم اسد خود را به کمک متحدانش بازسازی و تقویت نمود. البته ما نیز با چنین تغییری در صفحه سوریه به سراغ سناریوی دیگری که جنگ فرسایشی منتهی به ساقط ساختن سوریه به همراه زمین زدن رژیم ملاها و قصاص پاسداران ایران در جوخه سوریه منجر شود، رفتیم.
در عراق نیز با سناریوی مشابهی مواجه ایم. اگر محاصره و تسخیر بغداد چنان رعد آسا صورت گیرد که شیرازه نیروهای نظامی باقی مانده برای مالکی از هم بپاشد، بغداد با کمترین تلفات و رژیم دست نشانده ملاها در آنجا با کمترین هزینه ساقط می شود. اما سناریوی طولانی شدن جنگ نیز با درکی درست از پهنه صفحه شطرنج خاورمیانه ای ما می تواند با درایت به نتایجی عالی منجر شود. بردن رژیم ملاها زیر بار یک جنگ فرسایشی دیگر در سراسر عراق و به خصوص اطراف بغداد و نخست درگیر ساختن و سپس زمینگر ساختن اش و در نهایت شکستن کمرش زیر بار هزینه های آن به همراه هزینه های تحریم ها. با این اوصاف با حرکتی که در عراق توسط مبارزان و مردم صورت گرفته و ما با سناریوهای بسیار مطلوبی برای رسیدن به هدف بزرگترمان روبرو هستیم و رژیم ملاها و دست نشاندگانش حسابی دچار گرفتاری شده اند. دولت مالکی که تا پیش از این انواعی از کمک ها را به رژیم اسد می کرد، حالا چنان دچار بحران و فروپاشی شده که خود محتاج کمک دیگران برای سر پا ماندن است، چه رسد که بتواند به دیگران کمک کند. از این نظر کارتان معرکه بود.
حالا انقلابیون عراقی از سمت شمال شرقی به بعقوبه و الخالص رسیده اند و از سمت شرق به ۴۰ کیلومتری شهر بغداد و کمربندی های امنیتی بغداد نیز سقوط کرده است. از سمت سامرا رزمندگان باید ورود و تسخیر شهر سامرا را رها کنند و باید با دور زدن و محاصره آن، باقی نیروها را به سمت دروازه های بغداد از سمت شمال بفرستند. البته محاصره سامرا تنها باید نظامی باشد (تا مزدوران مالکی نتوانند از آنجا به شما ضربه بزنند) و غذا و دارو و سایر مایحتاج زندگی باید آزادنه در سامرا به دست مردم برسد و مردم نباید به هیچ وجه در مضیقه قرار گیرند. ورود به سامرا نیز چون از اماکن مقدس مذهبی شیعی است می تواند منجر به شروع جنگ های مذهبی شود که باید از آن اجتناب کرد. فراخوان شیعیان برای جنگ به بهانه خطر مقابله با داعش که منجر به گسیل جوانانی به جبهه های جنگ شده دارای تنگناهایی است. نخست این که آنان هنوز آموزش ندیده اند و تا آموزش حداقلی ببینند بغداد سقوط کرده است. دوم اگر باقی مانده ارتش بتواند تا زمان آموزش اولیه نیروهای داوطلب مقاومت کند، آن آموزش کوتاه مدت هرگز برای مقاومت در مقابل رزمندگانی که در میدان های رزم سوریه آب دیده شده اند، کاری از پیش نمی برند و با دیدن اولین دشواری ها در میادین واقعی جنگ اگر به گریه نیافتند، فرار می کنند. سوم، بخش قابل ملاحظه ای از این نیروها لاجرم برای دفاع از اماکن مذهبی شیعی به شهرهای مختلف گسیل می شوند که عملاً از میادین اصلی نبرد در بغداد به دور و بی اثر می مانند. درضمن، گزارشات اطلاعاتی حاکی از این است که نه تنها روحیه ارتش عراق بسیار پایین است و خیلی از نظامیان عراقی اساساً آن را جنگی برای خود نمی بینند و حاضر نیستند در جنگی که برای حفظ قدرت مالکی و اربابان ایرانی اش است، کشته شوند، که حتی شیرازه سازماندهی و مدیریت و کنترل ارتش عراق با ریزش های مداوم از هم پاشیده است. در این شرایط برای فروپاشی کامل چند تاکتیک وجود دارد که انقلابیون عراقی باید همه را به آزمون عملی بگذارند:
نخست از طریق گسیل انبوهی از نفرات و ادوات رزمی پشت دروازه های بغداد تا رژیم مالکی با انواعی از فشارهای داخلی و خارجی و برای اجتناب از جنگی خونین ناچار به استعفاء یا فرار شود. دوم، از طریق تماس با فرماندهان و نظامیان باقی مانده ارتش عراق و تشویق شان به ترک جنگ تحمیلی و پیوستن به انقلابیون و نظامیان جدا شده از ارتش. در این راهکار فرماندهان نظامی عراقی که از گذشته با هم پیوندهای دوستی و همرزمی داشته اند، می توانند بسیار مفید واقع شوند و اگر سطح این ارتباطات و هماهنگی ها بی نقص باشد حتی واحدهایی نظامی در درون دیوارهای شهر بغداد را می توان ناگهان بر علیه دولت مالکی شوراند و همانجا کارشان را یکسره کرد. سوم، انجام پاره ای حملات نمادین و ضربه به برخی از نقاط حساس که به مدافعین ضربه ای روانی بزند و ایشان را به این نتیجه برساند که مقاومت بی فایده است؛ مثل حمله به ساختمان های دولتی در منطقه سبز بغداد و به خصوص دفاتر نخست وزیری و فرودگاه بغداد و غیره. حمله با خمپاره های برد بلند و موشک های به غنیمت گرفته شده به منطقه سبز بغداد برای این کار بسیار کاراست. استفاده از هلیکوپترهایی نیز که به غنیمت گرفته شده برای حمله به بغداد می تواند سودمند باشد. چهارم، حمله موثر به برخی از مناطق کلیدی که موجب ضربه ای کاری به رژیم مالکی شود؛ مثل شکار امنیتی مالکی و وزرا و فرماندهان سپاه قدس توسط عواملی در ارتش عراق که قول همکاری داده اند. یک بمب گذاری حساب شده در یکی از جلسات مهم نیز می تواند کار را تمام کند. فرودگاه بغداد نیز نقطه ای حساس و کلیدی است که از کار انداختن آن می تواند ضربه ای کاری به حساب آید و دولت در محاصره مالکی را فلج کند. پنجم، فتح عملی بغداد را پیش می کشد که با حملات واحدهای نترس و مجرب در رزمگاه سوریه شروع شده و با رخنه ایجاد شده به وسیله آنان، توسط بقیه نیروهای دنبال می شود. سناریوی دیگر طولانی شدن جنگ پشت دروازه های بغداد و فرسایشی شدن در سراسر عراق است که گرچه بر تلفات و هزینه های جنگ می افزاید، اما همزمان کابوسی حقیقی برای رژیم ایران خواهد بود. پس پیش به سوی فتح دوباره بغداد.
انقلابیون عراقی تا حد زیادی رزمندگانی را که از سوریه آمدند، توجیه کردند و آنان نیز به بسیاری از کارهای زشت و ضد انسانی متداول در سوریه مبادرت نورزیدند، اما هنوز برخی از کارهایی که به خصوص با نظامیان فراری و غیرمسلح می کنند، انسانی و اسلامی نیست. هر نظامی و دشمنی به محض این که اسلحه را کنار گذاشت و به آن دست یافتید، اسیر شماست و بنا به دستور اسلام حق ندارید که او را بکشید و باید رفتارتان با وی مناسب باشد و حتی از غذایی که خود می خورید به آنان دهید. ترساندن و جنگ روانی علیه دشمنان یک چیز است و انجام جنایت جنگی برای ترساندن چیزی دیگر است که به دومی مجاز نیستید.

مطلب قبلیخطر یورش ” داعش ” به عراق، به همکاری ایران با آمریکا می انجامد !
مطلب بعدیپیامی برای کبوتر طوقی «باغ رضوان» اصفهان
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.