بعد از گذاشت هفت ماه از صدور احکام محکومیت دراویش نعمت اللهی گنابادی محبوس در زندان اوین، قاضی صلواتی صبح امروز چهارشنبه ۱۸ دی، آن‌ها را به دادگاه انقلاب تهران فراخواند.

 قاضی صلواتی در حالی این هفت درویش را به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب احضار کرده است که اینک دو سال از حبس آنان در بند ۳۵۰ اوین می‌گذرد.

این عده که از وکلا و فعالان حقوق دراویش هستند به دلیل گذشت هفت ماه از صدور حکم، احضاریه قاضی صلواتی را خالی از دلیل موجه دانسته و از حضور در دادگاه استنکاف ورزیده‌اند.

احضار این دراویش به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب درحالی صورت گرفته است که ایشان در ابتدای هفته جاری، شکایتنامه‌ای را با موضوع تخلفات قاضی صلواتی در روند رسیدگی به پرونده و همچنین تحدید حقوق قانونی زندانیان، به دادسرای انتظامی قضات ارسال کردند.

گفتنی است؛ دو تن از این دراویش که هم اکنون در بیمارستان تجریش بستری هستند، ‌ جداگانه و به صورت شفاهی از طرف این قاضی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب احضار شده‌اند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، حمیدرضا مرادی، فرشید یداللهی، مصطفی دانشجو، امیر اسلامی، افشین کرم‌پور، امید بهروزی و رضا انتصاری از وکلای زندانی و مدیران سایت مجذوبان نور هستند که با حکم صلواتی مجموعا به ۶۰ سال حبس محکوم شده‌اند. آن‌ها در هیچ یک از جلسات دادرسی پرونده حضور پیدا نکرده و معتقد هستند دادرسی پرونده بر اساس قانون صورت نگرفته و تاکنون دو بار موارد تخلف را با تنظیم شکایت به دادستان انتظامی قضات ارائه کرده‌اند.

مقاله قبلیبازداشت و محکومیت حمید بابایی دانشجوی ساکن بلژیک پس از ورود به ایران
مقاله بعدیوقفه در درمان، وضعیت جسمی حمیدرضا مرادی را وخیم‌تر کرد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.