غروب روز  دوشنبه   ۱۸ خرداد ماه زن زندانی عراقی در ۵۲ ـ مین روز اعتصاب غذا در زندان قرچک ورامین (شهر ری) به اغما فرو رفت و وضعیت او به حدی وخیم بود که زندانبانان ولی فقیه ناچار شدند او را  به یکی از بیمارستانها منتقل نمایند و چندین ساعت در آنجا بستری بود تا مجددا به هوش آمد و بلافاصله  به زندان مخوف و قرون وسطایی زندان قرچک ورامین بازگردانده شد .

او در اثر اعتصاب غذای طولانی مدت  ۵۳ روزه دچار کاهش شدید وزن ، افت فشار خون،کاهش دید، سردرد و سایر ناراحتیهای شده است و جان وی  در معرض خطر جدی قرار دارد.

زن زندانی عراقی  خانم بسمه جبوری محبوس در زندان قرچک ورامین در اعتراض به عدم درمان و عدم به اجرا در آوردن قرارداد حقوقی بین رژیم ولی فقیه و دولت عراق مبنی بر تبادل زندانیان در مورد خویش و شرایط قرون وسطایی حاکم بر این زندان از  ۱۹ فروردین ماه  دست به اعتصاب غذا زد و اعلام نمود تا رسیدن به خواسته هایش به اعتصاب غذای خویش ادامه خواهد داد.

زندانبانان ولی فقیه در طی این مدت او را چندین روز به سلول انفرادی منتقل نمودند و در آنجا وی را تحت شرایط غیر انسانی قرار دادند تا به اعتصاب غذای خویش پایان دهد.زندانبانان همچنین او را مدتی از تماس تلفنی منع نمودند.

بسمه جبوری متولد ۱۹۷۶  و دارای ۲ فرزند است .او نائب مدیر هتل معروف  منصور میلیا بغداد بود که در نزدیکی سفارت ایران در عراق است.یکی از ماموران  اطلاعات سپاه تروریستی قدس به نام محمد رضا قربانیان که تحت پوشش دیپلمات در سفارت ایران کار می کرد رابطه عاشقانه با وی برقرار نمود. خانم بسمه جبوری که یکی از فرزندانش سخت مریض بود و نیاز به درمان داشت و در عراق گویا شرایط درمان مهیا نبود مامور اطلاعات سپاه تروریستی قدس به او قول داد که  به ایران برود و به او کمک خواهد کرد که فرزندش تحت معالجات پزشکی قرار گیرد .

خانم جبوری در سال ۱۳۹۰ از طریق هوایی وارد فرودگاه موسوم به خمینی شد در آنجا بلافاصله توسط مامورین وزارت اطلاعات که منتظر او بودند دستگیر و به سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین برده شد و ۸ ماه تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت و حتی  تهدید به تجاوز شد .

سپس او را به بند زنان زندان اوین منتقل  و پس از۲۶ ماه او را به زندان قرچک ورامین منتقل نمودند.بازجویان وزارت اطلاعات با پرونده سازی علیه وی،  پرونده  او را به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست فردی به نام صلواتی معروف به قاضی مرگ فرستادند. صلواتی  وی را به اتهام جاسوسی برای سفارت امریکا  به ۵ سال حبس محکوم کرد.

زندانی بسمه جبوری ۱۹ ماه است که در زندان مخوف و قرون وسطایی قرچک ورامین زندانی است. او از حداقل امکانات اولیه انسانی محروم می باشد. او از بیماری حاد قلبی و کلیوی رنج می برد ولی  زندانبانان ولی فقیه از درمان و دادن دارو به وی خوداری می کنند.

مقاله قبلیطلا روی طلا از ارزش می افتد!
مقاله بعدیمذاکرات بین المللی بر سر طرحی برای تبعید اسد به روسیه
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.