پنجشنبه شب ۲۵ تیر ماه زن زندانی عراقی بسمه الجبوری در حالت بیهوشی و وضعیت وخیم جسمی  و بدلیل اعتراض همبندیانش بصورت اورژانس از زندان مخوف و قرون وسطایی زنان قرچک ورامین به بیمارستان ۱۰۰۰ تختخوابی تهران موسوم به بیمارستان خمینی منتقل شد.از زمان انتقال او به بیمارستان تا کنون از وضعیت و شرایط وی هیچ خبری در دست نیست و گفته می شود که خطر مرگ او را بصورت جدی تهدید می نماید.

شرایط و وضعیت جسمی زن زندانی عراقی بسمه الجبوری  در اثر اعتصاب غذای طولانی مدت ۱۰۱ روزه  بسیار وخیم می باشد و عملا او را در آستانه مرگ قرار داده اند . او دچار افت فشار خون ،کاهش قند خون،   کاهش شدید وزن کاهش دید و تب و لرز شده و گاها به کما فرو می رود .

جعفری دولت آبادی دادستان ولی فقیه به دستور وزارت اطلاعات از آزادی این زندانی خوداری می کند و آزادی او را   به نوشتن عفو و توبه منوط نموده است . اما زن زندانی عراقی از آنجایی که معتقد است بی گناه می باشد و دلیلی برای نوشتن توبه نامه نمی بیند اعلام کرده است که حاضر به نوشتن توبه نامه نیست.

این زن زندانی عراقی به سختی قادر به صحبت کردن به فارسی است و در زندانی محبوس است که از حداقل امکانات اولیه انسانی برخودار بوده  و دائما مورد اذیت و آزار و شکنجه روحی  زنان پاسداربند این زندان به نام های خاکی و امیری قرار دارد.

این ۲ زن زندانبان ولی فقیه از شکنجه گران شناخته شده و مورد تنفر زندانیان زن زندان قرچک ورامین می باشند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان ازفعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، زن زندانی عراقی  خانم بسمه جبوری محبوس در زندان قرچک ورامین در اعتراض به عدم درمان و عدم به اجرا در آوردن قرارداد حقوقی بین رژیم ولی فقیه و دولت عراق مبنی بر تبادل زندانیان در مورد خویش و شرایط قرون وسطایی حاکم بر این زندان از  ۱۹ فروردین ماه  دست به اعتصاب غذا زد و اعلام نمود تا رسیدن به خواسته هایش به اعتصاب غذای خویش ادامه خواهد داد.

مقاله قبلیشروط اسلامی اسلامگرایان داعش برای پوشش زنان
مقاله بعدیانتقاد صریح هاشمی رفسنجانی از نحوه رویت ماه شوال: در عید فطر هم وحدت نداریم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.