کامیار احمدی، پسرخاله ارشاد رحمانیان که جسدش ۲۴ آذر ماه در سد “گاران” مریوان پیدا شده گفت که خانواده او هیچ شکی ندارند که در بازداشت کشته شده است.

آقای احمدی گفت که ارشاد رحمانیان روز شنبه ۲۵ آبان ماه در اعتراضات در شهر مریوان شرکت داشته و یکشنبه ۲۶ آبان ناپدید شده و بعد از سه هفته جنازه اش با آثاری از شکنجه پیدا شده است.

طی روزهای گذشته گزارش هایی از پیدا شدن چند جسد در برخی از رودخانه‌های مناطق کردنشین و جنوب ایران منتشر شده است که منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی این اجساد را با اعتراضات آبان ماه در ایران مرتبط می دانند. ارشاد رحمانیان، جوان ۲۵ ساله مریوانی یکی از این جسدها است که بستگانش می گویند او زیر شکنجه کشته شده است.

کامیار احمدی، پسرخاله ارشاد رحمانیان گفت: “در اینکه در بازداشت و زیر شکنجه کشته شده ما هیچ شکی نداریم اما اینکه سند ما چی است یک جسد است با جمجمه شکافته که خاک کردیم. دست و پای شکسته و آثار کبودی در بدن. و اینکه روز یکشنبه ۲۶ آبان در اوج اعتراضات در شهر مریوان ناپدید می شود و خانواده مراجعه می کنند و جوابی نمی دهند. اما به خانواده تلفن می شود می گویند زندان سنندج است خانواده برای پی گیری می روند و می گویند اینجا نیست. بعد یک تلفن به خانواده می شود که یک جسد است بیایید شناسایی کنید و خانواده می روند و می بینند جسد او نیست.”

به گفته آقای احمدی، ارشاد رحمانیان در اولین روز اعتراضات در شهر مریوان جزو معترضان بوده و روز بعد یکشنبه ۲۶ آذر مادرش را به بیمارستان برده و به خانه می رساند و بعد از خانه بیرون می رود و ناپدید می شود. آقای احمدی گفت: “اینقدر فشار امنیتی در مریوان زیاد است و خانواده ها می ترسند که هیچ خبری از ارشاد ندادند. می ترسیدند اطلاع رسانی شود و برای برادران دیگرش مشکلی پیش بیاید. هرچه هم ما گفتیم که باید اعلام شود که بازداشت شده اما نگذاشتند.”

او درخصوص پی گیری های خانواده ارشاد رحمانیان گفت: “خانواده سراغ همه نهادها و کسانی که فکر می کردند می تواند کمکی بکند رفتند. از اداره اطلاعات مریوان تا سنندج و آگاهی و نیروی انتظامی و امام جمعه و هر نهادی که لازم بود. در پی گیری ها مطلقا بازداشت را انکار کردند اما یک تماس تلفنی از شماره ای که نیفتاده بود با یکی از دایی ها گرفته شد که بیایید زندان سنندج و ارشاد اینجا است خانواده به سنندج رفتند و آنجا منکر شدند و ما نمی دانیم این تماس از سوی چه ارگان یا چه کسی بوده. بعد دوباره یک تماس تلفنی گرفته شد که بیایید جسد ارشاد را شناسایی کنید خانواده رفتند و دیدند که ارشاد نیست. این تماس هم از شماره ای بوده که نیفتاده بود و باز ما نمی دانیم پشت این تلفن ها چه چیزی است.”

بیست و چهارم آذر ماه جنازه ارشاد رحمانیان در سد گاران پیدا شده است. پسرخاله اش به کمپین گفت: “روز ۲۴ آذر به خانواده خبر داده می شود که یک جنازه پیدا شده. محلی های سد گاران مریوان پیدا کرده بودند و تماس گرفته بودند. برادر ارشاد جسد را می بیند که آثار خون و شکنجه در بدن اش بوده. پدر ارشاد حین دیدن صورت متلاشی اش ارشاد سکته می کند و در سی سی یو بستری می شود. دور گردن و سرشانه ها کبود بوده، شکستگی دست و پا و شکاف جمجمه و خون که در ظاهر دیده شده. همان روز به پزشکی قانونی منتقل می شود و پزشکی قانونی کالبدشکافی کرده اما هیچ توضیحی درباره علت مرگ به خانواده نداده است.”

کامیار احمدی گفت: “روز ۲۵ آذر جسد را برای خاکسپاری تحویل دادند. پزشکی قانونی هیچ گزارشی نداد و در گواهی فوت هم دلیل مرگ را ننوشته اند. نه خفگی، نه آب گرفتگی و نه هیچ چیز دیگر ننوشته اند. پزشکی قانونی گفته ۴ ماه دیگر برگردید نظر می دهیم. اما نیروهای امنیتی، کسانی که مشخصا نمی دانیم از کدام سازمان هستند هنگام تحویل جسد در پزشکی قانونی به خانواده گفته اند بگویید خودکشی کرده. بگویید شکست عشقی و افسردگی داشته و خودش را کشته. در صورتی که از هرکسی سوال کنید ارشاد پسری سرشار از انرژی، همیشه خندان و ورزشکار بود. اهل موسیقی بود و آرزو داشت جهانگرد شود و زبان انگلیسی اش خیلی خوب بود. و سوال ما این است که اگر خودکشی کرده چرا دهها نیروی امنیتی آمدند خاکسپاری و جلوی هر فیلمی از جسد و خاکسپاری را گرفتند؟ نصف جمعیت در خاکسپاری ارشاد، نیروهای امنیتی بودند و همه می گویند ارشاد را بردند شکنجه کردند و کشتند الان می گویند خودکشی کرده.”

به گزارش کمپین حقوق بشر در ایران؛ ارشاد رحمانیان به گفته پسرخاله اش “فوریت های پزشکی خوانده و یک سال بود که لیسانس گرفته و داشت خود را برای فوق لیسانس آمده می کرد.”

مقاله قبلیمادر علیرضا انجوی: گلوله بر پیشانی اش خورده بود از خون پسرم نمی‌گذرم
مقاله بعدیقطعنامه محکومیت وضعیت حقوق بشر در ایران در مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.