صبح امروز جلسه دادگاه تجدیدنظر پرونده اتهامی مهران رهبری از دراویش گنابادی با حضور وی برگزار شد.

جلسه رسیدگی به پرونده مهران رهبری صبح امروز به ریاست قاضی سلیمی در شعبه ۳۴ دادگاه تجدیدنظر تهران برگزار شد، «اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی» عنوان اتهامی منتسب به این درویش گنابادی است. آقای رهبری با حضور وکیل مدافعان خود، آقایان املشی، غلامی و هرسینی به دفاع از خود در برابر این اتهام پرداخته است.

گفتنی است مهران رهبری در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود که با اعتراض ووکلای این درویش گنابادی به حکم صادره و درخواست تجدیدنظر خواهی، دادگاهی دیگر صبح امروز در شعبه ۳۴ دادگاه تجدیدنظر برای رسیدگی دوباره به پرونده اتهامی نشر اکاذیب با حضور وی در جلسه دادگاه برگزار گردید .

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور؛ این دوریش گنابادی به همراه بیش از ۱۵ تن دیگر از دراویش گنابادی و وکلا و پرسنل سایت مجذوبان نور در شهریور ۹۰ در شهر تهران بازداشت و نزدیک به ۱ ماه را در سلول انفرادی بند امنیتی زندان اوین نگهداری و مورد بازجویی قرار گرفت .

از میان دراویش گنابادی بازداشت شده در شهریورماه سال ۹۰ در شهر تهران؛ آقایان مصطفی عبدی به سه سال حبس تعزیری،‌ علی معظمی به دو سال حبس تعزیری، علیرضا روشن به یک سال حبس تعزیری و نصرت طبسی به شش ماه حبس تعزیری با اتهامات مشابه محکوم شدند.

مقاله قبلیبازجویی مجدد و شکنجه جسمی و روحی روحانی زندانی اهل سنت برای گرفتن اعترافات تلویزیونی جدید
مقاله بعدیخانه‌های مریخی چه شکلی خواهند بود؟
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.