گزارش‌های تازه رسانه‌های اسرائیلی از تحولی آشکار در استراتژی تل‌آویو نسبت به جمهوری اسلامی حکایت دارد. به گفته مقام‌های ارشد امنیتی، هدف اسرائیل “برچیدن کامل جمهوری اسلامی” تا پایان ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ است، هرچند برخی منابع دیگر از “زمان محدود برای وارد آوردن ضربه‌ای تعیین‌کننده” سخن می‌گویند.

به گزارش شبکه "کان" (Kan) اسرائیل، یک مقام بلندپایه دولتی که نامش فاش نشده، اعلام کرده هدف نهایی اسرائیل "برچیدن کامل رژیم ایران" تا پایان دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ است.

این مقام اسرائیلی افزوده که جمهوری اسلامی پس از جنگ دوازده روزه ژوئن گذشته که طی آن بخش بزرگی از توان موشکی‌اش را از دست داد، به‌طور شبانه‌روزی در حال بازسازی و تجهیز سامانه‌های پیشرفته موشکی خود است. به گفته این منبع، دستگاه‌های امنیتی اسرائیل با دقت “تمام تحولات میدانی و صنعتی جمهوری اسلامی” را زیر نظر دارند.

یک منبع امنیتی دیگر نیز به شبکه تلویزیونی کانال ۱۳ گفته است در صورت بروز درگیری جدید، “پاسخ اسرائیل به‌مراتب شدیدتر و گسترده‌تر از دورهای پیشین خواهد بود” و ارتش این کشور خود را برای نبردی طولانی‌تر از جنگ دوازده روزه تابستان گذشته آماده کرده است.

برخی رسانه‌های اسرائیلی مانند Emess تأکید می‌کنند که ساختار امنیتی اسرائیل پس از جنگ دوازده روزه ژوئن گذشته، سیاست مهار جمهوری اسلامی را به سمت “برچیدن کامل رژیم” سوق داده است. به گزارش این منابع، نهادهای اطلاعاتی اسرائیل در هفته‌های اخیر شاهد افزایش چشمگیر فعالیت‌های موشکی و دفاعی جمهوری اسلامی بوده‌اند. از دید مقام‌های امنیتی اسرائیل، این روند نه نشانه ضعف، بلکه بیانگر “احیای توان ضربتی رژیم ایران” است.

برخی منابع عبری حتی از "افق ۲۰۲۸" سخن گفته‌اند و اشاره کرده‌اند که در صورت پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات آینده، اسرائیل زمان بیشتری برای تحقق این هدف در اختیار خواهد داشت. در این چارچوب، ایده سرنگونی رژیم ایران دیگر یک رؤیای سیاسی نیست، بلکه در گفتمان امنیتی اسرائیل به‌ صورت "گزینه قابل بررسی" مطرح شده است.

روزنامه ژروزالم‌پست نوشته است که مقامات اسرائیلی بر این باورند با حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید و همسویی کامل واشنگتن با تل‌آویو، فرصت محدودی برای وارد آوردن “ضربه تعیین‌کننده” به رژیم ایران وجود دارد. در روایت این رسانه، تمرکز نه بر تغییر رژیم از درون، بلکه بر استفاده از فرصت سیاسی به منظور تضعیف توان هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی است.

با این حال، هنوز صداهایی در دستگاه رسمی امنیتی و سیاسی اسرائیل وجود دارد که نسبت به “سرنگونی رژیم ایران از راه حمله نظامی” تردید دارند. وزیر دفاع اسرائیل، ایسرائیل کاتس با صراحت پس از جنگ دوازده روزه گفته بود: “این‌طور نیست که ما هدف سرنگونی رژیم را برای خود تعیین کرده باشیم. از هوا، سرنگون کردن یک رژیم کار ساده‌ای نیست.”

کارشناسان معتقدند سیاست اسرائیل در برابر جمهوری اسلامی اکنون در میانه یک دوگانگی آشکار قرار دارد: کشوری که از یک‌سو می‌خواهد تهدید جمهوری اسلامی را برای همیشه از میان بردارد، اما از سوی دیگر می‌داند ورود به پروژه “تغییر رژیم” می‌تواند بی‌ثباتی‌ای گسترده‌تر از وضعیت کنونی به همراه آورد. با این وجود، بحث درباره “سرنگونی رژیم ایران” اکنون به بخشی از گفتمان امنیتی و برنامه‌ریزی استراتژیک اسرائیل تبدیل شده است.

منابع:
-شبکه “کان” (Kan) اسرائیل
-کانال ۱۳ تلویزیون اسرائیل
-رسانه Emess
-روزنامه ژروزالم‌پست

مقاله قبلیروزگار خرد؛ پاسخ به آنان که بختیار را نفهمیدند
مقاله بعدیکشف هولناک ۷۴ جسد دست و پا بسته در سد کرج؛ سانسور خبری و انکار مقامات
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.