برداشت نابخردانه بعضی از تحلیلگران مسائل سیاسی در باره انتخابات رژیم آخوندی!

0
95

از سی وچهار سال پیش، که رژیم خودکامه اسلامی، کشور عزیز ما را اشغال کرده است؛ تمام عملکردهای این حکومت ناشایست، همینطور واکنش هائی که نسبت به نظرگاههای دیگر دولتها از خویش ابراز می کند؛ و نیز آنچه که در مورد دخالت هایی که در مسائل مربوط به دیگر کشورها دارد؛ و هر آنچه که غلط انجام می دهد و مورد اعتراض نیز واقع می شود؛ همه روزه از مباحث دائمی خبرگزاری های جهان، بخش وسیعی از رسانه های گروهی، اعم از گفتاری و شنیداری، و یا تصویری و دیداری، همچنین سایت های خبری دنیا، به پخش نمودن اخبار مربوط به آنها اختصاص یافته است!

اینکه هر خبری مورد توجه این خبرگزاریها و رسانه ها قرار داشته باشد؛ لازمه به وجود آمدن آنها، جهت رساندن تازه ترین خبرها به مردم گیتی است. اما اینکه مدیران این رسانه ها، و نیز بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی روز، در سرمقاله هائی که می نویسند و منتشر می کنند، هرچه که خواستند و به نظر خودشان صحیح آمد را بنویسند؛ این دیگر به هیچوجه لازمه فعالیت های آنها نیست، و هرگز در یک رسانه با مدیریتی مسؤل انجام نخواهد شد.

بعضی از تحلیلگران مسائل سیاسی، که در مورد رویدادهای داخل ایران مطالبی را تحلیل می کنند؛ چون شناخت شان به خصوصیات آخوندها و حکومت آنها محدود و نسبی است؛ نمی توانند کاری ارزشمند، بدون ایراد و قابل توجه به شنوندگان و بینندگان و کاربران خود ارائه بدهند. از اینرو، و به دلیل محدودیت هائی که دارند؛ خرد کافی برای چنین امر مهمی را ندارند. در نتیجه چنین نابخردی ها و عدم شناخت ذات و ظاهر و باطن آخوندهای کلاش، متأسفانه آبی زیر پوست این حکومت نالایق و بدسرشت می اندازند؛ و نمی دانند که انجام شدن چنین عملی، ظلم آشکاری به ملت مورد ستم ایران است!

یکی از بدترین این نوشته ها و تحلیل های غیر منطبق با حقیقت از سوی تحلیلگران، ابراز این عقیده است که امسال با مصادف شدن با برگزاری انتخابات در حکومت اسلامی، و به ریاست جمهوری رسیدن حسن روحانی، احتمالا امسال این رژیم، چهره سیاسی قدرتمندی را از خودش به جهانیان ارائه خواهد داد؛ و عملکرد رئیس جمهور جدید رژیم آخوندی، در رابطه با روابط بین الملل حکومت و دولت شان با سایر دول دنیا، تأثیرات سیاسی بسزائی در خارج و در داخل کشور خواهد داشت!

چنین سخن پوچ و استدلال یاوه ای را باید کسانی به کار ببرند، که قبل از روحانی، دیگر رؤسای جمهور این حکومت را ندیده باشند و نشناسند. ندانند که همین آقای رهبر، که خودش هم دو دوره متوالی در پست ریاست جمهوری حضور داشته است؛ اگر نه در میان همه سران حکومت های جهان، بلکه در میان کشورهای منطقه، به ویژه در بین شیخ نشینان، چه قرب و منزلتی داشته است؟ یکی از کسانی که در زمان ریاست جمهوری اش، هنگام شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی غرائی در آنجا ایراد کرد؛ همین رهبر جنایتکار حکومت قاتلان بود؛ که تأثیر زیادی بر سایر شرکت کنندگان در آن اجلاس گذاشته بود.

یا همین روباه مکار انقلاب، شیخ علی اکبر هاشمی رفسنجانی، با مطرح نمودن ” دوره پنج ساله سازندگی “، چقدر خودش را بر سر زبانها انداخت و به سردار سازندگی شهرت یافته بود!

سید خندان، محمد خاتمی، که با مطرح نمودن ” گفتگوی تمدنها ” در سازمان ملل متحد، توانست چهره نسبتا باسوادی از خودش به آنها بنمایاند؛ پیشنهادش تا ماهها بعد از برگشتن او از آمریکا مورد بحث رسانه و سیاستمداران جهان بود!

حسن روحانی، هر چقدر که زرنگ و زبده باشد که نیست، از آنها آگاه تر نخواهد بود. همگی شان وقیح و رند و شارلاتان هستند؛ همگی شان جز به منافع خودشان و حفظ نظام پوسیده شان نمی اندیشند؛ همگی شان هیچ چیزی بارشان نیست؛ چه مدرک تحصیلی حقیقی داشته باشند، و چه آنکه با تبانی با یک دانشگاه خارجی یا داخلی، و پرداختن نمودن هزینه ای هنگفت، و دادن رشوه کلان آن را به دست آورده باشند؛ هیولاهائی هستند که همین کشورهای قدرتمند جهان، برای به تباهی کشاندن مملکت باستانی ما، و دسترسی ایشان بر هست و نیست ملت شریف ایران، بر میهن ما مسلط نمودند!

آنچه که بر ایرانیاران حقیقی است، مطرح کردن دسیسه های ابرقدرتان، و خلاف بودن خلیفه مسلمین و نوکرهایش، و نشان دادن چهره واقعی همه اینها، به تمامی جوامع بین المللی است. نه آنکه همه این تحلیل های بی پایه و اساس را بخوانند و بشنوند، ولی به آنها معترض نشوند که چرا با این هندوانه های سیاسی، که زیر بغل ایادی این رژیم شیطانی می گذارید؛ آب را به آسیاب دشمن می ریزید، و در این رهگذر پیروزی مردم ایران بر آنها، و ساقط نمودن حکومت ننگین شان را به تعویق می اندازید؟!

بهار ۲۵۷۲ آریائی هلند

محترم مومنی روحی

مطلب قبلیمراسم تشییع پیکر زنده یاد جلیل شهناز
مطلب بعدیگارفیلد ۳۵ ساله شد؛ ۱۰ جمله قصار گربه محبوب دنیا..
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.