چهار جوان در «مسجد سلیمان» بر اثر برخورد علم عزاداری امام سوم شیعیان با سیم‌های انتقال برق شهری دچار برق گرفتگی شدند که تاکنون سه تن از آنان جان باخته‌ و نفر چهارم نیز به کما رفته است.

ایرنا گزارش کرده این حادثه روز چهارشنبه (۲۲ آبان) حین عزاداری تاسوعا در منطقه «کلگه» کاروانسرای مسجد سلیمان روی داده است.

استانبان به نقل از این خبرگزاری همچنین گزارش کرده که روز پنجشنبه (۲۳ آبان) نیز «یک جوان در منطقه چهاربیشه مسجد سلیمان بدلیل اصابت علم عزاداری با سیم برق دچار سانحه شده و به بیمارستان منتقل شده است.»

حدود شش سال پیش نیز جوانی به نام حبیب جلیلی بر اثربرخورد علم با سیم‌های خطوط انتقال برق شهری دچاربرق گرفتگی شد و جان خود را از دست داد.

اسماعیل جلیلی نماینده مسجد سلیمان در این رابطه گفته است: «هیات‌های عزاداری دراجرای برنامه‌های مذهبی خود به گونه‌ای عمل کنند که باعث رنجش خاطر مردم نشوند.»

 

مقاله قبلیهوشنگ کاوه؛ تهیه‌کننده فیلم‌ «داش آکل» درگذشت
مقاله بعدیآیت الله سیستانی از برکناری اسد حمایت می کند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.