مهدی جهانگیری رییس گروه مالی گردشگری و نایب رییس اتاق بازرگانی تهران بازداشت شد.

به گزارش تابناک؛ مهدی جهانگیری رییس گروه مالی گردشگری و نایب رییس اتاق بازرگانی تهران بازداشت شد. برادر معاون رئیس جمهور پیش از این در فضای افکارعمومی با اتهاماتی مواجه شده بود که کوشیده بود پاسخ‌هایی به آنها بدهد اما این پاسخ‌ها منضمم به مستنداتی نبود. برخی از اتهامات متوجه حضور او در بانک گردشگری بود.
برادرِ معاون رئیس جمهور، بنیانگذار و موسس بانک گردشگری بوده است. شركت سرمايه‌گذاري ميراث فرهنگي و گردشگري ايران مشهور به سمگا نیز که بخشی از حوزه تحت مدیریت جهانگیری است، كه تيرماه 1388 با سرمايه 20 ميليارد تومانی به ثبت رسيده، ظرف مدت كوتاهي توانسته شش شركت اقماري بزرگ تأسيس كند.

او همچنین رئیس هیات مدیره مجتمع فولاد صنعت بناب، عضو هیات رئیسه فدراسیون هندبال، رئیس هیات مدیره شرکت نگین گردشگری، رئیس هیات مدیره شرکت هدلینگ صنایع و معادن ماهان و… است و سوابق همکاری طولانی با طیف مشایی در دولت احمدی نژاد و همچنین با دولت کنونی داشته است.
در آیین بزرگداشت روز جهانی جهانگردی که با حضور حسن روحانی، مسعود سلطانی فر، رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و جمعی از مدیران و فعالان صنعت گردشگری کشور، از مهدی جهانگیری، رییس گروه مالی گردشگری، به عنوان کارآفرین برتر این صنعت تقدیر و تندیس شایستگی به دست رییس جمهور به او اهدا شده بود.

درباره رقم ثروت مهدی جهانگیری رقم‌های متعددی مطرح می‌شود که با توجه به عدم دسترسی به اسناد مالی، نمی‌توان برآورد دقیقی داشت. علت بازداشت جهانگیری دقیقاً مشخص نیست اما احتمالاً بی‌ارتباط با مسائلی که پیرامون او در یک سال اخیر در سطح رسانه‌ها مطرح شده، نیست.

مقاله قبلیپادشاه عربستان: جمهوری اسلامی در امور داخلی کشورهای منطقه دخالت نکند
مقاله بعدیواکنش اسحاق جهانگیری به دستگیری برادرش
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.