بخشی از جنایات قاتلی که رئیس جمهور ایران شده است! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
205

سید علی خامنه ای، با انتصاب یکی از جانی ترین افراد حکومت مزدور پرور رژیم آخوندی، برای احراز پست ریاست جمهوری در حاکمیت پلید خودش، نه فقط مردم ایران را به اعتراض شدید محقانه واداشته است. بلکه موجب گشته، که حتی بسیاری از خبرگزاری های بین المللی نیز در این باره، دیدگاه های منتقدانه خودشان در این زمینه را مطرح سازند؛ و از چنین رویداد غیر قانونی و ناقض حقوق حقه مردم ایران بگویند و بنویسند!

روزنامه « گاردین » ، پس از انتشار خبر مربوط به ریاست جمهوری ایران رسیدن این آخوند قاتل ( ابراهیم رئیسی ) ، که بازتابی جهانی یافت. ضمن منتشر کردن مطلبی در این باره نوشت: « اگر پوتین قاتل است؟ پس این جلاد( ابراهیم رئیسی ) چیست ؟!

در پاسخ به این پرسش دقیق، می توان به موارد متعددی اشاره نمود. تا هیچگونه ابهامی در این رابطه به وجود نیاید. اما به پندار نگارنده نوشتاری که ملاحظه می کنید؛ بهترین و گویاترین پاسخ ممکن به این پرسش با معنا، پرداختن به شمه ای از کنش های این جنایتکار قرن در ایران در زمانی است؛ که وی ریاست « کمیته مرگ » در زندان را بر عهده داشتنه است!

ابراهیم رئیسی جلاد، در سال ۱۹۸۸ میلادی، برابر با ۱۳۶۷ خورشیدی، به دستور خمینی دجال، به ریاست « کمیته مرگ » در زندان منصوب شد؛ و شرارت بارترین وظیفه اهریمنی و ضد بشری خودش علیه مردم ایران را بر عهده گرفت. وی در اجابت فرمان خمینی، مبنی بر سرکوب نمودن مخالفان رژیم جنایتکار و واپسگرای آخوندی در ایران، به آفرینش رذالتی در حد ده ها جانی بالفطره در ذات خبیث خویش پرداخت. تا در نهایت سنگدلی و پستی آدم بکشد؛ و برای رساندن خودش به مقام ارشد جانی ترین ایادی این رژیم قاتل پرور، با قساوتی بی همانند، به امور شقاوت پیشگی خودش، مارک برتری و بی همتائی را بزند!

جهت آگاهی بیشتر به این موارد، فقط به بیان تعدادی از ستمگری های وی در ایران، و علیه مردم بی گناه و بی دفاع و دربند کشور اشغال شده مان می پردازیم!

ابراهیم رئیسی در عرصه جنایتکاری چنان شهرتی دارد؛ که روزنامه گاردین در این مورد، به بیان نکته جالبی در این زمینه پرداخته است!

گاردین در این باره نوشته: « اگر جو بایدن فکر کند، ولادیمیر پوتین سزاوار است که قاتل خطاب بشود؟ توصیف او از ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور جدید ایران، احتمالا غیر قابل چاپ شدن است.» !

رئیسی در پی اجرای فرمان خمینی جلاد، هزاران زندانی سیاسی را دسته دسته نابود می کرد و به قتل می رساند. وی خودش در یک سخنرانی در ماه مه ۲۰۱۸ تایید کرده است؛ که در جلسه ۱۵ اوت ۱۹۸۸، هنگامی که آیت الله منتظری از « کمیته مرگ » خواست؛ تا از این کار خودداری کند حضور داشته است!

ظاهرا در همان جلسه بوده، که منتظری گفته است: « من معتقدم، که این بزرگ ترین جنایتی است، که در جمهوری اسلامی، از انقلاب ( ۱۹۷۹ ) تا کنون انجام شده، و تاریخ، ما را به خاطر آن محکوم خواهد کرد؛ و تاریخ نام شما را( رئیسی ) را، به عنوان یک جنایتکار ثبت خواهد کرد.» !

نشریه « سان » چاپ انگلستان هم، پیش تر در مورد وی نوشته بود: « ابراهیم رئیسی کسی است، که زنان باردار را شکنجه، و مردم را از صخره ها به پائین پرت می کرد. او یک روحانی منفور می باشد؛ که قرار است به عنوان رهبر بعدی رژیم ایران معرفی شود. او یک شکنجه گر و قاتل است؛ که تروریسم و خونریزی را در ایران گسترش خواهد داد» !

در این راستا، انجمن خانواده های قربانیان هواپیمای اوکرائینی هم، ضمن تشکر از کسانی که با خانواده قربانیان همدردی کرده، و هزینه آن را، با زندان و دور افتادن از تحصیل داده اند. در پیام خود نوشته بود: « نه تنها اجازه نمی دهد ابراهیم رئیسی از لیست تحریم های بین المللی خارج گردد. بلکه باید به لیست تحریم های کانادا و دیگر کشورها نیز افزوده شود. »!

در پی تلاش های انجمن خانواده های جانباختگان هواپیمای اوکرائینی، که با شلیک موشک های سپاه پاسداران ساقط گردید؛ و همه صد و شصت و هشت تن سرنشین آن، قربانی جاه طلبی های سپاهیان جنایتکار انقلاب ننگین اسلامی شدند. دولت کانادا، یکی از بازپرسان سابق دادگاه بین المللی « لاهه » را، مشاور ارشد وزارت خارجه، و وکیل پیگیری این پرونده کرده است!

به گزارش « دویچه وله آلمان » آقای پیام اخوان، وکیل ایرانی – کانادائی، و از پایه گذاران مرکز اسناد حقوق بشر ایران در نیویورک است. او در پرونده های نسل کشی در یوگوسلاوی سابق، روآندا و کشتارهای میانمار، جزو جوان ترین دادستان های سازمان ملل بوده است!

انجمن خانواده های جانباختگان، ضمن استقبال از این انتصاب( چون که « تیر خلاص » رژیم سرکوبگر ملاها، با به ریاست جمهوری رسیدن این آخوند جتایتکار، بر پیکره حکومت ملاها خواهد خورد؛ و سرنگونی حتمی رژیم را رقم خواهد زد. ) ؛ بیانیه ای داده، که در آن آمده است: « دعوت به همکاری از یکی از برجسته ترین حقوقدانان بین المللی، آقای پیام اخوان، و اضافه شدن ایشان به تیم حقوقی این جریان، قدم بسیار مهمی است؛ که جدیت دولت کانادا را، در پاسخگو کردن سران جمهوری اسلامی، و یافتن حقیقت و اجرای عدالت نشان می دهد!

این بیانیه، تصمیم دولت کانادا در انتصاب پیام اخوان را« به جا و جسورانه » خوانده و تاکید می کند: « از ماه ژوئن سال گذشته، انجمن خانواده های جان باختگان و دولت کانادا، در جهت تشکیل یک تیم ویژه حقوقی تلاش کرده اند؛ که تمرکز این تیم ویژه حقوقی، فقط بر موضوع پرواز باشد. این خواسته، محور تمام گفت و گوها با مقامات، نامه نگاری ها و دیدارهای رسمی و غیر رسمی در کانادا و کشوورهای دیگر بود. که البته فراز و نشیب های بسیاری طی شد؛ و در نهایت، دولت محترم به این تصمیم رسید. » !

غرض نگارنده از مطرح نمودن مورد بالا این است؛ که مبارزه مردم ایران با شقاوت پیشه ترین حکومت ها در میهن مان، بدون استفاده از رهنمودهای صاحبنظران و دست اندرکاران مسائل سیاسی در عرصه بین المللی، امری نیازمند به بهره گیری از تجربیات همه کسانی است؛ که هم مجرب و کاردان در چنین اموری باشند؛ و هم در این رابطه بتوانند اقدامی دلسوزانه داشته باشند. تا جهت رها نمودن ایران و ایرانی از چنگ و دندان کفتارهای این حاکمیت اهریمنی و اشغالگر، با تمام وجودشان به این مهم بپردازند و تحقق آن را شکل بدهند!

از آنحائی که « یک دست صدا ندارد » ؛ بر اعضای آپوزوسیون ایرانی خارج از کشور فرض مسلم است؛ که بیش از این صبر و تامل نداشته باشند. تا با اتخاذ تصمیمات جدی تر برای نجات ایران و ایرانی از چنین مخمصه چهار دهه ای، به جای هر اقدام دیگری، به همدیگر بپیوندند. تا در آینده ای نه چندان دور، ریشه درخت خبیث حکومت ننگ آفرین اسلامی آخوند را، از سراسر این کهندیار باستانی بیرون بیاورند. چرا که: « به عمل کار برآید، به سخندانی نیست » !

محترم مومنی

مطلب قبلینمودی فجیع از قصور جوامع بین المللی! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی
مطلب بعدیواکنش روزنامه بیلد آلمان در رابطه با انتخاب رژیم ایران در سازمان بین الملل حقوق زنان
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.