خانه بصیری‌ها که قرار بود به دانشگاه هنر شیراز تبدیل شود امروز جز ویرانه چیزی از آن باقی نمانده است.

این بنا که در محله سنگ سیاه واقع شده یکی از ارزشمندترین بناهای بافت‌تاریخی شیراز به‌شمار می‌رود اما با این‌حال طبق اخبار واصله نه‌تنها بخشی از تزئینات و کاشیکاری‌های آن به سرقت رفته که وضعیت کالبدی این اثر ملی هم مناسب توصیف نمی‌شود.

خانه ‌بصیری‌ها یکی از منحصربه‌فردترین خانه‌های تاریخی شیراز محسوب می‌شود که این روزها وضعیت مناسبی ندارد. آنطور که کارشناسان و پژوهشگران میراث‌فرهنگی می‌گویند، حتی تملک سازمان میراث‌فرهنگی هم نتوانسته مانع فرسایش و تخریب‌های جدی این خانه تاریخی شود.

به‌گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از میراث فرهنگی، سایه شوم تخریب اینبار بر سر خانه‌ای افتاد که گفته می‌شود این خانه تحت تملک میراث‌فرهنگی و زیر چتر حمایتی این ارگان قرار دارد. در واقع خانه بصیری‌ها توسط میراث‌فرهنگی خریداری شد تا با بخشیدن کاربری مناسب و راه‌اندازی دانشگاه هنر شیراز یکی از منحصربه‌فرد‌ترین خانه‌های تاریخی شیراز را در محله سنگ‌سیاه حفظ کند.

«مهدی پارسایی» مدرس دانشگاه و پژوهشگر تاریخی شیراز در اینباره می‌گوید: خانه بصیری‌ها که به‌لحاظ تاریخی بنایی ارزشمند به‌شمار می‌رود و حوضخانه منحصربه‌فردی دارد درحال‌حاضر از وضعیت نامناسبی برخوردار است. پیش‌از این نیز بخش‌هایی از تزئینات خانه و کاشی‌های ارزشمند آن به سرقت رفت و هم‌اکنون بخش‌های عمده‌ای از آن درحال تخریب است.

این پژوهشگر تاریخی شیراز می‌افزاید: سازمان میراث‌فرهنگی مجموعه خانه بصیری‌ها را با هدف مرمت و احیا خریداری کرد تا به این مجموعه کاربری فرهنگی و اداری ببخشد. حتی در مقطعی قرار بود این خانه تبدیل به دانشگاه هنر شیراز شود اما آنطور که تصاویر نشان می‌دهد، این بنا نه‌تنها مرمت و احیا نشده که هر روز تخریب‌های آن افزایش پیدا می‌کند.

هم‌اکنون نیز بازدید از این اثر به‌دلیل سرقتی که در گذشته صورت گرفته با حضور ماموران یگان حفاظت میراث‌فرهنگی مقدور است.

مجموعه بصیری‌ها متعلق به شخص بصیرالسلطنه، مباشر ایلخانی قشقایی بوده است. این فرد پس از مرگ ایلخانی بزرگ در محله سنگ سیاه که یکی از محله‌های اعیان نشین شیراز بوده و مجموعه‌هایی چون بنای مشیر و مجموعه ایلخانی در آن قرار دارد اقدام به ساخت مجموعه‌ای با نام بند بصیرالسلطنه می‌کند. هم‌اکنون این مجموعه مشتمل بر چند حیاط است که امروزه فقط دو حیاط از آن با نام مجموعه بصیری ثبت آثار ملی شده است.

حداقل 5 پایان‌نامه در رشته مرمت دررابطه با کاشی‌ها و نوع معماری این خانه وجود دارد اما از آنجایی که میراث‌فرهنگی ارتباط مناسبی با موضوع پژوهش و نهادهای پژوهشی ندارد مجموعه این تلاش‌ها بدون آنکه استفاده شود در آرشیو کتابخانه‌ها خاک می‌خورد.

مقاله قبلیویلیام دافو دچار مصیبت فرمانروایی شد
مقاله بعدیتأخير اشتباه و بحراان سازي غيرضرور در سوريه
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.