بنفشه کینوش شهروند ایرانی تبار ساکن سانفرانسیسکو آمریکا در سال های گذشته مسئولیت ترجمه سخنرانی ها و مصاحبه های روسای جمهور ایران ( خاتمی، احمدی نژاد، روحانی) در سفر به نیویورک را بر عهده داشته است.

به گزارش خبرنامه از تارنمای نواندیش کینوش 45 ساله که از سال 1995 و در سن 27 سالگی برای تحصیل در کارشناسی ارشد دیپلماسی به آمریکا مهاجرت کرده است اخیرا در مصاحبه با شبکه “NBC” آمریکا خاطرات و تجربیات خود را از ترجمه سخنرانی ها و مصاحبه ها و ملاقات های روسای جمهور ایران در سفر به نیویورک از سال 1998 بدین سو تشریح کرده است.

کینوش در این مصاحبه گفت برای نخستین بار در سال 1992 و هنگامی که در دانشگاه آزاد دانشجو بوده، در سفر هاشمی رفسنجانی رییس جمهور وقت ایران به افغانستان در هیات همراه رییس جمهور ترجمه فارسی به انگلیسی و بالعکس را تجربه کرده است.

 این بانوی ایرانی تبار در سفر امسال رییس جمهور ایران به نیویورک نیز تمامی سخنرانی ها و مصاحبه های روحانی را ترجمه کرد و تنها به گفته خودش مجالی برای ایفای نقش مترجمی به هنگام گفت و گوی تلفنی اوباما با روحانی در واپسین دقایق حضور روحانی در نیویورک را نیافت.

کینوش در ماجرای معروف سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا نیویورک نیز مترجم سخنرانی احمدی نژاد بوده است.

مقاله قبلیکشف نشانه‌هایی از فعالیت ابرآتشفشان‌ها در مریخ باستانی
مقاله بعدیحذف شعار مرگ‌ بر‌ آمریکا از برنامه‌های آستان‌ قدس
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.