بالاخره اصلاح طلب است یا اصولگرا و یا؟!

0
67

در آستانه معرفی شدن اعضای کابینه دولت جدید جمهوری اسلامی به ریاست حسن روحانی، نزدیکان به سید علی خامنه ای و نظامیان حکومت، در سه هفته اخیر با مطرح نمودن سه موضوع متفاوت در باره رئیس جمهور جدید، روی به تهدید نمودن وی، که منتصب رهبر رژیم هم می باشد آورده اند. همین افراد هنگام نامزدی شیخ حسن روحانی برای شرکت در انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری، موقع تبلیغات انتخاباتی او، وی را اصلاح طلب می نامیدند؛ و زمانی که برای این پست منتصب گردید، روحانی را یک اصولگرا نامیدند؛ ولی اکنون با اتخاذ مواضع تند نسبت به رئیس جمهور، به دنبال مواردی هستند که با مطرح شدن آنها، بتوانند میزان نگرانی خودشان، نسبت به مدیریت او و اعضای دولتش را ابراز کنند؛ تا در حد امکان با تهدید نمودن وی، از همین آغاز در مقابل روحانی شمشیرشان را از رو ببندند!

اصولگرایان و محافظه کاران مخالف با ریاست جمهوری حسن روحانی، تا یک هفته پیش از روز انتخابات، با همه اختلافاتی که میان شان وجود داشت و دارد؛ در یک مورد دارای وجه اشتراک بودند. هر دو گروه بر این رأی قرار داشتند، که چون محمدرضا عارف و حسن روحانی رقبای از یک پایگاه با دیگر نامزدهای انتخابات می باشند؛ پس ضرورتی نمی دیدند که این دو نفر در یک پایگاه، به رقابت با دیگر نامزدهای انتخابات از دیگر پایگاهها بپردازند. بر همین اساس هم بود، که از عارف خواسته بودند تا به نفع روحانی، از ادامه دادن به این امر کناره گیری بکند!

حسین الله کرم، یکی از اصولگرایان وابسته به طیف حزب الله نیز، که پیش بینی هائی در مورد انتخابات نموده گفته بود؛ : ” هدف ما ایجاد وحدت در میان اصولگرایان بود؛ اما با شکست مواجه شدیم. ” . ظاهرا آنها از سعید جلیلی خواسته بودند، که به نفع قالیباف کناره گیری بکند؛ اما جلیلی نپذیرفته بود. سخن حسین الله کرم، شبیه روایتی است که مصطفی میرلوحی، رئیس دفتر محمدرضا مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، که رئیس جامعه روحانیت مبارز نیز هست؛ بیان می دارد. میر لوحی گفته بود که مهدوی کنی، چند بار از علی اکبر ولایتی خواسته بوده که از نامزدی در انتخابات چشم بپوشد و انصراف بدهد. اما ولایتی قبول نکرده است( مشخص نیست که ولایتی به نفع کدام نامزد دیگر باید کناره گیری می کرده است)؟!

جمعه بیست و چهارم خرداد ۹۲ انتخابات بود، و عارف روز سه شنبه قبل از آن کناره گیری کرد. اصولگرایان و محافظه کاران، بیش از پیش به روحانی می تاختند؛ روزنامه های آنها هم حملاتی را که از قبل به روحانی آغاز نموده بودند افزایش دادند. حسین شریعتمداری مدیرمسؤل و صاحب امتیاز روزنامه کیهان هم، به طور پیاپی در نوشته های خویش، مواضع روحانی در مورد مسأله اتمی در اواخر ریاست جمهوری خاتمی را، به شدت مورد انتقاد خودش قرار می داد و همچنان نیز می دهد!

در همین رابطه مسعود جزایری معاونت ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هم، پیش از انتخابات اعلام کرده بود که با نامزدهائی که قبل از انتخابات ” سیاه نمائی ” کرده اند؛ پس از انتخابات برخورد خواهند کرد. اشاره او از سیاه نمائی به کدامیک از مواضع روحانی در کار هسته ای می باشد مشخص نیست؛ احتمال هم دارد که فقط یک تهدید توخالی برای برابر نمودن دم و گوش روحانی باشد؛ تا که پایش را از گلیم خویش درازتر نکند!

بعد از مراسم انتخابات و به ریاست رسیدن حسن روحانی، افراد و گروههای یادشده، در چرخش دوم خویش نسبت به حسن روحانی، با او مهربان تر شدند. روزنامه بهار منسوب به اصلاح طلبان، روز پس از انتخابات در صفحه نخست خود مطلبی را با عنوان ” تلاش تندروها برای مصادره رأی مردم ” تیتر زد. سپس حسین شریعتمداری سه روز بعد از انتخابات، در یادداشتی با عنوان ” همراهان ناهمراه ” نوشت: ” این روزها مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه، در همآهنگی با رسانه ها و مراکز بیرونی اصرار دارند. انتخاب آقای روحانی با مشخصاتی که خود برای ایشان ترسیم نموده اند؛ نشانه تضعیف اصولگرائی و تفکر بسیجی در این مرز و بوم قلمداد کرده، و سرخوردگی آنان را دنبال می کنند. حال آنکه اقتدار نظام و جایگاه برجسته آن درمنطقه و جهان، مدیون فداکاری های بسیجیان و حزب الله پاکباخته بوده است. و این جریان الهی و انقلابی، در همه عرصه های داخلی و خارج کشور حرف اول را می زنند. “

بعد از این بود که مقامات نظامی نزدیک به خامنه ای، کم کم حسن روحانی را اصولگرا معرفی کرده، و محمد حسین صفار هرندی هم او را خودی نامید. حمیدرضا مقدم فر معاون فرهنگی فرمانده سپاه هم گفت، مردم در انتخابات به نماینده رهبری رأی دادند؛ آنگاه ستاد کل فرماندهی نیروهای مسلح و سپاه، در اطلاعیه های جداگانه ای اعلام کردند؛ آماده همکاری با حسن روحانی هستند!

اما در چرخش سوم، پس از چند سخنرانی که روحانی در روزهای اخیر ایراد کرده؛ بیانگر آن است که دیدگاههای او به اصلاح طلبان، به ویژه به اصلاح طلب میانه رو، علی اکبر هاشمی رفسنجانی نزدیک تر است. همین امر نیز موجب نگرانی محافظه کاران اصولگرا و تندروها را فراهم آورده است؛ تا جائی که حسین الله کرم به او هشدار داده، اگر که روحانی سیاست های اقتصادی رفسنجانی را پی بگیرد؟ باید منتظر تظاهرات مردمی باشد. تشکل های تندروئی مانند انصار حزب الله، که به بسیج و سپاه نزدیک هستند؛ و نیز محافظه کاران مشخص تر هم ابراز نگرانی نموده اند. تا جائی که اسماعیل کوثری فرمانده سابق سپاه و نماینده کنونی مجلس هم، به گونه غیر مستقیم به روحانی اعلام نموده اگر دولتش به طور جناحی عمل بکند؟ باید منتظر واکنش تند مجلس هم باشد( احتمالا استیضاح دولت یازدهم ) !

البته نکته مهم این است، همانطوری که رهبرشان خامنه ای که در سخنرانی هایش، گفتار خویش را به گونه ای اداره می نمود تا شنونده درک کند، که مقصود خامنه ای در میان داوطلبان شرکت در انتخابات سعید جلیلی است؛ اکنون که به روحانی رضایت داده؛ چه هدفی را پی خواهد گرفت؟ آنگاه مشخص خواهد شد که در چرخش چهارم، سرانجام حسن روحانی اصلاح طلب باقی خواهد ماند یا اصولگرا؟ و یا هیچکدام؟!

تابستان ۲۵۷۲ هلند

محترم مومنی روحی

 

مطلب قبلیخاتمی: برخی نمی‌خواهند پیام شکست معنادار خود را بشنوند
مطلب بعدیبهار عربی در مصر با “انقلاب دوم” از دست دزدان نجات یافت؛ مردم، جامعه مدنی و ارتش مصر مانع از کودتای خزنده اخوانی ها شدند
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.