چند تن از باستان شناسان پیشکسوت با اشاره به اینکه محل کشف اسکلت در کاوش های باستان شناسی جنوب خیابان مولوی سکونتگاهی پیش از تاریخ بوده است، قدمت هفت هزارساله در محدوده شهری تهران را تأیید کردند.

میرعابدین کابلی باستان شناس پیشکسوت نظر کاوشگران «مسافر چشمه علی» را اصطلاحی برای تداعی برخی ویژگی های «ارتباطی» و «مبادلاتی» بین تپه چشمه علی و مکان تازه کشف شده در جنوب خیابان مولوی دانست و نه نامی خاص برای فرد تدفین شده یا تعیین هویت او.

وی گفت: سازه حرارت دیده در بالای محل دفن اسکلت نشان از آن دارد که این منطقه به طور یقین سکونتگاهی بوده که در آنجا زندگی جریان داشته و پخت و پز انجام می شده است.

کابلی با اشاره به اینکه این اسکلت بنابر شواهد، متعلق به زمانی است که مردگان را در کف اطاق ها دفن می کردند ، افزود: در جایی که تکه های استخوان و سازه حرارتی وجود دارد به طور یقین سکونت وجود داشته است.

او  گفت: در حال حاضر گروه کاوش فقط یک گور را پیدا کرده است و در صورتی که حفاری ها ادامه یابد شاید بقایای معماری و گورهای دیگری هم آشکار شود.

کابلی با اشاره به فاصله 7 کیلومتری مکان کشف این اسکلت با تپه چشمه علی به خط مستقیم، اظهار داشت به طور حتم در اطراف تپه چشمه علی محوطه ها و روستاهایی وجود داشته و هیچ بعید نیست محل مورد بحث از جمله چنین سکونتگاه هایی بوده است. این باستان شناسِ با سابقه تاکید کرد که با شواهد موجود می توان به این نتیجه رسید که قدمت سکونت در محدوده ای که امروزه به تهران موسوم است به هفت هزار سال می رسد.

معرف فرهنگ پیش از تاریخ
صادق ملک شهمیرزادی، متخصص باستان شناسی فلات مرکزی با سابقه 44 ساله پژوهش در این حوزه و دوران پیش از تاریخ نیز اشاره به اهمیت کاوش های انجام شده در محدوده شهری تهران که سابقه استقرار را در حوزه جغرافیای شهری تهران به هفت هزار سال میرساند و تاکید بر ادامه این کاوش ها، چهار دلیل عمده زیر را تاییدی بر درستی اظهار نظر کاوشگران برشمرد.

او افزود: نخست از نظر فرهنگی با توجه به یافته های بدست آمده شامل آثار معماری، نوع تدفین و نوع سفال های بدست آمده، این آثار معرف فرهنگ پیش از تاریخ فلات مرکزی ایران است.

ملک شهمیرزادی دلیل دوم از نظر خرده فرهنگ، آثار بدست آمده معرف حوزه فرهنگی دشت ری دانست و گفت :دلیل سوم اینکه از نظر جامعه شناسی، این اطلاعات معرف جامعه طبقاتی پیش از تاریخی در حوزه فرهنگی دشت ری است. چون در دشت ری ما با سه نوع تقسیم بندی مواجه ایم؛ اول جوامع بی طبقه، دوم جوامع طبقاتی و سوم جوامع سلسله مراتبی.

این باستان شناس پیشکسوت افزود: به دلیل بدست آمدن اسکلت و نوع تدفین، هدیه گور و نوع معماری، این آثار را احتمالا متعلق به جوامع طبقاتی است که در صورت انجام کاوش های گسترده، اطلاعات ما از آن کامل تر خواهد شد.

ملک شهمیرزادی چهارمین دلیل را قدمت تخمین اسکلت دانست و اظهار داشت: نوع تدفین و سفال بدست آمده در کنار آن بر اساس مطالعات مقایسه ای و شناخت شناسی در ادبیات باستان شناسی در بازه زمانی 6250تا7200سال قبل قرار می گیرد ، به همین جهت بیشتر باستان شناسان عدد رند یا همان 7هزار ساله را در نظر می‌گیرند.

  تایید قدمت نسبی تخمین زده شده
مهدی رهبر، دیگر باستان شناس پیشکسوت نیز درباره کشف اسکلتی که قدمت سکونت در تهران را هفت هزارساله کرده است، گفت با توجه به ظرف قرمز منقوشی که بالای سر اسکلت پیدا شده می توان بدون تردید اعلام کرد که این ظرف متعلق به سنت سفالگری رایج در تپة چشمه علی بوده است. او براین اساس قدمت نسبی تخمین زده شده برای اسکلت را تأیید کرد. این باستان شناس با رد هرگونه اظهار نظر در باب تک افتاده بودن اسکلت و تعجیل در تعیین هویت و جایگاه اجتماعی او خاطر نشان کرد که تا پیش از تکمیل پژوهش های علمی هنوز برای نتیجه گیری هایی از این دست خیلی زود است.

 کاوش ها باید ادامه یابد
محمود موسوی باستان شناس پیشکسوت دیگر نیز گفت این کشف بزرگی است که باید با گسترش ابعاد ترانشه های باستان شناسان به دنبال آثار و نشانه های دیگری هم بود. او در عین حال اشاره کرد وجود آثار کشف شده را به رغم کم شمار بودن به هیچ عنوان نباید بی اهمیت دانست و باید برای مباحث تحلیلی از ادامه کاوش ها حمایت کرد. او مسئولان را به پشتیبانی جوانان پژوهشگری که با علاقه و اهتمامی مثال زدنی و به رغم مشکلات فراوان اجرایی طی دو ماه گذشته به چنین کشف مهمی نایل شده اند، فراخواند.

 کشف منحصر به فرد
خسرو پوربخشنده باستان شناس با سابقه در میراث فرهنگی تهران نیز با اشاره به آثار باستانی نویافته در جنوب خیابان مولوی و به ویژه بازار تهران گفت: تا به حال نمونه ای همچون اسکلت تازه کشف شده در این منطقه شناسایی نشده است و این کشفی منحصر به فرد است.

او افزود: شواهد نشان می دهد که به طور یقین تدفین طبق آیین و رسوم خاصی انجام شده که شواهد آن را از دوران پیش ازتاریخ شمال مرکز فلات ایران سراغ داریم.

به گفته پوربخشنده برای اظهار نظر در مورد اینکه تدفین کشف شده گوری تک بوده و یا به قسمتی از مجموعه تدفین های هزارة پنجم پیش ازمیلاد تعلق دارد، کمی زود است زیرا برای اثبات آن به ادامه کاوش ها و دستیابی به آثار بیشتر نیازمندیم.

گفتنی است ،یکی از باستان شناسان پس از انتشار خبر هفت هزار ساله شدن تهران در گفت گویی اعلام کرد که با پیدا کردن یک اسکلت و تک سپاری نمی توان قدمت تهران را به هفت هزار سال پیش نسبت داد.

مقاله قبلیاردوگاه «آشویتس» پس از 70سال
مقاله بعدیمحمدرضا رحیمی به پنج سال و 91 روز حبس و پرداخت سه میلیارد و 850 میلیون تومان محکوم شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.