مسعود بهنود مدعی شده است میخواهد سالهای پایانی عمرش را در ایران زندگی کند!؟
سردبیر سابق بیبیسی فارسی مدعی شده است تا نوروز ۱۴۰۶ به ایران باز میگردد!؟
در نگاه منصفانه این حق طبیعی هر ایرانی است که در سرزمین مادری خویش زندگی کند، اما بحث مسعود بهنود و روشنفکران دانشگاهی همدوره او در آن مقطع حساس تاریخ یعنی سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۹ و آن روزگار سیاه بهمن ۵۷ و آغاز گروگان گرفته شدن ایران توسط طاعون هندیزاده و جماعتی که با افکار پوسیده خرافات ایدئولوژیک دینی خود سرنوشت ایران و چند نسل را نابود کردند بسیار متفاوت است!؟
آری بهراستی چه تفاوتی بین مسعود بهنود، ابوالحسن بنیصدر، صادق قطبزاده، ابراهیم یزدی، مسعود رجوی، چپیها، ملیمذهبیها (مذهبی)، حزب مؤتلفه و حتی دانشجویانی که از جیب مردم ایران در دانشگاههای معتبر دنیا بورسیه شده بودند وجود ندارد!؟
نسلی که مثلاً تحصیلکرده بودند و به علم روز بهاصطلاح تسلط داشتند، میبایست در مقابل خرافات و سناریوی انگلیسی که بعد از دیدن ایران در حال توسعه و جاهطلبیهای محمدرضا شاه پهلوی تمام تمرکزشان با متحدشان این بود عقاب اوپک و ابرقدرت خاورمیانه را با افیون دین و مذهب به کشوری ضعیف با رهبران و سیستم فاسد مبدل کنند که کنترلشان بهراحتی باشد!؟
آری برنامه همین بود و نقشهای که آمریکا، انگلیس و فرانسه با هماهنگی همدیگر هر کدام بخشی از این پروژه را برعهده داشتند تا مصداق بازرگان و تاجر موفقی که همکاران و رقبایش برای پایین کشیدن او کنترل نبض بازار عدهای رفیق عیاش را به نزد او فرستادند و هر شب مهمانی، بساط مخدر و فاحشههای پولی عاقبت او را از عرش به فرش کشاندند تا به خاک سیاه نشست!؟
ایران آن سالها هم همین حکایت را داشت. اگر همین امثال سردبیر سابق بیبیسی که خیرشان باسواد اهل مطالعه بودند، بهجای روی آوردن به تفکرات احمقانه پوشالی (البته بخشی از این جماعت مأمور پروژه نابودی ایران و جاسوس ۳ کشور بودند که با شارژ شدن حسابهای بانکیاش عمداً طاعون هندیزاده را به مردم تحمیل کردند) وطنپرست بودند و مردم ناآگاه آن روزگار ایران را که تنها منبع آگاهیشان رادیو بیبیسی و ملاهای ۲زاری بودند که در مساجد و هیئتهای مذهبی از فساد شاه و دربار میگفتند (آن هم با چاشنی دروغ یک کلاغ چهل کلاغ) زمینهساز و بستر مسموم کردن مردم عام شدند را مقابله میکردند، اما برعکس با این قوم جانی جنایتکار متحجر همراه شدند!؟
برای شفاف شدن مطلب تنها یک نکته: همان چند نفری که سرطان خمینیِ بیسواد آفتابهبهدست را پر و بال دادند و مانند یک بادکنک بادش کردند، مقدمات صادر کردنش به فرانسه، اجاره کردن باغ نوفللوشاتو، پرداخت هزینه ایرفرانس را دادند و تدارک ورود خانمانسوز تفکر عهد حجری را فراهم کردند، دستآخر بهدست همان رهبر نفهم و جاهطلب کشته یا فراری شدند!؟
تاریخ را خوب مطالعه کنید، به تمام این موضوعات خوب پی خواهید برد!؟
آقایان (مسعود بهنود و باقی همدستان) که مقدمات سقوط خاندان پهلوی را فراهم کرده بودند، آن هم با شعارهایی (مسکن و آب و برق رایگان، برچیده شدن فساد و اختلاف طبقاتی و صد حرف مفتِ بیارزش در حد باد معده) بعد از پایان پروژه ایران و شرایط وخیم حکومت آخوندی، بعد از یک یا ۲ سال ترجیح دادند از گردابی که خودشان ایجاد کرده بودند فرار کرده مهاجرت کنند و ۳۷ میلیون جمعیت ایران را با قوم و حکومت جنایتکار فاشیستی آخوندی به حال خودشان رها کنند!؟
حالا بعد از ۴۷ سال زندگی در غربت و تباه کردن عمر چند نسل، به دوربین زل بزنند و بگویند میخواهند سالهای رو به پایان عمر خویش را در ایران بمانند تا بعد از مرگ و بهدرکواصلشدن، مثلاً در کنار مادر و پدرشان دفن شوند!؟
بنده به نمایندگی از نسلی که میخواست در کشور مادری مدرن و جهاناول زیست کند، اما به برکت حماقت شما عمر جوانی او و چند نسل در گشت کمیته، منکرات، حجاب اجباری، جنگ، تحریم و صدها محدودیت (البته فقر، بیکاری، اجارهنشینی و تحریم و غیره) سهم مردم تحت ستم بود و برای سران قدرت همهچیز مهیا بوده است، به امثال بهنود و بقیه این قماش ۵۷ میگویم: شما بر قبر پدر و اجدادتان میخندید که سرِ پیری فیلتان یاد هندوستان کرده است و سودای بازگشت دارید!
نمیفهمم شما با چه وقاحتی در مدیا حضور پیدا میکنید و این حرفها را به زبان میآورید!؟
هر فرد باعزتنفس و باشرف دیگری که ذرهای وجدان داشته باشد، تا لحظه مرگ برای این جفایی که در حق مردم ایران کرده بود از فرط عذاب وجدان دق میکرد و میمرد یا خودش را میکشت!؟
امثال شما، نسل منحوس و منفور ۵۷، چهقدر بیشرف هستید!؟
روشنفکرهای بیشرف خودفروخته، نسلتان چه زمانی منقرض میشود!؟






