یک منبع نزدیک به شهریار سیروس، هنرمند نقاش بهایی که عصر سه شنبه ۹ تیرماه توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر شده است گفت: «هنوز علت دستگیری و اتهام او مشخص نیست. فقط می دانیم شهریار در بند ۲۰۹ زندان اوین و در حال بازجویی است. خانواده اش فقط می خواهند صدای او را بشنوند تا از سلامتش مطمئن شوند.»

شهریار سیروس، نقاش و هنرمند بهایی، متولد ۱۳۴۸، متاهل و دارای یک پسرهفت ساله است. او در تاریخ سه شنبه ۹ تیرماه از سوی نیروهای وزارت اطلاعات در خانه اش دستگیر شد و در حال حاضر در بند ۲۰۹ متعلق به سپاه پاسداران در زندان اوین به سر می برد. پرونده او در شعبه سوم دادسرای شهید مقدس گشوده شده است.

این منبع نزدیک به شهریار سیروس در خصوص نحوه دستگیری او گفت: «حوالی ساعت ۴ عصر نهم تیرماه، ۱۱ نفر از ماموران وزارت اطلاعات وارد کلاس درس نقاشی شهریار شده اند. موبایل شهریار و شاگردانش را جمع کرده و بعد به شهریار دستبند زده اند، چند نفر از ماموران در همانجا مانده اند و بقیه به طبقات بالای ساختمان رفته اند. شهریار در طبقه اول یک ساختمان چهار طبقه کلاس های درسش را داشت، طبقه دوم ساختمان خانه پدریش است، طبقه سوم یک خانواده بهایی دیگر زندگی می کنند و طبقه چهارم خود شهریار با خانواده اش زندگی می کند.»

این منبع ادامه داد: «ماموران بدون اینکه حکمی نشان بدهند تمام خانه ها را مورد تفتیش و بازرسی قرار داده اند. حتی خانه همسایه طبقه سوم که هیچ ربطی به شهریار ندارد را بازرسی کرده اند و لپ تاپ، کامپیوتر، آی پد، سی دی و کتاب های که در هر کدام از خانه ها بوده، جمع آوری کرده و با خود برده اند. ماموران در مقابل درخواست ساکنان خانه که از آنها حکم تفتیش را خواسته اند، گفته اند که حکمی به شهریار پایین نشان داده شده و دیگر لزومی به نشان دادن حکم به آنها نیست.»

این منبع نزدیک به خانواده شهریار سیروس ادامه داد: «بعد از تفتیش خانه ها، ماموران مجددا به پایین رفته، اول شاگردان او را ترسانده اند که آنها را نیز با خودشان می برند اما بعد فقط شهریار را با خود برده اند. عجیب این است که پس از گذشت چند روز از این اتفاق، هنوز موبایل‌های شاگردانش به آنها برگردانده نشده است.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران؛ به گفته این منبع، شهریار سیروس، معلم کلاس های نقاشی، فلسفه و تاریخ هنر است. او همچنین تا قبل از سال ۱۳۸۷ و دستگیری رهبران جامعه بهاییت، در دانشگاه آنلاین بهاییان  فلسفه و تاریخ هنر تدریس می کرده است.

شهریار سیروس در حیطه نقاشی شاگرد استادانی مانند آیدین آغداشلو، رویین پاکباز و احمد وکیلی بوده است و سالهاست که خود به تدریس نقاشی مشغول است. همچنین مقاله هایی در زمینه فلسفه و تاریخ هنر در مطبوعات داخلی با عنوان های «هنرهای برگرفته و فرهنگ جهانی» و «هنر در آستانه هزاره سوم» منتشر کرده است.

این منبع با اظهار بی اطلاعی از اتهام شهریار  گفت: «همسر او در روز تفتیش خانه بارها از ماموران درباره اتهام شهریار پرسیده و در روزهای گذشته هم به دادسرای شهید مقدس مراجعه کرده اما هیچ پاسخی نشنیده، مسولان دادسرا گفته اند که به زودی خودشان اتهام را اعلام می کنند.»

این منبع در مورد سابقه آقای سیروس گفت: «در دی ماه ۱۳۸۷، وزارت اطلاعات ۱۴،۱۵ نفر از جوانان بهایی را دستگیر کردند. آنها کسانی بودند که در دانشگاه آنلاین بهاییان تدریس می کردند یا به نوعی فعالیت های فرهنگی ومدنی داشتند. در آن زمان ماموران منزل شهریار را هم تفتیش کردند و مقداری از وسایل شخصیش را با خود بردند. در ان زمان شهریار تاریخ و فلسفه هنر در دانشگاه آنلاین بهاییان تدریس می کرد اما بعد از سال ۸۷ که عملا تشکیلات بهاییان تعطیل شد دیگر شهریار هیچ کاری نکرده بود و فقط کلاس های درسی مستقلش را داشت.»

این منبع همچنین با اظهار اینکه چندین بار نیز تا قبل از سال ۸۷ شهریار برای سوال و جواب به وزارت اطلاعات احضار شده به کمپین گفت: «بیشتر سوال و جواب ها درباره نحو تدریس و اداره کلاس های شهریار بود. اما شهریار فلسفه، تاریخ هنر و نقاشی تدریس می کرده که ربطی به مذهب و جریانات اعتقادی ندارد.»

این منبع درباره درخواست خانواده این شهروند بهایی از مقامات قضایی ایران گفت: «خانواده او در وحله اول می خواهند شهریار با خانواده تماس بگیرد تا آنها از سلامتش مطمئن شوند. در مرحله بعد هم چون شهریار کار خلافی انجام نداده است خانواده اش آزادی او را می خواهند تا به نزد خانواده اش بازگردد.»

مقاله قبلیقهرمان کنگ‌فوی مصر که به داعش پیوسته بود در سوریه کشته شد
مقاله بعدیتوسعه توان موشکی جمهوری اسلامی برنامه‌ پنج سال آينده دولت روحانی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.