جواد لعل‌محمدی، درباره انتقال دوست و همکارش هاشم خواستار به یک بیمارستان روانی توسط سپاه پاسداران گفت این فعال صنفی معلمان هیچ گونه سابقه بیماری روحی و روانی نداشته و نهادهای امنیتی-قضایی از پاسخگویی به خانواده درباره دلیل انتقال او خودداری می‌کنند.

هاشم خواستار معلم بازنشسته و عضو انجمن صنفی معلمان در مشهد، تا کنون بارها به دلیل فعالیت‌های سیاسی و صنفی خود بازداشت و زندانی شده است. جواد لعل‌محمدی فعال صنفی معلمان به کمپین گفت هاشم خواستار روز سه شنبه اول آبان ناپدید شده و خودرو او در مقابل باغ محل کارش پیدا شده است. آقای لعل‌محمدی به کمپین گفت پس از جستجو و پیگیری خانواده مشخص شده که او از سوی سپاه پاسداران بازداشت و به بخش اورژانس و ممنوع الملاقات بیمارستان روانی در مشهد منتقل شده است: «در جستجو و پیگیری ما از نهادهای قضایی گفتند ما اطلاع نداریم و چنین پرونده‌ای نداریم، و گفتند اگر خبری شد ۲۴ ساعته به شما خبر خواهیم داد، صبح ۲ آبان از اطلاعات سپاه زنگ زدند و گفتند ایشان را به علت اختلال روانی به بیمارستان منتقل کردیم و حتی اسم بیمارستان را هم نگفتند و گوشی را قطع کردند.»

به گفته همکار آقای خواستار، اطلاعات سپاه این معلم را در بخش بیماران حاد و ممنوع الملاقات بستری کرده اند و از پاسخگویی به خانواده درباره چرایی انتقال او خودداری کرده‌اند: «به اتفاق همسر آقای خواستار و با هزار لطایف الحیل بیمارستان را پیدا کردیم و متوجه شدیم در بخش بیماران حاد بستری شدند که همگی ممنوع الملاقات‌اند و گفتند به دستور دادستان امکان ملاقات وجود ندارد وضعیت جسمی ایشان را پرسیدیم و این که ایشان سالم بودند و  اصلا چرا در بیمارستان روانی بستری شدند، هیچ پاسخی به ما ندادند با رییس بیمارستان صحبت کردیم و پاسخی نداد و بر خلاف سوگند پزشکی ماموران حراست را صدا کرد و من و همسر و پسر اقای خواستار را به بیرون هدایت کردند و ما همگی معلق که چرا ایشان باید در بیمارستان روانی بستری شوند.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ جواد لعل‌محمدی گفت هاشم خواستار هیچ گونه بیماری روانی یا سابقه مراجعه به دکتر به این دلیل نداشته و انتقال او به بیمارستان روانی این نگرانی را به وجود آورده که برای اعتراف گرفتن از او یا ترساندن مخالفان دست به این کار زده‌اند یا این که در اثر ضرب و شتم مشکلی برایش پیش آمده: «ایشان به گواهی خانواده و شناختی که من دارم هیچ گونه بیماری روانی یا سابقه مراجعه به بیمارستان یا مصرف دارو نداشتند، این که چه اتفاقی افتاده که ایشان در بیمارستان روانی و آن هم بخش بیماران حاد بستری شده مشخص نیست و مسئولان پاسخی ندادند، آیا خواستند اعتراف بگیرند یا ضرب و شتمی اتفاق افتاده، هر گونه اعتراف احتمالی در این وضعیت مخدوش است اما چیزی که ما را نگران کرده این است که نکند گروهی راه بیفتند برای ترساندن مخالفان و بعدا هم مثل قتل های زنجیره ای دهه هفتاد بگویند کار نیروهای خودسر بوده و اینها در کنار قتل فجیع آقای فرشید هکی و بازداشت های مکرر فعالان صنفی خیلی نگران کننده است.»

مقاله قبلیکانال مالی اتحادیه اروپا با جمهوری اسلامی ‘به طور نمادین قبل از تحریم نفتی آمریکا آماده می‌شود’
مقاله بعدیایران با سه پله صعود در جایگاه سی‌ام جهان
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.