ازداشت موقت ساناز الهیاری، امیرحسین محمدی فر و امیر امیرقلی سه تن از اعضای نشریه گام، برای بار پنجم تمدیدشد. باگذشت چهار ماه از بازداشت اعضای نشریه گام و علیرغم اتمام بیش از سه ماهه بازجویی‌های مکرر ، روند بازداشت غیرقانونی این افراد کماکان ادامه دارد.

بنا به گزارش دریافتی از کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، قرار بازداشت موقت ساناز الهیاری، امیرحسین محمدی فر و امیر امیرقلی، سه تن از اعضای نشریه گام، برای پنجمین ماه متوالی تمدید شد. اعضای نشریه گام به همراه اسماعیل بخشی و سپیده قلیان دربندهای عمومی زندان اوین نگهداری می‌شوند. این افراد در رابطه با اعتصابات و تجمعات کارگران  نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و از آن زمان کماکان در بازداشت به سر می‌برند.
پرونده اعضای نشریه گام  در شعبه ۷ دادسرای شهید مقدس تهران با طرح اتهام “مشارکت در تشکیل گروه و اداره آن، با هدف برهم زدن امنیت کشور” در حال رسیدگی است.
یک منبع آگاه در این رابطه که با کمپین در ارتباط بود به خبرنامه ملی ایرانیان گزارش داد: « شاه‌محمدی مسئول شعبه ۷ بازپرسی اوین، مدعی شده که دلیل عدم رسیدگی به وضعیت پرونده این است که گردش کار متهمین هنوز از سوی وزارت اطلاعات تحویل وی داده نشده این در حالی است که بازجویان مدعی اند که گردش کارها ارسال شده است».
این منبع در ادامه افزود: «در این چهار ماه گذشته اعضای خانواده این فعالین به‌شدت پیگیر شرایط و پرونده فرزندان خود بوده‌اند و تاکنون هیچ دلیلی برای طولانی شدن زمان بازداشت فرزندانشان به آنها ارائه نشده است».

مقاله قبلیآمریکا سیستم پاتریوت و یک ناوجنگی دیگر به خاورمیانه فرستاد
مقاله بعدیپاکستان: به دلیل تحریم جمهوری اسلامی تکمیل خط لوله گاز ناممکن است
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.