شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با تشدید دوباره قرار رضا خندان‌مهابادی، بکتاش آبتین و کیوان باژن، سه عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان از کفالت صد میلیون تومانی به وثیقه یک میلیارد تومانی، آنان را به دلیل ناتوانی در تامین قرار تامین راهی زندان اوین کرد. اعضای کانون نویسندگان به دلیل اعتراض به سانسور و دفاع از حق آزادی بیان و بیانیه‌ها و نشریه داخلی کانون، به تبلیغ علیه نظام، تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی و تشویق بانوان به فساد و فحشا متهم شده‌اند.

سه عضو کانون نویسندگان ایران روز دوم بهمن ماه با احضاریه شعبه ۲۸ دادگاه به دادگاه انقلاب مراجعه کردند. کانون نویسندگان ایران دربیانیه‌ای با اعلام خبر بازداشت سه تن از اعضایش به دلیل عدم تامین قرار، نوشته دادگاه با وکلای انتخابی اعضای بازداشت شده‌اش مخالفت کرده و در عین حل از دادن مهلتی برای انتخاب وکیلی دیگر خودداری کرده و گفته متهمان شخصا از خودشان دفاع کنند: «اعضای کانون مهلت تعیین وکیل و برخورداری از حق دفاع از خود را درخواست کردند، اما رییس دادگاه – قاضی مقیسه – با طرح این نکته که متهمان خود می‌توانند از خودشان دفاع کنند در واقع حق اعضای کانون برای برخورداری از وکیل را نقض کرد و پس از آن قرار تأمین را از کفالت صد میلیون تومانی برای هر یک، به وثیقه‌ی یک میلیارد تومانی برای هر کدام از آنان تبدیل کرد. اعضای کانون به دلیل عدم امکان تأمین قرار، بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.»

کانون نویسندگان ایران در بیانیه‌اش نوشته این دومین بار است که قوه قضائیه پرونده سه تن از اعضایش را با افزایش اتهامات یا افزایش مبلغ قرار سنگین‌تر می‌کند، اعضای کانون نویسندگان ایران در بهار ۱۳۹۴ با شکایت وزارت اطلاعات به تبلیغ علیه نظام از طریق انتشار نشریه غیرقانونی متهم شدند.

بکتاش آبتین توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد و رضا خندان مهابادی و کیوان باژن نیز احضار شدند و پس از تفهیم اتهام تبلیغ علیه نظام بازجویی شدند، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب پس از دریافت پرونده، اتهام تبلیغ علیه نظام را کافی ندانست و با ارجاع پرونده به دادسرا دو اتهام اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی و تشویق بانوان به فساد و فحشا را نیز به پرونده اضافه کرد. اتهام تشویق بانوان به فساد و فحشا، به استناد یکی از بیانیه‌های کانون نویسندگان در اعتراض به بازداشت مخالفان حجاب اجباری به پرونده افزوده شد.

بنا به اصل اول منشور کانون نویسندگان ایران که در بیانیه کانون نیز تکرار شده:« آزادی اندیشه و بیان و نشر در همه‌ی عرصه‌های حیات فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثنا حقِ همگان است. این حق در انحصار هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچ کس را نمی توان از آن محروم کرد.» رضا خندان مهابادی از اعضای هیئت دبیران و سخنگوی کانون نویسندگان ایران أواخر اردیبهشت ۹۴ درباره مستندات اتهام تبلیغ علیه نظام گفت: «از آنجا که یکی از مهمترین اهداف کانون، دفاع از آزادی بیان و مخالفت با سانسور است بنابراین هر گاه اتفاقی بیفتد که آزادی بیان زیر سوال برود، کانون با صدور بیانیه ایی واکنش نشان می دهد. مثلا وقتی روزنامه ها توقیف می شوند و یا وقتی کسانی به دلیل عقاید متفاوت شان محکوم و زندانی می شوند. بازجویان هم این نوع بیانیه ها را مصدایق تبلیغ علیه نظام دانستند.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ کانون نویسندگان ایران که یک نهاد غیردولتی و متشکل از نویسندگان، مترجمان و ویراستاران است که انجمن جهانی قلم نیز آن را به رسمیت می‌شناسد. اعضای کانون نویسندگان ایران از ابتدای تاسیس تا کنون به دلیل ابراز عقیده و مخالت با سانسور و دفاع از آزادی اندیشه و بیان، با سانسور دست به گریبان بوده و سرکوب، بازداشت و زندانی شده اند و در افراطی‌ترین موارد ربوده شده و یا به قتل رسیده‌اند.

مقاله قبلیمتهم شدن دانشجوی دانشگاه پیام نور به سه اتهام از طریق پاره کردن پوستر دانشگاه
مقاله بعدییکی از دختران انقلاب به دو سال حبس تعلیقی محکوم شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.