یک منبع مطلع گفت محمد حبیبی، معلمی که روز دوازدهم اسفند با ضرب و شتم و خشونت شدید و در مقابل چشمان دانش‌آموزانش بازداشت شد، همچنان بدون دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده در سلول‌های انفرادی بند دو الف سپاه پاسداران اوین زندانی است.

محمد حبیبی معلم ۳۹ ساله هنرستان اندیشه در شهریار با هیجده سال سابقه معلمی و از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران است. منبع مطلع گفت ماموران سپاه پاسداران روز دوازدهم اسفند بدون ارسال احضاریه و حتی نشان دادن حکم بازداشت با تهدید سلاح گرم و استفاده از اسپری فلفل، محمد حبیبی را با ضرب و شتم در مقابل چشمان دانش‌آموزان بازداشت کرده‌اند.

این منبع گفت: «ماموران با لباس شخصی بودند و نشان و اتیکت نداشتند و نه حکم بازداشت فقط یک برگه داشتند که روی آن آرم قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران بود، وقتی آقای حبیبی خواست مقاومت کند و گفت احضاریه بفرستید، یکی از ماموران اسلحه کمری را روی سرش گذاشت و یک مامور دیگر هم با اسپری فلفل به صورتش پاشید و با مشت و لگد و در برابر تعجب دانش‌ آموزان و عابران او را سوار خودرو کردند.»

این منبع به کمپین گفت ماموران پس از بازداشت محمد حبیبی در خیابان او را دست بسته به خانه برده‌اند و پس از ضرب و شتم مجدد در برابر همسرش و تفتیش کلیه وسایل خانه او را به زندان اوین منتقل کرده‌اند. منبع مطلع به کمپین گفت محمد حبیبی در حالی که به دلیل جراحات ناشی از ضرب و شتم به مراقبت نیاز داشته بدون درمان به سلول‌های انفرادی زندان دو الف سپاه پاسداران منتقل شده است.

محمد حبیبی از زمان بازداشت در دوازدهم اسفند به جز تماس کوتاه تلفنی با همسرش ارتباطی با اعضای خانواده یا وکیل نداشته است.

بر اساس ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری جمهوری اسلامی «با شروع تحت نظر قرار گرفتن، متهم می‌تواند تقاضای حضور وکیل نماید و وکیل می‌تواند با شخص تحت نظر ملاقات کند و ملاحظات کتبی خود را برای درج در پرونده ارائه دهد.» اما ماموران امنیتی در ایران با چشم‌پوشی قوه قضائیه، در مراحل تحقیقات از دسترسی متهمان به وکیل جلوگیری می‌کنند و پس از اخذ اعترافات اجباری با تهدید و فریب متهم و شکنجه، تنها در مراحل بعدی دادرسی اجازه دسترسی به وکیل را می‌دهند و انکار بعدی متهم و افشای این که اعترافات اجباری بوده نیز شنیده نمی‌شود و مورد رسیدگی قرار نمی‌گیرد.

منبع مطلع فعالیت‌های محمد حبیبی را صنفی و قانونی و در چارچوب نهاد قانونی کانون صنفی معلمان دانست و در این باره گفت: «فعالیت‌ها در چارچوب کانون بوده که همه قانونی و با مجوز بوده ولی سپاه و اطلاعات کلا با هر فعالیتی مشکل دارند و ظاهرا با این که آدم ها از هر صنفی دور هم جمع شوند مشکل دارند، آقای حبیبی برای افزایش حقوق خودش و همکارانش تلاش می‌کرد، برای توسعه آموزش رایگان و رفع تبعیض تحصیلی تلاش می‌کرد و می‌نوشت، برای آزادی همکاران زندانی‌اش تلاش و رایزنی می‌کرد، هیچ کدام اینها قاعدتا نباید جرم باشد ولی در جمهوری اسلامی ظاهرا هست.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ بیست و نه تن از همکاران محمد حبیبی در هنرستان اندیشه و محل کار این معلم نیز در نامه‌ای بازداشت خشن همکارشان را ناباورانه، مایه شرمساری و غیرقانونی خواندند و اعلام کردند محمد حبیبی صرفا به فعالیت آموزشی در محیط کاری مشغول بوده و هیچ گونه اقدام غیر قانونی از ایشان مشاهده نشده است.

مقاله قبلیزادروز آن یگانه تاریخ ایرانزمین بر هم میهنان ایراندوست فرخنده باد! محترم مومنی روحی
مقاله بعدیممانعت از اعلام وکالت دو وکیل محمد نجفی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.