جعفر سهرابی از دراویش گنابادی و از مسئولین مددکاری رضا توسط پلیس امنیت تهران احضار و مورد بازجویی قرار گرفت.

جعفر سهرابی از دراویش گنابادی ساکن تهران و فعال در مددکاری رضا، هفته گذشته با تماس تلفنی از طرف پلیس امنیت تهران احضار و به مدت ۲ ساعت مورد بازجویی قرار گرفت.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، در این بازجویی که در ابتدا با لحنی تند صورت گرفت، از مدت زمان فعالیت این درویش و همچنین نحوه فعالیت‌های مددکاری سوالاتی مطرح شده است.

مددکاری رضا توسط جمعی از دراویش گنابادی در تهران و سایر شهرستان‌ها اداره می‌شود که در حوزه‌های مختلف آموزش، درمان، ترک اعتیاد، آسایشگاه سالمندان و… فعالیت دارد.

 

 

مقاله قبلیعباس کیارستمی برنده نخل طلای فیلم کوتاه را معرفی کرد
مقاله بعدیضرب و شتم وحشیانه یک زندانی سیاسی و بازداشت خواهر وی در زندان گوهردشت کرج
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.