زندانی سیاسی دهه ۶۰ صدیقه مرادی چندین ماه است که از آرتروز گردن رنج می برد و از ۳ ماه پیش دردهای طاقت فرسای ناشی از آرتروز گردن به یکی از دستهای او سرایت نموده است و به حدی حاد می باشد که قادر به حرکت دست خویش نیست و به گردنش آویزان نموده است.

از طرفی دیگر چشمان او دچار آب مراورید شده است و بینایی وی مختل شده است . زندانی سیاسی صدیقه مرادی در اثر ضربات بازجویان وزارت اطلاعات به سر وی دچار آب مروارید شده است.

خانواده این زندانی سیاسی بارها به دادستانی تهران مراجعه و خواهان درمان وی شده اند و حتی خود حاضر به پرداخت هزینه درمان وی هستند اما فردی به نام علوی سر بازجوی وزارت اطلاعات و دادستان تهران عباس جعفری دولت آبادی که از جنایتکاران علیه بشریت است و نام وی در لیست ناقضین حقوق بشر می باشد مانع درمان وی هستند و بیماری وی را به عنوان ابزاری جهت اذیت و آزار علیه وی بکار می برند.

زندانی سیاسی دهه ۶۰ صدیقه مرادی ۵۴ ساله است .آخرین بار در اردیبهشت ۱۳۹۰ با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین شکنجه گاه وزارت اطلاعات منتقل گردید و به مدت ۷ ماه در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت.فردی با نام مستعار علوی سر بازجوی وزارت اطلاعات و از شکنجه گران بند ۲۰۹ زندان اوین با پرونده سازی واهی ، وی را در یکی از شعب دادگاه انقلاب محاکمه و به ۱۰ سال زندان محکوم نمود.زندانی سیاسی صدیقه مرادی ۲ بار در دهه ۶۰ به دلیل عقایدش زندانی شده بود بار اول ازسال ۱۳۶۰ الی ۱۳۶۱ بار دوم از سالهای ۶۱ الی ۶۴ بود.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران عدم درمان این زندانی سیاسی توسط بازجویان وزارت اطلاعات که در شرایط حاد جسمی بسر می برد را محکوم می کند و از کمیسرعاللی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار دخالت برای پایان دادن به شکنجه زندانیان در زندانهای رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۹ آبان۱۳۹۳ برابر با۳۱ اکتبر ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیبازیگر فیلم جدید اسپیلبرگ معرفی شد
مقاله بعدیگریم‌ متفاوت رضا عطاران و مهناز افشار (به همراه تصاویر)
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.