بنابه گزارشات رسیده بازاری زندانی محمد بنازاده امیر خیزی که از بیماری پروستات شدید رنج می برد پس از مدت ها پیگیری خانواده برای درمان وی با هزینه شخصی خودشان به بیمارستان سینای تهران منتقل شد اما در آخرین لحظات بازجویان وزارت اطلاعات مانع انجام عمل جراحی وی شدند.

روز یکشنبه ۱۴ مهرماه بازاری زندانی محمد بنازاده امیر خیزی ۶۷ ساله که از بیماری پروستات شدیدا رنج می برد و نیاز به عمل جراحی داشت با دست بند و پابند به بیمارستان سینای تهران منتقل شد.

در بیمارستان جهت عمل جراحی نیاز به انجام آزمایشهای لازم بود و می بایست ابتدا دست بند و پابند وی را باز می کردند تا او قادر به بیرون آوردن لباسهایش و انجام این آزمایشات شود.

اما یکی از پاسدار بندهای همراه وی بنام مرتضی قاسمی از باز کردن دستبند و پابند این زندانی سیاسی خوداری نمود و به کادر پزشکی به دروغ گفت که کلیدها در زندان جا مانده است.

پاسدار مرتضی قاسمی رفتارهای وحشیانه و غیر انسانی با این زندانی سیاسی داشت که باعث خشم آقای امیر خیزی و کادر پزشکی بیمارستان سینا گردید.

نهایتا این پاسداربند از باز کردن دست بند و پابند این زندانی سیاسی سر باز زد و کادر پزشکی بیمارستان نتوانستند آزمایشات لازم را از وی بگیرند و این زندانی سیاسی بدون انجام عمل جراحی مجددا به زندان بازگردانده شد.

بازاری زندانی محمد بنازاده امیر خیزی مدتها است که از بیماری پروستات رنج می برد و خانواده وی با پیگیریهای مستمر و طولانی مدت مدتی پیش توانستند موافقت معاون دادستان تهران به نام خدابخش را جهت انتقال وی به بیمارستان سینا و انجام عمل جراحی را بدست آورده بودند .تمامی هزینه عمل جراحی را خانواده به عهده گرفته بود.

لازم به یادآوری است که بازاری زندانی محمد بنازاده امیر خیزی ۶۷ ساله در آذرماه ۸۸ با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ شکنجه گاه وزارت اطلاعات منتقل گردید و نزدیک به ۲ سال در بند ۲۰۹ زندانی بود و سپس به زندان مخوف گوهردشت کرج منتقل گردید. زندانی سیاسی کبری بنازاده امیر خیزی از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ خواهر ایشان در حال حاضر در بند زنان زندان اوین زندانی می باشد.آنها به دلیل حضور فرزندانشان در لیبرتی عراق زندانی می باشند

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ممانعت از انجام عمل جراحی توسط بازجویان وزارت اطلاعات در آخرین لحظات را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی مانند آخوند صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه و آخوند محمود علوی وزیر اطلاعات به دادگاه های جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۵ مهر۱۳۹۲ برابر با ۰۷ اکتبر ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیدرخشش نهادهای دانشگاهی ایالات متحده در جایزۀ نوبل طب
مقاله بعدیبازجویی و تهدید به پرونده سازی علیه زندانیان سیاسی که جنایت قتل عام در اشرف را محکوم کردند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.