جهش چهاربرابری سود پالایشگاه‌های آمریکایی، که برخی آن را نشانهٔ شکست سیاست انرژی واشنگتن می‌خوانند، در واقع نتیجهٔ بحرانی است که جمهوری اسلامی با دهه‌ها سیاست تنش‌آفرین و امتناع از مذاکره بر جهان تحمیل کرده. این سود کلان، نه ضعف آمریکا، بلکه گواه تاب‌آوری صنعتی آن در برابر بحرانی با منشأ تهران است؛ حکومتی که با افزایش قیمت گازوئیل، هزینهٔ زندگی میلیون‌ها خانوار از آمریکا تا اروپا را بالا برده، اما همزمان تلاش می‌کند مسئولیت این آشوب را به گردن غرب بیندازد.

جهش بی‌سابقه سود پالایشگاه‌های آمریکایی، که به گزارش فایننشال تایمز می‌تواند چهار برابر سال گذشته باشد، بهانه‌ای به دست برخی رسانه‌ها و تحلیل‌گران داده تا این وضعیت را نشانهٔ «شکست» سیاست انرژی آمریکا یا بی‌تدبیری واشنگتن در مدیریت بازار جهانی سوخت معرفی کنند. این روایت نه‌تنها گمراه‌کننده، بلکه وارونه است!

واقعیت آن است که ریشهٔ این بحران را باید نه در واشنگتن یا لندن، بلکه در تهرانِ جمهوری اسلامی جست‌وجو کرد. این حکومت است که با دهه‌ها سیاست‌گذاری تنش‌آفرین، حمایت از گروه‌های نیابتی، و برنامهٔ هسته‌ای جنجالی، زمینهٔ درگیری‌ای را فراهم آورد که اکنون قیمت گازوئیل را در آمریکا به بالاترین سطح چند ساله رسانده است. جمهوری اسلامی با سیاست‌های تشنج‌زا و امتناع مستمر از مذاکرهٔ سازنده، بارها بازار انرژی جهانی را به گروگان گرفته و اکنون نیز هزینهٔ این بی‌ثباتی را مصرف‌کنندگان سراسر جهان — از رانندگان آمریکایی تا کشاورزان اروپایی — می‌پردازند.

ادعای اینکه «آمریکا باخته» یا در این بحران بازندهٔ اصلی است، با واقعیت‌های میدانی هم‌خوانی ندارد. برعکس، شرکت‌های آمریکایی — از پالایشگاه‌های مستقل تا غول‌هایی چون اکسان‌موبیل و شورون — در میانهٔ این طوفان، رکوردهای سودآوری خود را جابه‌جا کرده‌اند. صنعت پالایش آمریکا، که سال‌ها زیر فشار رقابت خاورمیانه و آسیا دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اکنون با افزایش چهاربرابری حاشیهٔ سود، نشان داده که انعطاف‌پذیری و ظرفیت تولیدی کشور قادر است حتی در بحرانی با منشأ خارجی، سودآور باقی بماند. این نه نشانهٔ شکست، بلکه گواه توان صنعتی و تاب‌آوری اقتصادی ایالات‌متحده در برابر تکانه‌ای است که دیگران — به‌ویژه حکومت اسلامی— بر جهان تحمیل کرده‌اند.

آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، نه کارنامهٔ انرژی آمریکا، بلکه الگوی رفتاری مکرر جمهوری اسلامی است: ایجاد بحران، سپس تلاش برای القای این تصور که غرب در مواجهه با آن ناتوان است. این روایت‌سازی، در حالی صورت می‌گیرد که همین حکومت، از طریق تشدید تنش در منطقه، مستقیماً مسئول افزایش هزینهٔ زندگی میلیون‌ها خانوار در سراسر جهان است — از جمله گرانی سوخت که اکنون کشاورزان آمریکایی و مصرف‌کنندگان اروپایی آن را حس می‌کنند.

در نهایت، سودهای کلان پالایشگاه‌ها شاید در کوتاه‌مدت پرسش‌هایی دربارهٔ عدالت توزیعی و نیاز به مداخلهٔ نظارتی در داخل آمریکا مطرح کند — بحثی که اکنون در کنگره نیز در جریان است. اما این موضوعی کاملاً جداست از تلاش برای وارونه‌جلوه‌دادن مسئولیت اصلی بحران. مسئول واقعیِ این آشوب انرژی، نه سیاست‌گذاری آمریکا، بلکه حکومتی است که با سرسختی در پیگیری پروژه‌های تنش‌زا، بارها ثابت کرده حاضر است امنیت و رفاه اقتصادی جهانی را قربانی بقای خود کند.

منابع: فایننشال‌تایمز؛ مؤسسه ریستاد انرژی؛ مؤسسه نفت آمریکا (API)

مقاله قبلیحمله با چاقو در آسمان، شبکه ترور در زمین: آیا تروریسم هوایی، آخرین ابزار جمهوری اسلامی در جنگ سایه با اسرائیل است؟
مقاله بعدیاکسیوس: مذاکرات ایران و آمریکا به بن‌بست رسید؛ لجاجت تهران بازار نفت جهانی را به لبه پرتگاه برد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.