این قصه سر دراز دارد، چون …..؟!

0
95

چون مراحل آخر نگارش متن توافق نهائی در مورد مذاکرات هسته ای رژیم آخوندی با قدرت های بزرگ جهان، برای پایان دادن به این گفتگوهای طولانی، و به نتیجه رساندن این نشست ها(پیچیده تر، ریزتر و جدی تر) شده است!

این سه پارامتر جدید، که در جلسات اخیر میان مذاکره کنندگان فعالیت های هسته ای رژیم آخوندی، اکنون خودشان را نشان داده و مطرح نموده اند؛ نکته های مهمی را به ما یادآوری می کنند. همانطوری که خمینی جنایتکار، در اولین روز بازگشت منفور خویش به ایران، در قبرستان بهشت زهرا برای مردگان خفته در آنجا گفت(زیرا زنده هائی که در آن مکان حضور داشتند، به علت بی شعوری مفرط و میهن فروشی شان به مشتی آخوند تازی تبار، نمی توانستند درک بکنند؛ که اراجیف آن آخوند انتقامجوی کودن، از کدام منشأ سرچشمه می گیرد.) خمینی در آن روز نامبارک گفت: ” دل خوش به این نباشید که برای شما خانه می سازیم؛ اتوبوس را مجانی می کنیم، آب و برق و تلفن را مجانی می کنیم، شما را به مقام انسانیت می رسانیم؛ آقای سرهنگ، شما نمی خواهید که آقای خودتان باشید؟ “

اکنون هم پس از گذشتن یازده سال و اندی، که از آغاز شدن نخستین جلسات این مذاکرات کذائی می گذرد؛ در این آخرین جلسات در لوزان و وین(اگر آخرین باشد؟) برای اشخاص مذاکره کننده مشخص گشته، که نگارش یک متن، برای رسیدن به نتیجه نهائی، پیچیده تر و ریزتر و جدی تر هم شده است. باید به هفتاد و پنج میلیون گروگان ایرانی(فقط ملت، چون بقیه که با شمارش آنها کل جمعیت کنونی کشورمان را، به هشتاد میلیون می رسانند؛ از جرگه امت و از گروه دشمنان ما و مملکت مان می باشند.) بگوئیم: ” دل خوش به این نباشید که سرانجام، این مذاکرات به پایان برسند؛ و شما از زیر بار اینهمه نابسامانی های فردی و خانوادگی و اجتماعی رها خواهید شد. زیرا نقشه های بزرگان زور قدرتمداری در جهان، هنگام تحمیل نمودن این رژیم دیکتاتوری و خون آشام بر شما، نه فقط برای سرنگونی حکومت پادشاهی در کشورمان بوده است؛ بلکه آز و طمع بی پایان آنها، جهت دسترسی به همه مواهب موجود در سرزمین باستانی تان بود< که روانشاد محمدرضا شاه پهلوی، اجازه دسترسی به آنها را، به هیچ قدرت و هیچ کشوری در دنیا نمی داد.> ؛ که آن زیاده طلبان را بر آن داشت، تا با بر سر کار آوردن این رژیم اهریمنی ضد ایران و ایرانی، آنچه را که از قرنها پیش آرمان به دست آوردن آنها را داشته اند؛ چپاول نمایند و به غارت ببرند!

پس از پایان مذاکرات حدود ده روز پیش، از قول دیپلمات های حاضر در مذاکرات هسته ای، که با برخی از خبرگزاری های مهم مصاحبه نموده بودند؛ در خبرها آمده بود؛ که اینان معتقد هستند، چنانچه بالاخره این گفتگوها به ثمر برسند؛ و توافق نهائی میان ۱+۵ و تیم مذاکره کننده از سوی حکومت اسلامی حاصل گردد. دست کم باید حدود سی سال تمام، فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی را زیر نظر داشته باشند؛ تا بر این دیپلمات ها مسلم گردد؛ که عملیات آنان کاملا صلح آمیز است، و قصدی جهت ساختن سلاح های هسته ای را نداشته و ندارند. به همین لحاظ چنین مطرح کرده بودند؛ که تحریم ها علیه حکومت اسلامی را، به طور کامل لغو نخواهند نمود. بلکه آنها را در حالتی قرار دهند؛ که در صورت مشاهده هرگونه خطای تازه ای از آخوندها در این رابطه، خیلی سریع دوباره آن تحریم ها را فعال نمایند. و این بدان معناست، که واقعا دل خوش به این نباشید، که به زودی از شر این برنامه ها نجات خواهید یافت!

بسیار زجر دهنده است، که با توجه به خبر بالا، معاون وزیر امور خارجه رژیم منحوس اسلامی، عباس عراقچی مذاکره کننده ارشد آخوندها در این جلسات، پس از آخرین نشست مربوط به این گفتگوها، به خبرنگاران گفته است: ” شاید مذاکرات زودتر به پایان برسد؛ شاید هم چند روزی بیشتر طول بکشد. مقید به زمان نیستیم.” در همین رابطه، علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی رژیم آخوندی، روز دوشنبه همین هفته گفته است: ” برای تهران(مراد او حکومت شان است) محتوای توافق با گروه ۱+۵ مهم است. ما توافق خوب را فدای زمان و ضرب الاجل نمی کنیم. ” !

از این اظهارات سران و مسؤلان بری از احساسات میهن پرستانه( عرب تبارند و میهن شان مکه و مدینه و شهرهای زیارتی عراق و سوریه است. ) بوی بسیار بدی به مشام میهن پرستان واقعی و ایرانیاران راستین می رسد. باید در کمال هوشیاری، به این اظهارات توجه نمود. چنان به نظر می آید، که همگی شان درون این جلسات، و چه بسا در جلسات دوطرفه آخوندها با تیم آمریکائی که به گونه خصوصی و بدون حضور بقیه اعضای پنج به علاوه یک برگزار می کنند؛ با همدیگر تبانی کرده باشند، که جهت گمراه نمودن مردم دنیا به ویژه ملت ایران، به طور غیر مستقیم به جهانیان چنین برسانند؛ که این موضوع و این قصه پردازی ها، سر دراز دارد. و حالا حالاها باید در انتظار به نتیجه نهائی رسیدن این نشست های ظاهری و آکنده از فریب، که برای گمراه کردن مردم ایران به انجام می رسند؛ تا دسترسی ایشان به آنچه که خودشان در نظر دارند ماند و سکوت نمود!

بدون تردید، این سیاه بازی های سیاسی، و این گیر دادن های دروغین به سران ضد ایرانی حاکمیت خونخوار آخوندی، از بیم هسته ای شدن ایران، و خطرآفرین بودن آن برای منطقه، به آن شدتی که در ذهن ما جا انداخته اند نیست. اهداف درازمدت این قدرت های بزرگ در جهان، برای یک ایران بدون داشتن سلاح های اتمی نیست؛ چون کشور کوچک چند میلیونی اسرائیل، هند و پاکستان و …. ، همگی شان دارای این فن آوری ها هستند. در صورتی که جمهوری اسلامی نیز اتمی بشود؛ به مجرد احساس خطر از طرف آخوندها، آمریکائیان در پایگاه هائی که در کشورهای هم پیمان خویش در منطقه دارند؛ می توانند در کمترین زمان ممکن، جلوی هر نوع عملیات اتمی سران قدرت پرست و شارلاتان حکومت اسلامی را بگیرند. آنها با تدارک دیدن قصه انحرافی ممانعت از دست یابی آخوندها به نیروی هسته ای غیر صلح آمیز، فقط و فقط به یک موضوع می اندیشند؛ چگونه خواهند توانست، از یک ایران بزرگ و سرشار از آنچه که این زیاده طلبان به آنها نیاز مبرم را دارند؛ یا چند ایرانستان کوچک تر بیآفرینند؛ و یا در آنجا چه امکاناتی را برای خویش فراهم بیآورند؟ که تا به کمک آنها، تا پایان عمر گیتی، بتوانند از مملکت اهورائی ما، بر توان همه جانبه خودشان بیفزایند؟!

محترم مومنی

مطلب قبلییک چهارم نهایی لیگ قهرمانان آسیا؛ نفت حریف الاهلی امارات شد
مطلب بعدیراب راینر زندگی سی و ششمین رییس‌جمهور آمریکا را می‌سازد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.