اینک تنها راه نجات آشتی ملی در ترکیه؛ وگرنه باید همگان خود را در ترکیه برای ناآرامی های مهار نشدنی آماده کنند

2
141

دکتر کاوه احمدی علی آبادی
عضو هیئت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری
عضو جامعه شناسان بدون مرز
متأسفانه همان گونه که پیش بینی می شد، روند مذاکره و صلحی که قرار بود با مشارکت همگانی به آشتی ملی منتهی شود، با “راهکار فشارهای بازجویی” توسط سازمان اطلاعات ترکیه برای خلع سلاح کردها با زور، به جای صلح، جنگ برای ترکیه به ارمغان آورد. البته به اضافه کشف مهمی که خانواده اردوغان صورت داد و با جهان بینی ژرف تشخیص داد که داعش و القاعده تعدادی انقلابی و منجی مردم منطقه هستند که غربی ها می خواهند نابودشان کنند و عدالت و توسعه به کمک باندهایی در سرویس های امنیتی ترکیه باید تجهیز و تسلیح و عضوگیری شان را تسهیل بخشند تا اردوغان به رهبر اسلام گرایان منطقه “بدل” شود.
احسن بر این درایت، حالا نتایج تصمیمات تان را تحویل بگیرید، گرچه هنوز دستاوردهای دسته گل های تان باقی است. رهبری واقعی یک ملت مگر بچه بازی است که با پوشیدن لباس عثمانی ها و چند شعار و ظواهر اسلامی بتوانید شایستگی آن را کسب کنید! رهبر حقیقی یک ملت باید افقی را ببیند که دیگران نمی توانند، هم انعطاف پذیر و هم مقاوم باشد و بداند کی و کجا و چگونه هر یک را به کار برد، و از مردمش دلگنده تر و باگذشت تر باشد. آقای اردوغان همچون روضه خوان ها و پاسداران ایران تو گویی نوجوان ۱۴ ساله ای است که هنوز دوران بلوغ را طی نکرده و مدام در حال روکم کنی با دیگران و ایجاد تنش جدید و بحرانی نو است و چند تیم متخصص باید دور و برش بگردند تا فقط خرابکاری های پس از هر سخنرانی اش را جمع و جور کنند. دیدید نتیجه اش در ایران چه شد؟ در حالی که در زمان جنگ با عراق فرصت صلحی عادلانه با جبران خسرات را –از طریق غرامت جنگی- داشتند، آنقدر به بی درایتی شان ادامه دادند تا کشور در ورطه سقوط افتاد و –کم مانده بود که اهواز را نیز از دست دهند- به تلخ تر و بدتر از جام زهر تن دادند. حالا هم یکسال نمی شود که به همین روضه خوان های بی سواد گفتند که قطعنامه ها کار دستمان داده و اقتصاد در شرف فروپاشی کامل است، آنقدر به کله شقی های شان ادامه دادند که حالا مجبور شدند مثل بچه ها (درست مثل بچه پررویی که مدام او را از چیز داغ برحذر دارید و او با نادانی و خیره سری به آن دست بزند و تا فیها خالدونش بسوزد و رویش هم نشود که داد بزند) تمام خطوط قرمزی را که خودشان تعیین کرده بودند، زیر پا بگذارند و حتی روی شان نمی شود یک کلمه پیرامون آن حرف بزنند (چه می توانند بگویند بعد از این افتضاحی که به بار آوردند!؟ بماند که همین توافق با +۱۵ نیز کار روضه خوان ها نبود و تقریباً تمام خطوط قرمز بدون اطلاع آنان و کاملاً فنی توسط یک تیم حرفه ای دور زده شد و روضه خوان ها را بازی دادند. حتی بلند شدن صدای تیم ایرانی –تحت عنوان عدم تهدید یک ایرانی- از قبل کاملاً هماهنگ شده با طرف غربی بود که نتیجه ای را نیز که پیش بینی می شد در تهران داد). دیدید که چه بر سر مزدوران و متحدان شان در منطقه آوردند و سوریه و یمن را با نادانی های شان به چه ویرانی و قتل عامی کشیدند که هنوز نیز ادامه دارد. لااقل آنان باید درس عبرتی برای تان می شدند. رهبری مگر بچه بازیست که با چند نطق و روضه و نمایش بتوان مشکلات مردم را آن هم در قرن بیست و یکم حل کرد؟! یا با پوشیدن لباس ملاها و امپراطورهای پیشین و ریش گذاشتن و شرکت در مراسم مذهبی، پیشوای یک ملت شد؟ آن تنها به درد سالن تئاتر و تعزیه می خورد. (آن دنیا به تمام اسلام گرایانی که به خیال رهبری دیگران چنین فجایعی را در خاورمیانه و حتی دنیا به بار آوردند که می بینید، خواهند گفت: شما غلط کردید که با این سواد و نادانی و ناتوانی تان چنین طمع هایی ورزیدید و درحقیقت خواستید جاه طلبی های تان را لباس دین بپوشانید.)
کجای دنیا کار آشتی ملی و مصالحه را به سرویس های امنیتی می سپارند؟ حتی یک مورد در تاریخ وجود دارد؟ خوشبختانه سواد تاریخی تان هم که از جاه طلبی های عثمانی (آن هم تحریف شده و تشدید شده با احساسات نوستالژیک) فراتر نمی رود. کار سرویس های امنیتی برقراری صلح که هیچ حتی مذاکره و گفتگو نیز نیست. آن ها در همان زمینه ای توانایی دارند که دوره های آموزشی و تجربی اش را گذرانده اند؛ یعنی بازجویی، جمع آوری اطلاعات محرمانه، جستجو و حتی شکار جاسوسان واقعی دشمنان که البته امروزه متأسفانه تضییع حقوق مدنی مردم، برخورد با آزادی خواهان و روزنامه نگاران و منتقدان و آزار و افترا و شکنجه و البته بازی دادن سیاستمداران ناشی نیز بدان افزوده شده است. کجای دنیا با تهدید و ارعاب و زور، آشتی ملی برقرار شده است؟ آقای اردوغان با تهدید و فشار نیروهای امنیتی اعتراف اجباری (آن هم عمدتاً دروغ) بدست می آورند، نه آشتی ملی و صلح. اگر نمی دانید لااقل آن را از همان آقای داود اوغلو که تحصیلات دانشگاهی دارد، بپرسید. سرویس های امنیتی ترکیه نیز که مخالف مذاکره با کردها و مصالحه ملی بودند، خوب می دانستند که چگونه با چند هویج با ظواهر اسلامی عملاً شما را به بازی بگیرند و به سمت نابودی صلح بکشانند و اتفاقاً تنها در یک قدمی آن موفقیت اند. آنان مخالفت شان را با مذاکرات در همان آغاز کار نشان دادند که میت سه فعال کرد را در فرانسه ترور کرد و برای یک انسان عاقل دست شان رو شده بود، ولی همان سرویس های امنیتی خوب فهمیده اند که چگونه با چند ظواهر اسلامی می توان اردوغان را مثل آب خوردن به بازی گرفت. با کارت داعش آنقدر بازی کرد که ترکیه را از کشوری پیشرو در منطقه به کشوری منزوی بدل ساخت و با انحراف داعش از مبارزه با اسد و کشیدن شان به سوی کردهای سوریه، در عین شراکت در جنایت های داعش نتوانست مانع اراده کردهای سوریه شود و حالا در داخل ترکیه نیز هم آتش بس شکست خورده و هم حزب عدالت و توسعه به عنوان حامی داعش، افکار عمومی ترکیه را از دست داد و در انتخابات شکست خورد و آرزوی انحصار قدرت اردوغان را به کابوس بدل ساخت. چون سیاست در دنیای امروز پیش از هر چیز، یک علم است و کار چند اسلام گرای تنگ نظر نیست که قبلاً شکست شان را در ایران و سقوط شان را در مصر و نابودی شان را در افغانستان دیدیم. دخالت های بی جا و غلط اردوغان حتی آقای داود اوغلو را نیز دچار مشکل کرده و او برای جلب رضایت نسبی اش مجبور است به کارهای تن دهد که بدان اعتقاد ندارد. اینک شخص اردوغان متأسفانه به بزرگترین مانع توافق ملی و صلح در ترکیه بدل شده است و اگر همین گونه ادامه دهد باید بدون او این مسیر را طی کرد و یک توافق تاریخی نمی تواند برای یک شخص معطل بماند.
بی تعارف، آتش بس در ترکیه تمام شده و مذاکرات صلح با کردها در یک قدمی شکست است و آشتی ملی با آینده ای نامعلوم. تنها یک راه باریک برای نجات آن مانده که طرف های کنونی ترکیه اگر دنبال نکنند، شکست شان قطعی است. دولت ترکیه و مشخصاً آقای داود اوغلو باید مذاکره و مصالحه را با کردها به رهبری حزب دموکراتیک خلق ها –و نه پ. ک. ک.- و سایر اقلیت های مذهبی و قومی ترکیه دنبال کند. حزب دموکراتیک خلق ها نه گروهی مسلح است و نه اقدامی مسلحانه انجام داده و پ. ک. ک. را هم به خلع سلاح دعوت کرده است (عجیب این که از رهبران حزب دموکراتیک خلق ها می خواهید اقدامات تروریستی را محکوم کنند و وقتی محکوم کردند، می گویید در اظهارات شان صداقت نداشتند!! یعنی مثل فرزندان شما که با داعشی ها عکس یادگاری گرفتید، فرزندانشان با پ. ک. ک. عکس یادگاری می گیرند!؟ اگر هم چنین کنند، همچون سرویس های امنیتی شما که داعش را تسلیح و تجهیز کردید، پ.ک.ک. را تسلیح نمی کنند). دولت ترکیه انتظار نداشته باشد که به خاطر آشتی ملی، حزب دموکراتیک خلق ها همه اقدامات آنان را تأیید کند یا هر اقدام پ.ک.ک. را محکوم کند. اولاً اگر ملاک اقداماتی باشد که آتش بس را نقض کرده، نیروهای امنیتی و مشخصاً باند اردوغان بیشتر سزاوار سرزنش اند و ثانیاً اختلاف نظر حتی بین نخست وزیر و رئیس جمهور ترکیه در زمینه هایی مشهود است چه رسد دو حزب رقیب که با وجود مصالحه در بسیاری از زمینه ها طبیعی است که با هم اختلاف نظر داشته باشند و ثالثاً برخلاف تصورتان حرکت حزب دموکراتیک خلق ها به سوی دولت ترکیه –یا حتی به سوی پ.ک.ک.- مشکل تان را حل نمی کند و این حزب باید برای نجات مصالحه نقش یک پل را بین دولت ترکیه و پ.ک.ک. بازی کند.
رهبران حزب دموکراتیک خلق ها توجه کنند که نقش مکمل آنان اینک برای نجات صلح، کردها و حتی کشور ترکیه کلیدی است. باید با جدیت و پایبندی مذاکرات با دولت داود اوغلو را ادامه دهید و به عدم مبارزه مسلحانه پایبند باشید. شما در مقام یک حزب رسمی و قانونی ترکیه باید به ایفای نقش در مجلس و چه بهتر که برای نجات صلح، به مشارکت در دولت اهتمام ورزید و به امور شهرداری ها و خدمات به مناطق کردنشین و مشارکت با احزاب چپ ترکیه ادامه دهید. پ.ک.ک. حزب و تشکیلاتی مجزاست و در همین درگیری اخیر ارتش ترکیه با پ.ک.ک. نیز اختلاف نظرات رهبران تان با هم مبرهن است و از طریق ارتباط با آنان برای کاهش تنش بین پ.ک.ک. با دولت ترکیه ادامه دهید. شما حتی به دو اوجالان متفاوت اعتقاد دارید. حزب دموکراتیک خلق ها به اوجالانی اعتقاد دارد که در زندان امرلی نیز می تواند به مذاکرات صلح و آشتی ملی ادامه دهد و خلع سلاح او را در شرایط زندانی نیز معتبر می شمارد. در حالی که پ.ک.ک. به اوجالانی اعتقاد دارد که تنها در شرایط آزادی دستورات اش قابل اجرا و درخور اعتماد است و در زندان نمی تواند مذاکرات صلح را ادامه دهد، چون تحت فشار نیروهای امنیتی ترکیه است. مهمتر از آن، خلع سلاح در شرایط کنونی منطقه که داعش جنون زده در همه جای منطقه مثل آب خوردن قتل عام می کند و جاه طلبانی نیز در ترکیه از داعش حمایت می کنند، یعنی خودکشی و اینک اقوام و اقلیت هایی در منطقه که هرگز مسلح نبودند، مسلح می شوند تا از خود و مردم شان دفاع کنند، چه رسد کردها که از کودکی با تفنگ بزرگ می شوند. بنابراین پ.ک.ک. نیز باید به راه خود برود و می توانند از خود دفاع کنند، اما حق حمله و کشتار غیرنظامیان و عملیات تروریستی و بمب گذاری های کور را ندارند. هر گاه آنان و دولت و ارتش ترکیه از درگیری خسته شدند، پای میز مذاکره برمی گردند و گرنه کسی را نمی توان به زور صلح طلب کرد. اگر شدنی بود ارتش و میت ترکیه در طول دهه های اخیر موفق شده بودند.

2 دیدگاه‌ها

  1. فرموده اید (دیدید که چه بر سر مزدوران و متحدان جمهوری اسلامی در منطقه آوردند و سوریه و یمن را با نادانی های شان به چه ویرانی و قتل عامی کشیدند که هنوز نیز ادامه دارد.) باید بعرض برسانم که سوریه را رژیم ایران به تنهایی بدبخت نکرد بلکه با همکاری رژیم اسد و حمایت همه جانبه کردهای سوریه PYD باهم به روز سیاه نشاندند.در زمانی که مردم بدبخت سوریه با تظاهرات خیابانی دنبال دموکراسی بودند رژیم اسد آنها را سرکوب کرد ارتش آزاد سوریه از دور خارج شد و داعشیهای وحشی آمدند اما کردها که در تمام مدت رژیم اسد و پدرش از حقوق ملی خود محروم بودند و حتی کارت شناسایی هم نداشتند با کمال تعجب بجای حمایت از دموکراسی خواهی مردم سوریه , در کنار اسد قرار گرفتند و امروز میشنویم که قرار است کاملا زیر پرچم رژیم اسد بجنگند.در ترکیه هم تحلیل های غلط کار دستشان داد و به دموکراسی روی خوش نشان ندادند یعنی تروریستها تحمل دموکراسی را ندارند والا وقتی میتوانند بنام کرد در مجلس ترکیه بیش از ۸۰ نماینده داشته باشند چرا باید بر علیه مردم دست به اسلحه ببرند.یکی از نویسندگانی که از شورش و حملات مسلحانه کردها در این زمان حمایت کرد جناب آقای کاوه احمدی علیابادی بودند.صالح مسلم رییس تروریستهای کرد سوریه گفته :رئیس مشترک حزب اتحاد دموکراتیک سوریه افزود: ما قسمتی از سوریه هستیم. اگر مشکلات سوریه حل و فصل شود، مشکلات ما نیز حل خواهد شد. ) حالا به این نتیجه رسیده ای؟ پس چرا وقتی که مردم مظلوم سوریه در برابر رژیم جانی اسد ایستادند شما به اسد چسبیدید؟شاید اینگونه میخواستید مشکل سوریه را حل کنید؟آن زمان هنوز داعشی بوجود نیامده بود حالا که به یمن حمایتهای ایران و کردهای سوریه از اسد, اوضاع لاینحل شده مسئولیت این جنایتها به عهده شما هم هست.
    ترکیه نیز در سایه دموکراسی خواهد توانست مشکلاتش را حل کند شما نگران رژیم اسلامی ایران و سرزمین آریایی باشید.

  2. نصیحت به سران HDP: در دنیای واقعی زندگی کنید/ ایلنور چویک
    در انتخابات ۷ ژوئن ترک های بسیاری جمع شدند تا اولویت های دموکراتیک خود را نشان دهند و به HDP، حزبی که طرفدار کردها است رأی دادند، و گذاشتند که کردها از حد نصاب ۱۰ درصدی عبور کنند. اما از آن زمان تا کنون HDP به گونه ای عمل کرده است که گویی تنها کردهایی که شیدای PKK هستند به این حزب رأی داده اند. رهبران HDP با اعلام موافقت خود با اعمال تروریستی PKK در چند هفتۀ اخیر، دارند حرکت سیاسی خود را منزوی می کنند.

    حزب دموکراتیک خلق ها (HDP)، که حزب طرف دار کردها در ترکیه است، یک بار دیگر ادعاهای واهی خود را تکرار کرد و حزب حاکم عدالت و توسعه (AKP) را به همکاری با دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در حملۀ تروریستی اخیر در سوروچ متهم کرد. چند دهه است که این ستون نویس فعالیت های کردها در ترکیه را پیگیری کرده و سیاست مردان کرد زبده و کار کشته ای را دیده است. اما در سال های اخیر به نظر می رسد کیفیت حرکت سیاسی کردها، علی رغم این که شهروندان کرد بیشتری توانسته اند به پارلمان راه یابند، به طرز شدیدی افت کرده است.

    ترک های بی طرف همیشه از این اندیشه حمایت کرده اند که سیاستمداران کرد باید جایگاه به حق خود را در مجلس ملی ترکیه (TBMM) به دست بیاورند و به همه نشان دهند که می توانند به مبارزۀ مؤثر خود برای حقوق دموکراتیک ادامه دهند، به گونه ای که همۀ کردهای ترکیه بتوانند احساس کنند در این کشور شهروندانی درجه یک هستند. این بدان معنا است که «نبرد مسلحانه»، که چند دهه است ادامه دارد، تبدیل به چیز زائدی شود و در نتیجه حزب کارگران کردستان (PKK)، که رهبری آنچه را «نبرد مسلحانه» خوانده می شود به عهده داشته و اغلب اوقات آن را به اعمال تروریستی تغییر داده است، ضرورتی برای وجودش احساس نشود.

    همین ستون نویس بود که در دهۀ ۹۰ میلادی فعالانه با تصمیم پارلمان مبنی بر اخراج نمایندگان کرد از پارلمان، زندانی کردن برخی از آنها و تبعید برخی دیگر، اعلام مخالفت کرد. این رفتار ها تنها به PKK کمک کرد تا هر چه بیشتر رشد کند و اساس و بنیادی اخلاقی و مشروع برای خود فراهم کند.

    در انتخابات ۷ ژوئن ترک های بسیاری جمع شدند تا اولویت های دموکراتیک خود را نشان دهند و به HDP، حزبی که طرفدار کردها است رأی دادند، و گذاشتند که کردها از حد نصاب ۱۰ درصدی عبور کنند. در نتیجه HDP به طرز هیجان انگیزی ۱۳ درصد آرا را از آن خود کرد و برندۀ ۸۰ کرسی پارلمان شد.

    اما از آن زمان تا کنون HDP به گونه ای عمل کرده است که گویی تنها کردهایی که شیدای PKK هستند به این حزب رأی داده اند. تعداد معتنابهی از ترک ها و کردهایی که قبلاً به AKP رأی داده بودند، به HDP رأی دادند و آرای آن را از ۶ تا ۷ درصد معمول خود تا ۱۳ درصد بالا کشیدند.

    امروز شاهد آن هستیم که HDP در راستای مواضعی گام بر می دارد که با مواضع PKK یکسان است و بیشتر سران آن می گویند پشت این حزب به جناح مسلح شبه نظامیان کرد ترکیه و همچنین حزب کردی اتحاد دموکراتیک (PYD) و شاخۀ نظامی آن در سوریه گرم است. این یک اشتباه بزرگ است.

    مردم در حوزه های رأی گیری تجمع نکردند تا در انتخابات ۷ ژوئن از HDP حمایت کنند و اکنون چنین اظهاراتی بشنوند. این مردم انتظار داشتند HDP بگوید قدرتش را از آرای مردم می گیرد و پشتش به مردم کرد و ترکی گرم است که به آن رأی داده اند، نه چیزی غیر از این.

    رهبران HDP دارند حرکت سیاسی خود را حاشیه ای و منزوی می کنند. آنها آشکارا موافقت خود را با آنهایی که در چند هفتۀ اخیر اعمال تروریستی سطح پایینی را در مناطق شرقی و جنوب شرقی ترکیه آغاز کردند، اعلام کرده اند.

    شبه نظامیان PKK تنها در یک ماه هفت دستگاه خودرو باری TIR را در جاهای مختلف در جنوب و جنوب شرقی ترکیه به آتش کشیده اند. آنها همچنان مردم را به طرق مختلف وحشت زده می کنند. درگیری مسلحانۀ روز دوشنبۀ گذشته میان ارتش و PKK در استان جنوب شرقی آدی یامان، که به کشته شدن یک سرباز منجر شد، یاد آور تلخی است از اینکه در ترکیه چه به سرعت تنها با یک جرقه همه چیز به هم می ریزد.

    آیا این همان چیزی بود که HDP برای ترکیه می خواست؟

    اگر بر حسب اتفاق ترکیه، به علت ناتوانی پارلمان فعلی در تشکیل یک حکومت ائتلافی در مدت ۴۵ روز، به سمت انتخابات زود هنگام پیش برود آنگاه HDP در انتخابات با مشکلاتی جدی روبرو خواهد شد، اگر به همین صورت فعلی ادامه دهد و تاکتیکش همچنان ترویج خشونت و نزاع باشد. روز دوشنبه پس از آنکه در سوروچ در استان جنوب شرقی شانلی اورفا یک بمب گذار انتحاری که گمان می رود از اعضای شبه نظامیان داعش بوده باشد، ۳۱ فعال مدنی جوان از کردهای ترکیه را به کام مرگ کشاند و بیش از ۱۰۰ تن دیگر را مجروح کرد، سران HDP یک بار دیگر انگشت اتهام خود را متوجه حکومت کردند و گفتند که حزب حاکم AKP در این عملیات تروریستی خونین با داعش همکاری کرده است.

    سران HDP باید از این دانا تر و آگاه تر باشند. آنها باید بدانند که هدف عمده تر داعش مسلمانان میانه رو هستند، مانند آنان که از AKP حمایت می کنند، و اگر داعش بر حسب اتفاق بتواند در ترکیه قدرت را به دست بگیرد نخستین گروهی که خود را از شر آنان خلاص می کند همین مسلمانان خواهند بود. ادعای همکاری داعش و حکومت ترکیه نه تنها مضحک است، بلکه خطرناک نیز هست. این موضع گیری آسان ترین و در عین حال سخیف ترین راهی است که HDP بر گزیده است. این دقیقاً همان نزاعی است که داعش دوست دارد در ترکیه ایجاد کند. آیا رهبری HDP نمی تواند همۀ این وقایع را ببیند؟

    http://kurdpress.com/Fa/NSite/FullStory/News/?Id=88369

Comments are closed.