تیم ملی فوتبال ایران بعد از استرالیا، بیش‌ترین بازیکن لژیونر را در ترکیب خود دارد که تبدیل به معضلی برای دراگان اسکوچیچ از حیث برگزاری تمرینات شده است.

دراگان اسکوچیچ از زمان حضوری روی نیمکت تیم ملی، با یک مشکل اساسی در ارتباط با لژیونرهای فوتبال ایران مواجه است؛ بازیکنانی که به علت حضور در کشورهای عمدتا اروپایی، نمی توانند زودتر از موعد فیفا دی (پنجره بازی‌های ملی) به تمرینات تیم ملی ملحق شوند.

اگر چه حضور بازیکنان ایرانی در فوتبال اروپا یک امتیاز مثبت در جهت پیشرفت آن‌ها و نزدیک شدن به معیارهای بین‌المللی محسوب می‌شود و در همین مدت زمان باعث پیشرفت تیم ملی هم شده، اما دیگر خبری از تعطیلی لیگ و برگزاری تمرینات تیم ملی بیش‌تر از روزهای فیفا دی نیست.

در گذشته و حداقل تا اواخر مربیگری کی‌روش، تیم ملی معمولا تمرینات خود را با حدود ۱۵ بازیکن لیگ برتری آغاز می‌کرد که تعدادی از این بازیکنان شاکله اصلی تیم ملی هم بودند و رفته رفته لژیونرها اضافه می‌شدند اما در دوره حاضر، تیم ملی از تعداد زیادی لژیونر برخوردار است که باعث شده تمرینات پیش از فیفا دی تعطیل شود.

آخرین باری که تیم ملی اقدام به برگزاری تمرینات زودتر از فیفا دی کرد، مربوط به شهریور ۱۴۰۰ بود که حدود ۲۲ بازیکن لیگ برتری به تیم ملی دعوت شده بودند اما در نهایت از این تعداد، ۱۰ نفر در فهرست نهایی اسکوچیچ جای گرفتند.

تعداد بازیکنان لیگ برتری در اردوی اخیر کم‌تر هم بود. ۱۹ لژیونر و ۷ بازیکن از لیگ ایران در اردوی تیم ملی برای بازی با لبنان و سوریه حضور داشتند که معمولا در اردوهای گذشته، باعث ناهماهنگی در تیم ملی در بازی نخست شده است و معمولا تیم ملی در بازی دوم به علت برگزاری تمرینات بیش‌تر، عملکرد بهتری را هم به نمایش می‌گذارد.

رسانه‌های ورزشی نوشتند؛ در حال حاضر تیم ملی از این حیث، دومین تیم با بیش‌ترین لژیونر در آسیا محسوب می‌شود که باید به مرور زمان به این شرایط عادت کند. به خصوص که طبق اعلام فیفا، تیم‌های ملی فقط یک هفته قبل از جام جهانی می‌توانند ملی‌پوشان خود را از باشگاه‌ها بگیرند.

استرالیا با ۲۱ بازیکن شاغل در خارج از فوتبال باشگاهی این کشور که شامل ۸۷ درصد از ترکیب این تیم می‌شود از ایران با ۱۹ بازیکن لژیونر با سهم ۷۰ درصدی، بالاتر است.

در بین قدرت‌های آسیا، ژاپن ۱۸ بازیکن لژیونر با سهم ۶۴ درصدی در ترکیب خود دارد. البته در این بین سوریه هم با ۱۹ لژیونر و سهم ۶۷ درصدی دیده می‌شود که اکثر این بازیکنان در کشورهای حوزه خلیج فارس بازی می‌کنند.

بیش‌ترین افت را در این زمینه کره جنوبی با هشت لژیونر داشته است. تیم‌های عربستان، قطر و امارات هیچ لژیونری ندارند  و تمام بازیکنان ملی‌پوش آن‌ها در فوتبال باشگاهی کشورهای خود حضور دارند.

در ادامه تعداد و درصد بازیکنان لژیونر تیم‌های ملی را مشاهده می‌کنید:(تیم‌ها تعداد متفاوتی بازیکن به اردوهای خود دعوت می‌کنند)

ایران – ۱۹ بازیکن – ۷۰.۴ درصد

کره جنوبی – ۸ بازیکن – ۳۲ درصد

استرالیا – ۲۱ بازیکن – ۸۷ درصد

ژاپن – ۱۸ بازیکن – ۶۴.۳ درصد

عربستان – بدون بازیکن

قطر – بدون بازیکن

امارات – بدون بازیکن

چین – یک بازیکن – ۳.۷ درصد

عراق – ۱۰ بازیکن – ۴۱.۷ درصد

عمان – ۳ بازیکن – ۱۳ درصد

سوریه – ۱۹ بازیکن – ۶۷.۹ درصد

ازبکستان – ۸ بازیکن – ۳۴.۸ درصد

بحرین – یک بازیکن – ۴.۳ درصد

اردن – ۵ بازیکن – ۲۱ درصد

فلسطین – ۱۱ بازیکن – ۴۰.۷ درصد

فیلپین – ۱۳ بازیکن – ۵۹.۱ درصد

تایلند – ۲ بازیکن – ۸.۷ درصد

تاجیکستان – ۱۰ بازیکن – ۴۳.۵ درصد

هند – بدون بازیکن

یمن – ۸ بازیکن – ۳۴.۸ درصد

کویت – بدون بازیکن

مقاله قبلیرولز رویس سریع‌ترین هواپیمای برقی جهان
مقاله بعدیپرسپولیس در سید یک آسیا
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.