«یک ایرانی، یک بمب اتمی را در خاک امریکا خنثی کرد» این جمله، هم واقعیت دارد، هم ندارد!

این نام پرفرمنسی است که صبا علیزاده فرزند استاد حسین علیزاده و دانشجوی موسیقی تجربی در امریکا اجرا کرده است.

شاید این اولین واکنش و یا همراهی چهره های هنری ایران در امریکا به فضای تحریم و تهدید به جنگ بین ایران و امریکا است.

طی این پرفرمنس آقای صبا علیزاده، دستگاهی دیجیتالی که نمادی از یک بمب اتمی است «خنثی» میکند، این دستگاه دیجیتالی در طی این پروسه تبدیل به یک ابزار موسیقی خاص میشود.

دستگاهی که آقای علیزاده خود آن را ابداع کرده است. این «ابزار موسیقی» به نور حساس است و از طریف تاباندن نور توسط آقای علیزاده نوت هایی را از خود منتشر میکند.

نهایتا این «بمب» که قرار بود در خاک امریکا «منفجر شود»، تبدیل به یک ساز موسیقی میشود و آقای صبا علیزاده با آن به «نواختن موسیقی» از جمله موسیقی ملی امریکا میپردازد.

1376750_543484062395014_1294870599_n

«به عنوان یک ایرانی در امریکا دچار تبعیض میشوید»

صبا علیزاده فارغ التحصیل مقطع کارشناسی رشته موسیقی تجربی از انستیتوی هنر کالیفرنیا و نوازنده کمانچه در رابطه با پرفرمانس خود در امریکا به ناظران میگوید:

من برای تحصیل در مقطع فوق لیسانس وارد امریکا شدم. از همان لحظه اول و در بخش پاسپورت فرودگاه میگویند شما یک «ایلین» بیگانه هستید(عبارتی که برای موجودات فضایی هم به کار میرود) باید چند ساعت معطل انگشت نگاری و ثبت مشخصات شوید، تمامی این مسایل به شما میگوید: «تو یک ایرانی هستی»

همچنین شما به عنوان یک ایرانی دچار برخی تبعیضهایی در امریکا هستید، حقوقی که دیگران دارند را شما ندارید، مثلا از بسیاری از بورسهای دانشگاهی حق ندارید استفاده کنید، من یک بار که به ایران برگشته بودن از ایران به صورت آنلاین چیزی خریداری کردم و وقتی به امریکا برگشتم متوجه شدم حسابم بسته شده است، چون در ایران با استفاده از حساب بانکیم خرید کرده بودم!

 

از سوی دیگر من دو سال است که از ایران خارج شده ام و دارم کم کم تاثیر تحریم ها را بر روی دوستان و همنسلی های خودم در ایران میبینم. سی سالگی میتواند اوج شکوفایی آدمها باشد اما مشکلات مالی ناشی از تحریم ها توان دوستان و همنسلی های من را از بین برده است. در حالی که من میبینم هم سن و سالان من در اینجا از کشورهای مختلف چه امکاناتی دارند و چه کارهایی که میتوانند انجام دهند، این مسایل من را به این فکر رساند که من به سهم خودم پرچم صلح را به دست بگیرم البته کمی هم به طنز! گویی که واقعا بمب اتمی ای وجود دارد و من دارم به عنوان یک ایرانی آن را در امریکا خنثی میکنم.

انگیزه من در واقع این بود که به عنوان یک هنرمند به مردم امریکا پیام صلح بدهم و بگویم که از این فضا خسته شده ام از فضایی که مرتب ایران تهدید به حمله نظامی میشود خسته شده ام. پیامی که مخاطبان آن هم دولت ایران و هم دولت امریکا است و البته مردم امریکا که از صبح تا شب از رادیو و تلویزیون اخباری شنیده اند که نام ایران مساوی با بمب هسته ای و این مسایل بوده و اینچنین درمورد ایران فکر میکنند، من سعی کردم این تصویر را از ایران بشکنم.

این پرفرمانس به این شکل اجرا شده که من لباس ضد شیمیایی دارم و یه کیف بزرگ به دستم است از بیرون گالری وارد میشوم و در بخشی از گالری که در توسط نوارهای زرد از باقی جدا شده پشت یک میز مینشینم. از داخل کیف مدارها را خارج میکنم.

در چند دقیقه اول مدار را سرهم میکنم و بعد نور خاموش میشود و از تاریکی و ال ای دی قرمز صدای سازی ساخته میشود چون این سازه الکترونیکی به نور حساس است با تباش نور از خود صدا تولید میکند. در این مرحله انگاری بمبی در حال ترکیدن است، فضها به ناگهان خاموش میشود و با چراغ مطالعه از بین نویزهایی که از دستگاه خارج میشود به نوعی سرود ملی امریکا با این نویزها ساخته میشود.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از ناظران؛ در نهایت پیام مورس «اس او اس» ارسال میشود و من از گالری خارج میشوم، من موسیقی ملی امریکا برای این نواختن در این بخش انتخاب کردم چون به گمانم بهترین پیام صلحی بود میشد ارسال شود. امریکایی هایی که این پرفرمنس را دیدند بسیار از آن استقبال کردند و حتی برخی از اساتید من در دانشگاه پیشنهاد داده اند که این پرفرمنس باید در کنگره امریکا اجرا شود.این پرفرمنس تا کنون در دو دانشگاه «کل‌ارت» و «یو سی اس دی» در سن دیگو اجرا شده است.

مقاله قبلیکیارستمی نشان افتخار دولت ژاپن را گرفت
مقاله بعدی14 ایرانی در بین200هزار داوطلب سفر به مریخ
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.