اگر کشوری کوفت و زهرمار ارزان تولید کند، باید آن را خرید و بلعید؟!

0
78

شی جین پینگ رئیس جمهور خلق چین، در روز شنبه بیستم دسامبر ۲۰۱۴ در یک پیام استثنائی تلویزیونی، که به طور مستقیم از تلویزیون سراسری این کشور پخش شد؛ ضمن تبریک گفتن به مناسبت شب یلدا به مردم ایران و مسؤلان جمهوری اسلامی گفت: ” خواهش می کنم، برای جان و مال و سلامتی و امنیت خودتان ارزش قائل باشید و جنس بدون کیفیت نخرید. به بهانه اینکه پول کافی ندارید آشغال نخرید. اگر کشوری کوفت و زهرمار ارزان تولید کند؛ باید آن را خرید و بلعید؟ چین کالاهای عالی و با کیفیت هم تولید می کند؛ اما این تقصیر ما نیست که تاجران ایرانی، تمایلی به خریداری آن ندارند. ” !

رئیس جمهوری چین، برای این که کشورش همچنان در کنار ایران بماند؛ به دو مشکل بزرگ اشاره کرد، و جهت تحقق این امر، با گذاشتن دو شرط، توجه مردم و مسؤلان جمهوری اسلامی را به آنها جلب نمود. شین جین پینگ که برای نخستین بار برای مردم ایران، و مسؤلان حکومت آخوندی پیام تلویزیونی می فرستاد؛ ضمن تبریک گفتن به مناسبت فرا رسیدن ” شب یلدا ” به ایرانیان، با اعتراض به تاجران ایرانی، که با سفارش دادن محصولات تقلبی و بی کیفیت به کارخانه های چینی، از مردم ایران خواست، که کالاهای خودشان را از این تاجران نخرند؛ و از آنها پرسید: ” مگر کشور شما گمرک و مؤسسه استاندارد ندارد؟ چرا از آنها نمی خواهید که اجازه ندهند محصولات و کالاهای تقلبی و بی کیفیت وارد کشورتان بشوند. مگر آنها قانون و مقررات ندارند؟ “

رئیس جمهوری چین خطاب به مردم ایران: ” شرط نخست ما این است، که مردم ایران دیگر نباید به ملت و مملکت چین بی احترامی کنند. این که در کشور شما محصولات تقلبی و بی کیفیت فراوان است؛ چین مقصر نیست. وقتی تاجران ایرانی به چین می آیند، و خودشان اجناس تقلبی را به کارخانه ها سفارش می دهند گناه ما نیست. مسؤلان کشور شما، چون غلتک( وسیله ای که برای صاف کردن آسفالت هنگام پهن کردن آن، مورد استفاده کارگران ساختمانی قرار می گیرد. ) ، بر روی کوهی از دیش و ریسیور رژه می روند و آنها را له می کنند.(کنایه به تاجران ایرانی است، که برای یافتن اجناس ارزان، به همه رسانه های تجاری اینترنتی سر می زنند.)؛ این که یک ایرانی، به هموطنان خود لنت ترمز تقلبی کیا و پژو را می فروشد؛ که در تصادفات رانندگی کشته شوند؛ ولی خودش پورشه سوار می شود این تقصیر چین نیست. خواهش می کنم، برای جان و مال و سلامتی و امنیت خودتان ارزش قائل باشید؛ و جنس بی کیفیت نخرید. به بهانه این که پول ندارید آشغال نخرید. اگر کشوری کوفت و زهرمار ارزان تولید کند؛ باید آن را خرید و بلعید؟ چین کالاهای عالی و با کیفیت هم تولید می کند؛ اما این تقصیر ما نیست که تاجران ایرانی تمایلی به خریداری آن ندارند! “

شرط دوم: ” شرط دوم ما این است، که اگر هر تبلیغی را در شبکه های ماهواره ای دیدید؛ هرگز به آنها اعتماد نکنید. با اطمینان به شما می گویم، تمام کالاهای ساخت اروپا، که ویدئوهای تبلیغاتی آن را در ماهواره ها می بینید؛ نمونه تقلبی آن در ایران به شما تحویل داده می شود و هیچکدام شان اصل نیست. همه این کالاها در چین، و به سفارش تاجرهای ایرانی سفارش داده می شوند. ما نگران هستیم، که وقتی در آینده تحریمهای اقتصادی لغو شوند؛ تاجرهای سودجوی ایرانی، این بار کالاهای تقلبی بیشتری وارد ایران کنند!

” از گمرک و مؤسسه استاندارد کشورتان بپرسید، که چرا به کالاهای تقلبی اجازه ورود می دهند؟ مگر آنها قانون و مقررات ندارند؟”!

درست است که سخنان شین جین پینگ رئیس جمهور کشور چین، که از موضوع تبریک گفتن به مردم ایران به مناسبت ” شب یلدا ” سود برده بیان نموده است. با آنکه حقیقتی محض را در نظر گرفته و از آن گفتگو می نماید؛ اما یک ظاهر و چند باطن دارد. ظاهر آن دفاع نمودن از تولید کنندگان چینی، و هشدار دادن به مصرف کنندگان ایرانی آنها است. ولی رئیس جمهوری چین، خود بازرگانان ایرانی را مسؤل تهیه شدن سفارشات تقلبی ایشان به کارخانجات چینی معرفی می کند. منظور وی این است که فرمول تهیه و تولید شدن این اجناس بدون کیفیت، از سوی تاجران ایرانی به صاحبان کارخانه های چینی دیکته می شوند. آنها هم چون تولید کننده و فروشنده ای بیش نیستند؛ کاری به بقیه ماجرا ندارند، که چه کسانی از اجناس بی کیفیت و غیراصلی استفاده می کنند؟!

جلوه دیگری از بیانات شین جین پینگ، متوجه مسؤلان شارلاتان و چپاولگر رژیم آخوندی است؛ تا به این وسیله به آنها هشدار بدهد، من که تا این جا پیش آمده و مردم ایران را راجع به وضعیت بی توجهی های حاکمان کشورشان هشیار می کنم؛ در صورتی که پول بیشتری ندهید؛ تا محصولات و کالاهای عالی و با کیفیت ما را، برای استفاده مردم ایران از چین بخرید. ما توان آن را داریم، که در جای مناسب خودش، دست به رسوا کردن شما و تاجران نظامی تان بزنیم. به عبارتی دیگر، وی داشت بازرگانان دولتی و نظامی حکومت اسلامی را، نزد ملت ایران و سایر مردمان جهان افشا می نمود!

لحن پیام تلویزیونی آقای شین جین پینگ به این مضمون اشاره آشکاری داشت: ” من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال “!

محترم مومنی

مطلب قبلینمایی از فوران پرتو ایکس از خورشید
مطلب بعدیتشدید فشارها ، محدودیتها و اذیت وآزارها علیه زندانیان سیاسی و عادی در زندان مرکزی زاهدان
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.