اگر نام این فضاحت و رسوائی ها پیروزی است؟ در پیروزی تان تردیدی نیست؟!! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
123

شیخ حسن روحانی رئیس جمهور گزافه گوی رژیم آخوندی در ایران کنونی، صبح روز پنج شنبه سی و یکم امرداد ۱۳۹۸خورشیدی، در مراسم گرامیداشت « روز صنعت دفاعی » (مرادشان از برپا کردن چنین مراسمی، بالا بردن اهمیت هزینه کردن پول مردم ایران، برای افزایش صنایع دفاعی کشور، در مقابل دشمنانی است؛ که خودشان برای این مملکت به وجود آورده اند.) ؛ روحانی در مراسم مورد نظر با اشاره به این موضوع، که صنعت دفاعی کشور همه ساله، هدایای ارزشمندی را به مردم ایران می دهد(حتما به ایادی خودشان) گفته است: « سال گذشته جنگنده کوثر رونمائی شد؛ در طول سال هم چند زیردریائی و ناوچه رونمائی شد. امروز هم سامانه پدافند هوائی باور ۳۷۳ رونمائی، و به سامانه پدافندی الحاق شد. » !

آیا اینها نمی دانند، که باید به جای همه این به قول خودشان دست آوردهای علمی و صنعتی در زمینه دفاع در برابر دشمنان، جهت برطرف کردن مشکلات پدید آمده از طریق بی کفایتی های خود رئیس جمهور و اعضای کابینه اش، و نیز سایر عوامل نالایق حاکم در مملکت بکوشند؟ در شرایطی که بحران های گوناگون، روی دادن هر مشکلی برای خود و حاکمیت جانی شان را نشانه گرفته اند؛ و احتمال به مخاطره کشاندن ایران را چند برابر کرده اند. همچنین خطرهای فراوانی، که هم اینک نیز گرفتار آن هستند. چنین بی خردانه، از پیروز شدن دم می زنند. و چنین بیانات بری از راستی توسط ریاست جمهوری حکومت اشغالگر آخوندی، جز ایجاد کردن بدنامی های بیشتر برای همگی شان، چه معنای دیگری خواهد داشت؟!

در موقعیتی که بیشتر خبرگزاری های دنیا، گزارش تمامی خطاهای ریز و درشت، و افتضاحات عملکردهای عاری از مدیریت کارشناسانه او و سایر همدستان دولتی و حکومتی ایشان را، به طور مستمر در سراسر گیتی منتشر می کنند. بیان کردن موضوعات و مواردی، که چندان هم مورد توجه مردم کشور نیستند. بیانگر آن است، که او با همه لاف هائی که می زند؛ هیچگونه آگاهی های لازم و مرتبط با نقش مدیریتی خویش، در دولت « تدبیر و امید و عدالت » را نداشته و ندارد و نخواهد داشت!

ولی او همچنان می کوشد، که مانند همیشه با حرافی و پشت هم اندازی های سخنان بی ربط خود، هر قدر که بتواند؛ به فریب دادن مردم رنجدیده ایران ادامه بدهد. تا شاید بتواند، پس از به سر آمدن دوره دوم ریاست اش بر قوه مجریه رژیم، در منصب مهمی از یکی دیگر از سازمان های حکومت ننگین شان، به پست و مقام مناسبی برسد!

وی در ماه گذشته در استان خراسان، خطاب به مردم ایران گفته بود: « اگر کسی مدعی شود، ایران اسلامی* ، نظام ما و دولت ما نا کارآمد است؛ و نتوانسته است به مشکلات مردم توجه کند. سخنی ناروا و ناصحیح گفته است. » ؛ (اولا شما اجازه ندارید؛ که ایران اهورائی ما را، ایران اسلامی خودتان بنامید. دوم هم، تشت بی کفایتی های تان، چنان از بام افتخارات نداشته همگی تان، بر زمین بی آبروئی های خود و نظام منفورتان سقوط و اصابت کرده است؛ که نه فقط مردم ایران، بلکه مردمان سراسر جهان نیز واقف گشته اند؛ که در اثر بی حد و اندازه بودن خطاهای دایمی همگی شما، بی اعتباری و نابخردی های حکومت رسوا و دولت بی اعتبار اسلامی تان، آنقدر زیاد و بزرگ و آشکار شده است؛ که اگر از تمام آسمان پهناور ایران هم، پوششی درست بکنید؛ که بر روی اشتباهات مکرر خود بکشید. تا خطاهای تان را مخفی نمائید؟ باز هم نمی توانید، که همه این ناروائی های آزار دهنده دایمی تان، که در حق مردم اسیر کشور انجام داده و می دهید. را پنهان کرده و از دید نظرهای بینا پوشیده بدارید.) !

روحانی در سخنان روز پنج شنبه خود، با اشاره به اختلافات کنونی میان رژیم شان با ایالات متحده، ضمن شکست خورده دانستن آمریکا، و پیروز بودن خودشان گفته است: « امروز تمام شاخص های داخلی ما، اعم از اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به ما می گوید. وضع ما نسبت به گذشته بهتر است.» ؛ معنای بهتر بودن اوضاع هر سه مورد بالا را، که مدعی آن هستید؛ هم اکنون برای رئیس جمهور نادان و فرصت طلبی مانند تو، و آن حاکمیت ولایتمدار مزورانه تان، توضیح می دهم. که ….. همین رهبرتان، حتی به خاطر عدم داشتن سواد و معلومات لازم فقهی، جهت دسترسی به مقام « آیت الله » شدن، برای اشغال کردن پایگاه رهبری حکومت منفورتان، پاهای خر مرادش چلاق است؛ و مرکب رهبری اش چنان می لنگد؛ که بقیه آیت الله های واقعی، که در حال حاضر در حال کشیدن زیر آب همدیگر می باشند. تا با مستعفی اعلام شدن خامنه ای از این مقام توسط مجلس خبرگان رهبری، به جای او منتخب این مجلس، جهت رسیدن به رهبری رژیم باشند. و سایر اشتباهات مکرر اجتماعی و فرهنگی حکومت غیر انسانی و ضد بشری تان، و ورشکستگی اقتصادی کنونی مملکت، که در اثر بی کفایتی حاکمیت منفور، و بی لیاقتی رئیس جمهوی مانند تو، و شارلاتان و دزد و جنایتکار و قاچاقچی بودن همگی تان، که جز به سودجوئی و قدرت پرستی درون این رژیم جهنمی اشتغال دیگری ندارید. موجب گردیده، که نه در داخل ایران، و نه در جائی دیگر برون از مرزهای این سرزمین باستانی، کسی برای سخنان بی ربط و بدون محتوای شما، کم ترین اهمیتی هم قایل باشد!

همه ساکنان دنیا می دانند و باخبر هستند؛ که چگونه دارائی های ملی مردم ایران را، مصروف ایده های ضد بشری و جاه طلبانه تان در تمامی این گیتی پهناور می کنید؛ و به جای تامین آسایش های نسبی برای ایرانیان، در هر شرایطی به آنان ظلم بی حد را روا می دارید؟!

تجمعات حق طلبانه شان را، با هجوم نیروهای وحشی انتظامی تان مخدوش می سازید. تجمع کنندگان را مورد ضرب و شتم فراوان قرار می دهید. زنان کشور را از دسترسی به آرمان هائی که حق ایشان است محروم می نمائید. فرزندان شان را به دلایل واهی دستگیر و زندانی نموده، هستی گرانقدر بسیاری شان را، به همان دلایل پوچ به نیستی بدل می کنید. و ……. بسیاری دیگر از کردارهای نادرست و غیر انسانی تان، که همگان به آنها واقف می باشند را عملی می کنید. آنگاه از پیروزی هم دم می زنید!

اگر این موارد حکایت از پیروز شدن داشته باشند؟ رئیس اکبرتان ابلیس نیز پیروز است؛ و مانند جنابعالی به آن افتخار هم می کند!

محترم مومنی

مطلب قبلیدر انتظار آرامش باشیم یا طوفان؟!! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی
مطلب بعدیغلامعلی بسکی یا بابا بسکی که بود؟! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.