غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل ایران و سخنگوی قوه قضائیه این کشور، گفته است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری چهار سال پیش ایران، معترض نبودند بلکه مرتکب جرم شده اند و به مردم ظلم کردند.

موسوی و کروبی و همچنین زهرا رهنورد همسر موسوی، هزار روز است که در حبس خانگی به سر می برند.

 محسنی‌اژه‌ای دوشنبه در کفنرانس خبری خود در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا قوه قضاییه در مورد کسانی که پس از انتخابات سال ۸۸ حصر خانگی شده‌اند، آمادگی محاکمه دارد؟ گفت: ”این افراد مرتکب جرم شدند و ضرر و زیان آنها برای نظام، کشور و مردم بوده است.”

وی افزود: ”کسانی که (موسوی و کروبی) حصر خانگی شدند معترض نبودند، بلکه اقداماتشان مجرمانه بوده و به مردم ظلم کردند و در قانون آمده که با کسی که مرتکب جرم شده، چگونه باید برخورد کرد. در خصوص افراد مذکور تصمیماتی اتخاذ شده است و تغییری در مورد مجازات‌های آن‌ها به وجود نیامده است.”

به گزارش ایسنا،خبرنگاری در رابطه با برخورد قوه قضائیه با افرادی که در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری چهار سال پیش از ایران خارج شده و اکنون به کشور بازگشته‌اند، سوال کرد، که محسنی‌اژه‌ای پاسخ داد: ”در مورد این که احیانا افرادی در کشور مرتکب جرم شده و به خارج می‌روند قبلا گفته‌ام که اگر به کشور برگردند تحت تعقیب قرار می‌گیرند و به اتهامشان رسیدگی می‌شود.”

مقاله قبلیابراز نگرانی پدر حسین رونقی از وضعیت فرزندش در زندان اوین
مقاله بعدیمجلس سنای آمریکا تصویب تحریمهای جدید علیه ایران را به تاخیر انداخت
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.