حسن روحانی رییس‌جمهوری اسلامی که به منظور شرکت در شصت و هشتمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک سفر کرده است، در بدو ورود به فرودگاه جان اف کندی، در گفتگو با خبرنگاران در تشریح اهداف و برنامه های سفر خود، اظهار داشت: در جریان این سفر علاوه بر سه سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اجلاس خلع سلاح و مجمع وزرای امور خارجه غیرمتعهدها ، دیدارها و ملاقات هایی با سران منطقه، مقامات اروپایی و برخی رهبران دیگر کشورها نیز خواهیم داشت.

به گزارش خبرنامه از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، روحانی حضور در جمع اندیشمندان آمریکایی، مدیران ارشد رسانه‌ها، رهبران مسلمانان، رهبران ادیان آسمانی و دیدار با ایرانیان مقیم آمریکا را از دیگر برنامه‌های خود در این سفر و در راستای دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی برشمرد و تصریح کرد: دلگرمی اصلی ما در این سفر، پشتیبانی ملت ایران از دولت تدبیر و امید، حمایت های مقام معظم رهبری و دعای خیر همه مسلمانان است و امیدواریم بتوانیم در جهت تبیین اهداف نظام و احقاق حقوق ملت ایران گام‌های خوبی برداریم

مقاله قبلیاز مشاجره دایی با قهرمانی تا اتهام جگرخوری محسن قهرمانی؛ با یک مدیرعامل !
مقاله بعدیمقاله خاتمی در روزنامه گاردین: فرصتی استثنایی برای ایران و غرب پدید آمده
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.