یک بنیاد خیریه از لئوناردو دی کاپریو خواست تا تکلیف خودش را با پرونده سوء‌استفاده مالی در صندوق اقتصادی مالزی روشن کند.

 پرونده سوء‌استفاده مالی از صندوق اقتصادی مالزی به موضوع حل نشدنی برای لئوناردو دی کاپریو بدل شده و عواقب آن دست از سر او برنمی‌دارد.

اکنون در یک اقدام جدید یک بنیاد خیریه مربوط به جنگل‌های بارانی به نام بنیاد برونو مانسر با دادن اولتیماتوم به دی‌کاپریو از وی خواسته است تا یا تکلیفش را با این ماجرای سوء‌استفاده مالی روشن کند و یا عنوان سفیر صلح سازمان ملل برای تغییرات آب وهوایی که از سال ۲۰۱۴ به وی داده شده، از وی گرفته شود.

بنیاد دی کاپریو متهم شده که از پول اهدایی صندوق اقتصادی مالزی استفاده کرده و دیوان عدالت آمریکا این موضوع را در پرونده‌ای که شامل پولشویی یک میلیارد دلاری می شود در دست بررسی دارد.

دی کاپریو همچنین متهم شده که برای ساخت فیلم «گرگ وال استریت» نیز به میزان ۱۰۰ میلیون دلار از این پول استفاده کرده است. این بنیاد از دی کاپریو خواسته تا هر پولی را که از این صندوق مالزیایی دریافت کرده به صندوق کمک اقتصادی مالزی بازگرداند.

لوکاس استراوسمان رییس این بنیاد سوییسی در گفتگو با هالیوود ریپورتر اعلام کرده که اگر دی کاپریو نخواهد این وضعیت و میزان ارتباط با این پرونده را روشن کند باید عنوان سفیر سازمان ملل از وی گرفته شود چون در این صورت او صلاحیت داشتن چنین عنوان مهمی را نخواهد داشت.

این در حالی است که چندی پیش اتهام ارتباط بنیاد خیریه محیط زیستی لئوناردو دی کاپریو با جریان پولشویی بزرگ مالزیایی مطرح شد.

گفته شده بنیاد حمایت از محیط زیست دی کاپریو با  جو لو تاجری که در مرکز رسوایی بزرگ مالی ۳ میلیارد دلاری مالزیایی جای  دارد، در ارتباط بوده و لو به عنوان دوست دی کاپریو بخشی از پول‌های سرقت شده از بنیاد مالزیایی را برای این ستاره هزینه کرده است.

گفته شده «لو» در سال ۲۰۱۳ این پول را سرقت کرده و بخشی از آن را صرف خرید تابلوهای باارزشی کرده که چندی پیش به قیمت ۱.۱ میلیون دلار فروش رفت.

دی کاپریو هنوز به صورت رسمی در مظان اتهام قرار نگرفته اما چندی پیش از سوی دادگستری آمریکا دعوت شد تا برای شهادت در دادگاه حاضر شود.

این رسوایی مالی سرقت بزرگ از صندوق مالی «۱MDB»؛ یک صندوق سرمایه دولتی مالزی است که به منظور توسعه اقتصادی داخلی تاسیس شده بود.

به گزارش مهر به نقل از آسوشیتدپرس،انتشار ایمیل‌های سال پیش نشان داد که ۷۰۰ میلیون دلار سرمایه مرتبط به قراردادی بین «۱MDB» و پترو سعودی به حساب بانکی‌ای فرستاده شد که متعلق به کمپانی لو است.

مقاله قبلیکاشی جم تعطیل شد
مقاله بعدیچه کسانی به قدرت می رسند؛ و چه کسانی به قدرت می خزند؟!
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.