اوباما قمار بدسرانجامی را تجربه می کند!

0
61

اگر اشتباهات رئیس جمهور آمریکا از کسی مانند محمود احمدی نژاد سر می زد؛ آنگاه تمامی مردم، این خطاها را حمل بر خامی و نادانی و ندانم به کاری وی می نمودند. اما اگر شخصیتی مانند باراک اوباما رئیس جمهور کشور ایالات متحده آمریکا، که دارای چندین دانشنامه تحصیلی سیاسی است؛ مرتکب چنین خطاهای آشکاری بشود. باید با بیان چند جمله ناخوشآیند، استراتژی سیاسی او را مورد ملامت قرار داد؟ یا آنکه به دنبال ریشه هائی بود، که موجب روی دادن چنین اشتباهاتی شده اند؟ و یا دلائل دیگری در این رابطه را جستجو کرد؟!

در کارزار مذاکرات هسته ای، که یکی از مهمترین جلسات آن، بدون کسب هیچ نتیجه منطقی، در شهر مسقط پایتخت کشور عمان در حال خاتمه یافتن است؛ فقط یک نتیجه پنهان شده در لفاف مخفی کاری طرفین مذاکره کننده قابل بحث است. و این نتیجه، همان نکته ای است که بارها از پشت پرده سن یکی از تمسخر آمیزترین تئآترهای سیاسی دنیا، خودش را به نمایش گذاشته، ولی کسی به آن کوچکترین بهائی نداده است!

این نتیجه کاملا واضح و آشکار، پایان نداشتن و به انتها نرسیدن نشست هائی با عنوان ” مذاکرات هسته ای قدرتهای بزرگ جهان، با جمهوری اسلامی ” است! چون اگر صد سال هم به طول بی انجامد؛ باز همچنان نتیجه این خواهد بود؛ که کشورهای غربی مخالف با مجهز شدن حکومت اسلامی به سلاح های اتمی، و طرفهای مذاکره کننده از سوی رژیم آخوندی، چه در سطح وزرای امور خارجه کشورهای شرکت کننده در این نشست، و چه در سطح معاونین آنها، به تنها نتیجه ای که خواهد رسید، دریافت نمودن یک توضیح واضحات، از آغاز انجام شدن این مذاکرات تا کنون خواهد بود. و آن هم این است: ” مذاکرات هسته ای ایران و ۱+۵ ، هرگز به هیچ نتیجه راضی کننده ای نخواهند رسید!

اصولا سران حکومت اسلامی، به هیچوجه در نظر ندارند که مذاکرات را به نتیجه ای قابل پذیرش از سوی طرفین این نشست ها برسانند. اگر چنین نبود؟ چرا باید در حالی که نشست پر اهمیت مسقط شکل می گیرد؛ قرارداد جدیدی مبنی با تأسیس نمودن چند نیروگاه اتمی دیگر با کشور روسیه را به امضاء برساند؟ بدیهی است که این امر، فقط از جانب مسؤلان رژیم اسلامی و خواسته ایشان نیست. ولادیمیر پوتین همواره در کمین نشسته، که تا در موقعیتی مقتضی، ضربه نهائی را بر شکار زبان بسته وارد کند؛ تا کشورش و برنامه های آتی آن را، از رقیب همیشگی شان جلو بیندازد؛ تا با یک تیر دو نشان را مورد هدف قرار بدهد!

در شرایطی که کشورهای قدرتمند غربی، با هسته ای شدن حکومت اسلامی مخالفت سرسختانه ای را پیگیری می کنند؛ و یکی از پیشنهادهای دائمی آنها به سران جمهوری اسلامی، محدود نمودن مراکز اتمی ایشان است. بستن قرارداد ایجاد تأسیسات اتمی جدید در ایران با آخوندها، چه معنائی جز این خواهد داشت؛ که در قمار استیلا یا عدم استیلای آمریکا در خاورمیانه، پوتین سعی زیادی می کند، که نتیجه برد را به خودش، و نتیجه باخت را به رئیس جمهور آمریکا اختصاص بدهد؟!

مسائلی که در منطقه خاورمیانه رخ داده و می دهند؛ رویکردهائی می باشند، که آمریکا مایل است در برطرف کردن آنها نقش سازنده ای داشته باشد. این امر کار حضور آمریکا در این بخش از جهان را، چنانچه بخواهد درست عمل بکند مشکل تر می نماید. چون واقعیت این است، که ایالات متحده در منطقه خاورمیانه با انتخابی بسیار مشکل روبرو است. زیرا باید هم منافع خودشان را تثبیت و حفظ کنند؛ و هم آرامش و ثبات را به منطقه باز گرداند!

اما با قمار بدون برد آقای اوباما، که از بدو ریاست جمهوری اش در آمریکا، همواره روش دیپلماسی غیر مستقیم را، در ارتباط با مواجهه با ایران و سوریه به رهبری خامنه ای و بشار اسد، از هر روش دیگری مؤثرتر می دانست. اما پس از سالهای ریاست ایشان در دو دوره ای که بدان اشتغال دارد؛ تا حدود زیادی اشتباه بودن این روش به اثبات رسیده است. چون فراموش کرده بود، که همواره نتیجه هر قماری باخت است؛ حتی اگر قمارباز برنده هم بشود!

محترم  مومنی

 

مطلب قبلیاگر دوستان آمریکا و دوستان جمهوری اسلامی کوتاه بیایند مذاکرات پایان پذیر است!
مطلب بعدیمقصد نهایی نخبگان مهاجر ایرانی کدام کشورها هستند؟
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.