باراک اوباما، پنج‌شنبه دوم خرداد ماه، در سخنرانی تشریحی‌ای در مورد سیاست‌های خارجی ایالات متحده در دور دوم ریاست‌جمهوری خود، از راه‌کارهای تازه آن کشور در زمینه امنیت ملی و مبارزه با تروریسم سخن گفت. رئیس‌جمهوری آمریکا در دانشگاه دفاع ملی در واشینگتن از حملات هوایی‌ای که با هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) انجام می‌شود، دفاع کرد و در عین حال گفت این حملات با کسب اطمینانی نسبی در مورد هدف قرار ندادن غیرنظامیان انجام می‌شود. آقای اوباما گفت استفاده از هواپیماهای جنگی می‌تواند تلفات غیرنظامی بیشتری همراه داشته باشد. او همچنین گفت می‌داند که هیچ کلمه و ساز و کار قانونی نمی‌تواند چیزی را برای کسانی که بستگان بی‌گناه خود را در این حملات از دست می‌دهند موجه جلوه دهد.رئیس‌جمهوری آمریکا گفت «ما در جنگ با سازمانی هستیم که اگر جلویش را نگیریم، همین الان آماده است تا هرچه‌قدر که بتواند شهروند آمریکایی بکشد». به گفته اوباما استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین آخرین گزینه است. استفاده از پهپادها، به ویژه در مناطقی که آمریکا در آنها درگیر جنگ مستقیم نیست، با اعتراضات گروهی از مدافعان حقوق بشر روبه‌رو بوده است.

 

مقاله قبلیایران اتهام حضور نظامی در سوریه را رد کرد
مقاله بعدیواکنش رفسنجانی به رد صلاحیت: این‌ها نمی‌فهمند دارند چه می‌کنند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.