انواع کافر از نگاه قرآن کدام است؟

0
308

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ ﴿ سورۀ بقره، آیه ۶﴾ در حقیقت کسانى که کفر ورزیدند چه بیمشان دهى چه بیمشان ندهى بر ایشان یکسان است [آن‌ها] نخواهند گروید.
عموماً کافر در عرف دین به کسى گفته می‌شود که الوهیت، یا توحید، یا رسالت و یا ضروری دین را- در عین التفات به ضروری بودن آن- انکار کند به‌گونه‌ای که به انکار رسالت بینجامد و نیز کسى که ضرورى دین یعنى چیزى را که مثل نماز و روزه، مسلمانان جزو دین اسلام می‌دانند منکر شود، چنانچه بداند آن چیز ضرورى دین است و انکار آن چیز برگردد به انکار خدا، توحید یا نبوت.

کافران بر چند گروه اند:
مشرک: کسی است که به بیش از خدای واحد معتقد است.
کتاب: کسی که به یکی از ادیان ابراهیمی صاحب کتاب- جز اسلام- معتقد است. کافر اهل کتاب اقسامی دارد یا حربی است یا غیر حربی (اهل کتابی که معاند اسلام است و شرایط ذمه را نمی‌پذیرد) و اهل کتاب غیر حربی نیز یا ذمی (شرایط ذمه را پذیرفته است و در کنف حمایت مسلمین زندگی می‌کند) است یا غیر ذمی. کافر ذمی در اصطلاح کسی است که به بذل جزیه و التزام به احکام مسلمانان راضی شده و هرگونه اظهار کفر و یا ضرر به مسلمانان را ترک کرده است گفته می‌شود.
منافق: کسی که در دل کافر است و به‌ظاهر مسلمان.
مرتد: کسی که پس از ایمان، به کفر بازگشته است. در ادبیات اسلامی، منکران خدا را “دهری” که به کسى گفته مى‌شود می‌پندارد عالم، قدیم و پیوسته بر یک حالت بوده و پدیدآورنده و مدبّرى ندارد و حیات، محدود به حیات دنیایی است و پس از مرگ، برانگیختگى و حیاتى وجود ندارد، ملحد و معطّل نیز گفته‌اند هرچند اصطلاح ملحد را برای برخی فِرَق مسلمان مانند اسماعیلیه نیز به‌کاربرده‌اند. «زندیق» نیز تنها برای فرقه مانویِ به‌کاررفته است؛ امّا هر مسلمانی را نیز که سخن کفرآمیز بگوید، از باب مجاز، زندیق گویند.
اصلی: شخص بالغی که از پدر و مادر کافر متولدشده است و بااراده خود کفر (انکار وجود خدا) را برگزیده است.
تبعی: فرزند کافر قبل از سن بلوغ که در حکم کافر است.

پانویس:

العروه الوثقی، ج۱، ص۵۴.

دائره المعارف فارسی، ج۲، ص۲۱۴۴.

فرهنگ شیعه، ص۳۸۲.

عاملى، شهید ثانى، زین‌الدین بن على، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه (المحشّٰى- کلانتر)، کتاب‌فروشی داورى، قم، ۱۴۱۰ ق.

طباطبایى یزدى، سید محمدکاظم، العروه الوثقى فیما تعم به البلوى (المحشّٰى)، ج‌۱، ص ۱۳۹‌، دفتر انتشارات اسلامى، قم‌، ۱۴۱۹ ق.

اراکى، محمدعلی، کتاب الطهاره‌، ج. ص ۴۹۶‌، مؤسسه درراه حق‌، قم، ۱۴۱۳ ق.

تارنمای بیینات