انقلاب مشروطیت ایران

0
242

مشروطه به معنای مشروط و متضاد با حکومت مطلقه است ، انقلاب مشروطیت هم به مجموعه کوشش‌ها و رویدادهائی اطلاق می شود که در دوره مظفرالدین شاه و سپس در دوره محمدعلی شاه قاجار برای تبدیل حکومت استبدادی مطلقه به حکومت مشروطه انجام شد و به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب نخستین قانون اساسی ایران انجامید. خواست بنیادین انقلابیون مشروطه خواه ، تاسیس سلطنتی محدود و تعدیل یافته بود که بزرگترین دستاورد، هرچند ناپایدار، آن انقلاب نیز ،بود . این به معنای لغو حکومت زور و جایگزینی آن با حکومتی بود که مشروعیت اش ، زاده ی حمایت مردم بودو مشروطه خواه به کسانی اطلاق می شد که به جای حکومت خودکامه یا استبدادی که سلطان را مالک مطلق در سرنوشت ملت و صاحب جان و مال و هستی آن ها می دانست ، خواستار حکومت مشروطه یا حکومت مبتنی بر قانون بودند .
نهضت مشروطیت از این جهت که باعث کاهش قدرت استبدادی پادشاه شد، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ سیاسی معاصر ایران دارد چرا که توانست پایه‌های این قدرت مطلق و بی‌پایان شاه را که هیچ چیز خارج از اراده او انجام پذیر نبود و خواست و اراده مردم هیچ جایگاهی نداشت، فرو ریخته و آن را به پادشاهی مشروطه تبدیل کند.
از اوائل پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار ناخشنودی مردم از وضعیت موجود رو به افزایش بود. رفتار ظالمانه پادشاهان قاجار و تعدی و تجاوز شاهزادگان و وابستگان دربار و حاکمان ولایات و مداخله بی حد و حصر دولت‌های روس و انگلیس در امور ایران ،تأسیس دارالفنون و آشنایی تدریجی ایرانیان با تغییرات و تحولات جهانی، اندیشه تغییر و لزوم حکومت قانون و پایان حکومت استبدادی را تسریع کرد. نوشته‌های روشنفکرانی مانند حاج زین‌العابدین مراغه‌ای و عبدالرحیم طالبوف و میرزا فتحعلی آخوندزاده ومیرزا ملکم خان و میرزا آقاخان کرمانی، سید جمال الدین اسدآبادی و دیگران زمینه‌رابرای مشروطه‌خواهی مساعد نمود. نشریاتی مانند حبل المتین وچهره‌نما و حکمت و ملانصرالدین که همه در خارج از ایران منتشر می‌شدند نیز در توسعه آگاهی ،مطرح نمودن اندیشه های جدید ،گسترش آزادی خواهی و مخالفت با استبداد نقش مهمی داشتند. علاوه بر موارد فوق ، حادثه نوز بلژیکی مسئول امورمالی ایران که انتشارعکس وی در لباس روحانیت و در مجلس رقص در حال کشیدن قلیان بود، خشم عمومی را برانگیخت ، احداث بانک استقراضی روس در قبرستان مسلمانان که در تحریک احساسات مردم موثر واقع شد ، تنبیه تاجران قند و به فلک بستن شان،از جمله جرقه‌هایی بود که نهضت مشروطه را تسریع نمود وباعث اعتراض شدید مردم و تعطیلی بازار و تجمع در مسجد شاه تهران و دو تحصن به دنبال هم گردید.
افزایش تعداد متحصنین باعث شد، مظفرالدین شاه مستاصل مانده ونهایتا با درخواستهای آنان موافقت کند و فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ صادر شد.
پس از صدور این فرمان ،انتخابات تهران آغاز شد و در همان سال مجلس را افتتاح کردند و تدوین قانون اساسی اغاز گردید.اینجا بود که گرایشات سنتی ، مذهبی و مدرن ، روشنفکرانه در مقابل هم قرار گرفتند و به نوعی سدی در برابر پیشروی مشروطه گردیدند.

تداوم نهضت مشروطه با مرگ مظفر الدین شاه و به قدرت رسیدن پسرش محمد علی میرزا که از مخالفان سرسخت مشروطه بود به مخاطره افتاد چرا که او بعد از رسیدن به قدرت به مخالفت با قانون اساسی پرداخته و دستور انحلال مجلس تازه تأسیس را صادر کرد ،البته با مقاومت مردمی روبرو شد و این دستور به اجرا درنیامد، یک سال بعد زمانی که از یک ترور مشکوک جان سالم به در برد به کلنل لیاخوف روسی فرمانده بریگاد قزاق در تیرماه ۱۲۸۷ دستور داد تا مجلس را به توپ ببندد و به دنبال آن آزادیخواهان و مشروطه طلبان دستگیر ، زندانی، تبعید و یا اعدام شدند.
این اقدامات به مدت یک سال، ایران را به استبداد ننگینی فرو برد که از آن به استبداد صغیر یاد می‌کنند اما با هجوم همه جانبه آزادیخواهان که از آذربایجان، گیلان و اصفهان و سایر نقاط به طرف تهران حرکت کرده بودند و با تصرف پایتخت در ۲۳ تیر ۱۲۸۸، محمدعلی شاه مجبور به پناهندگی نزد سفارت روسیه شد و استبداد صغیر به پایان رسید. فاتحان تهران اگر چه توانستند در پرتو تلاش مردم، استبداد محمد علی شاه را از بین ببرند امادر طی یک دهه یعنی از آغاز انقلاب مشروطه در سال ۱۲۸۴ تا ۱۲۹۳ آغاز جنگ جهانی اول این سرزمین مجبور به تجربه های جدید و متفاوتی شد.
دوره‌ای که در آن آشوب و ناامنی از یک سو و کوشش برای قانونمند کردن کشور از سوی دیگر در جریان بود. تاسیس مجلس شورای ملی و تدوین و تصویب قانون اساسی یکی از مهمترین دستاوردهای آن دوره به‌شمار می‌رود. مجلس اول بهترین و پرشورترین و کارآمدترین مجلس تاریخ ایران بوده است.

نمایندگان این مجلس توانستند در مدت کمتر از دو سال کارهای مهمی را به انجام برسانند. نمایندگان مجلس اول از جان گذشتگانی بودند که با وجود مخالفت شاه و درباریان ودول بیگانه مانند روسیه تزاری وهمچنین مقاومت و سنگ اندازی های برخی از علما ، توانستند قوانینی را به تصویب برسانند که در زمان خود بسیار انقلابی و پر شور بود.
انقلاب مشروطه گر چه دستاوردهایی برای این کشور به ارمغان آورد ولی نتوانست به اهدافی مانند آزادی و پایان دهی به سیطره استعمار، دست پیداکند. با وجود قانون اساسی مدون ، این کشور بار دیگر گرفتار استبداد و خودکامگی شد. نبود احزاب سیاسی، توقیف مطبوعات، عدم آزادی قلم و گفتار و نادیده گرفتن عقاید… بیانگر این واقعیت است که انقلاب مشروطه نتوانست به اهداف واقعی خود دست یابد ومتاسفانه از همان ابتدا به انحراف کشیده شد. امامفاهیمی مانند قانون اساسی، مجلس، آزادی، انتخابات، تفکیک قوا با این انقلاب مطرح شد و رسمیت یافت.
علیرغم گذشت بیش از یک قرن از شروع تلاشهای مردم ایران برای استقرار یک نظام سیاسی پایدار متکی بر قانون و حاکمیت ملی ، هنوز ، انها گرفتار یک حکومت استبدادی مذهبی اند و مأیوسانه آرزوی تحقق یک دموکراسی حداقلی را در دل می‌پرورانند و سالهاست دور خودشان چرخ می زنند و در دایره باطل سرگردانند ،از سبز تا بنفش ،هر روز به رنگی دیگررنگ می شوند ،چرا؟؟؟؟؟؟
چرامشروطه خواهان نتواستند پایه‌های یک دولت و مجلس ملی رااستوار کنند؟
چرا علی رغم ان همه تلاشها و فداکاریهای مشروطه خواهان ،برقراری رابطه ملت و دولت براساس موازین جدید ممکن نشد؟چرا مشروطه نتوانست به قانون مداری و شایسته سالاری ختم شود؟
عوامل مخرب داخلی ،چه تاثیری بر عدم موفقیت این جنبش داشتند؟
چگونه عوامل خارجی موجبات تزلزل این حرکت شدند؟
چه عواملی موجب شدند کشور گرفتار آشوب، ناامنی و هرج‌ومرج شود؟
وقوع جنگ جهانی اول چه تاثیراتی بر این جنبش داشت؟
دخالت قدرت‌های استعماری چه میزان در عدم تحقق ارمانهای مشرطه خواهان موثر بود؟
چرا بعد از گذشت این همه سال، اجرای اصول مهم قانون اساسی، بویژه اصول مربوط به حقوق اساسی ملت و آزادی‌ها و حقوق فردی و اجتماعی هنوز در جامعه ایران محقق نشده است؟
چرا ایرانِ امروز نمی تواند پذیرایِ دموکراسی، سکولاریسم و عدالت اجتماعی باشد؟ایا ما نباید پیش از هرگونه انقلاب سیاسی، در تلاش برای کسب حداقل های های یک جامعه آزاد و سکولار از طریق یک انقلاب فکری – فرهنگی باشیم؟ ایا بدون انقلاب فکری – فرهنگی تمامی جنبش های سیاسی و آزادی خواهانه، همچون سالهای گذشته به شکست نخواهد انجامید؟ایا تا زمانی که تحول فکری ،فرهنگی در تمام ابعاد ان و در اکثریت جامعه صورت نگیرد ،جامعه ایران قادر به تحولات سیسی خواهد بود؟ ایا وقت ان نرسیده که بجای متمرکز شدن رویِ جنبش های سیاسی ناکارامدی که در طول این همه سال توفیقی نداشته اند و کار به سرانجام نبرده اند، باحرکت در مسیر رنسانس ،نقطه پایان بر سالهای شوم و قرون وسطایی ایران زمین گذاشته شود؟متاسفانه با وجود پژوهش های نه چندان کم در مورد مشروطیت ،بسیاری از سوالات بالا به درستی و کامل پاسخ داده نشده است.تا زمانی که جوابهای منطقی و کامل به سوالات داده نشود و نقاط مبهم برای ذهن جامعه رفع نگردد وراه حل های ممکن و قابل اجرا یافته نشود،هر حرکتی سرنوشتی بهتر از حرکتهای قبلی نخواهد داشت.
در کشورهایی که قانون مدار وشایسته سالار هستند و توانسته اند دموکراسی را در بهترین و کاملترین شکل پیاده کنند،نظیر کشورهای اسکاندیناوی،اقشارمختلف جامعه با قبول اندیشه های مخالف و همزیستی مسالمت امیزبا هم،با حرکتی همراستا ،هم جهت و هدف دار در جهت منافع ملی و برای استقرارهرچه بیشتر دموکراسی تلاش می کنند.انتخابها در مدل ها واشل های گوناگون،توسط مردم صورت می گیرد.شفافیت لازم در جامعه وجود دارد،نهاد های دموکراتیک وجود دارند،انسانها همه در برابر قانون مساویند،ازادی بیان،ازادی اندیشه سیاسی و ازادی مطبوعات وجود دارد،رسانه های جمعی که از ارکان جوامع دموکراتیک شمرده می شوند به وظیفه رصدو انتقال اطلاعات به جامعه و درنهایت نظارت و کنترل مشغولند،اعتراض و انتقاد از جمله حقوق رایج شهروندیست،ازادی های فردی و مدنی لازم وجود دارد،حقوق شهروندی تعریف و محقق شده است،عدالت فردی،اجتماعی ،اقتصادی بدون پیش داوریهای نژادی،قومیتی و جنسیتی وجود دارد،دولتها و دولتمردان قدرت محدود دارند،قضاوت افکار عمومی بر عملکرد انها موثر است.
اما در ایران هنوز تفکر دموکراسی جا نیفتاده و به بخشی از نیازهای فرهنگی جامعه مبدل نشده است،گفتار و رفتار دموکراتیک که از ملزومات ایجاد جامعه دموکراتیک است ،نهادینه نشده وهیچکدام از ارکان جامعه دموکرات ،آزادی بیان، آزادی اندیشهٔ سیاسی، ومطبوعات آزاد ،رقابت‌های انتخاباتی عادلانه وسالم ، مسئولیت‌پذیری و……..جایگاه حقیقی خود را پیدا نکرده است.
انچه گفته شد، خوشایند نیست اما متاسفانه حقیقت دارد و مطمئنا درک ،اگاهی و پذیرفتن و تلاش برای پاسخگویی برای آن می تواند به ما کمک کند ضعف ها ،مشکلات،موانع وکمبودها ی سر راه رسیدن به دموکراسی را درک کنیم،تا اینبار ، قدمهای استوارتر و بدون تزلزل و اگاهانه در مسیر دموکراسی برداریم و برای تغییر هدف دار و جهت دار تلاش کنیم.به امید روزی که اهداف انقلاب مشروطیت پس از بیش از یک سده ،در ایرانزمین محقق گردد .
پاینده باد ایران
سهیلا زرندی