سیما انتصاری درویش زندانی در زندان قرچک با انتشار نامه‌ای از حق تجدیدنظرخواهی در حکم ۵ساله‌ای که شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برای او صادر کرده است انصراف داد.

سیما انتصاری که یکم اسفندماه در جریان حادثه‌ی گلستان هفتم شکنجه و بازداشت شده است همراه با سه زن درویش دیگر از زندان به دادگاه اعزام شد اما در دادگاه، حق وکیل از او سلب شد و بدون فرصت یافتن برای دفاع، قاضی احمدزاده رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب او را به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم کرد.

به گزارش مجذوبان نور؛ متن کامل نامه سیما انتصاری به شرح زیر است:

شرکت در دادگاهِ ناعادلانه‌ی چنددقیقه‌ای که پنج ماه پس از دستگیری و بازداشت خشن و ناانسانی من و ده‌ها زن و صدها مرد درویش در حادثه تلخ و خونین گلستان هفتم برگزار شد و به ۵ سال حبس تعزیری محکومم کرد کافی بود تا بدانم انتظار عدالت داشتن از مراجع قضایی امری بیهوده است و با شرافت انسانی مغایرت دارد زیرا قاضی به ما فرصت دفاع نمی‌داد و هیچ وکیلی نیز فرصت مطالعه‌ی پرونده‌ی من و زنان درویش دیگر را نداشت.
آنچه من در آن شرکت کردم دادگاه نبود زیرا از اصول اولیه دادرسی عادلانه بی‌بهره بود.

همان چند دقیقه دادگاهی که برگزار کردند برایم کافی بود تا از آن مجمل که در مورد من اعمال شده بود، به مفصلی پی ببرم که در عدلیه کشورم می‌گذرد و از مشتِ احکامی که برای برادران و خواهرانم صادر شده است، خروارها ظلمی را دریابم که دستگاه قضا به نام عدل و انصاف در حق مردم روا می‌دارد. بنابراین انتظار عدل و داد داشتن از چنین مرجعی که در روز روشن اصول اولیه‌ عدالت را زیر پا می‌گذارد تا مطامع عده‌ای صاحب‌نفوذ و قدرت‌طلب را برآورده کند، اساساً امری بیهوده و خیالی باطل است.

من احتیاج و حتی رغبتی به تجدیدنظرخواهی ندارم و صبر می‌کنم تا روزی که این داوری‌ها را پیش داور اصلی ببرم.

سیما انتصاری
سوم مرداد ۱۳۹۷
زندان زنان قرچک

مقاله قبلیدر پنج شنبه و جمعه پیش رو چه کنیم؟! بقلم محترم مومنی روحی
مقاله بعدیشکایت دکتر محمدعلی طاهری در خصوص بازداشت غیر قانونی خود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.