-آمریکا دوهزار سال است که ما را استعمار کرده است (در دیدار با دانشجویان خط امام پس از تسخیر سفارت)

-دانشگاه باید دانشگاه باشد، دانشگاهی که دانشگاه نباشد دانشگاه نیست.

– این صدام که می گوید مسلمان است، از همانهایی است که با سید الشهدا حرکت کردند و آنها را به تفنگ(!) بستند  (کتاب کوثر/ دفتر حفظ و نشر آثار)

-اقتصاد مال خر است (24 آگست 1979)

-اسلام حداقل مجازات راهزنان هوایی را اعدام قرار داده  (کتاب کوثر/ دفتر حفظ و نشر آثار)

-اگر مردی با زنی جماع (سکس) کند به این گمان که وی همسرش است احتیاط واجب آن است که کفاره بدهد (توضیح المسائل امام خمینی)

-ما خون هایمان را ندادیم که خربزه ارزان شود (17 شهریور 1358/در جمع کارکنان رادیو)

-اگر این جنگ بیست سال هم طول بکشد ما ایستاده ایم.

-بر کسی که خود را کشته کفاره واجب نیست (توضیح المسائل خمینی)

-ملت عزیز عراق، ما برای نجات شما آمده ایم. برادران خود را کمک کنید که فردا خیلی دیر است (خطاب به مردم عراق که منجر به جنگ شد/ 22 رمضان 1402)

-می گویند مغزها فرار می کنند، به جهنم که فرار میکنند. چه بهتر که این مغزهای پوسیده فرار کنند. ما علم و دانش غربی نمی خواهیم. اگر شما هم فکر میکنید که اینجا جایتان نیست فرار کنید. راه باز است (کتاب کوثر/ دفتر حفظ و نشر آثار)

-همه گرفتاری های ما از دانشگاههاست. هر چه می کشیم از طبقه ای است که ادعا می کند روشنفکریم حقوق دانیم دانشگاهی هستیم (کتاب کوثر/ دفتر حفظ و نشر آثار)

– تشریح روش های سوءاستفاده جنسی از نوزادان برای مقلدان (توضیح المسائل امام خمینی)

-بسیاری از سخنان این عتیقه آنقدر بی معنی و بی ربط بوده که ممیزهای رسانه های حکومتی مجبور به حذف یا اصلاح آن شده اند تا آبروریزی نشود.

 

خودتان قضاوت کنید چنین شخصی را اگر کسی داناترین سیاستمدار از زمان هخامنشیان تاکنون بخواند، در سلامت عقلی اش شک نمی کنید؟

مقاله قبلیباز هم به مناسبت روز بانوان؛ به ویرانه سوخته گذشته برنمی گردیم، مگر آبادش کنیم؛ بقلم دکتر کاوه احمدی علی آبادی
مقاله بعدیخامنه ای هم بوی الرحمان گرفته است! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.