جف بریجز بازیگر برنده اسکار جایزه هیات فرمانداران انجمن فیلمبرداران آمریکا را در سی‌وسومین برنامه سالانه این انجمن دریافت می‌کند.

این جایزه که برای دستاوردهای فوق‌العاده یک هنرمند به وی اهدا می‌شود  ۹ فوریه ۲۰۱۹ در ری دالبی بالروم به این بازیگر اهدا خواهد شد.

کوین ون اوستروم رییس انجمن فیلمبرداران آمریکا دیروز از بریجز به عنوان یک استعداد شگفت‌انگیز روی پرده یاد کرد که هرگز فراموش شدنی نیست.

بریجز معمولا در صحنه‌های فیلمبرداری فیلم‌هایش به گرفتن عکس‌های پشت پرده از بازیگران، اعضای ساخت فیلم و لوکیشن‌ها می‌پردازد. پس از تکمیل هر فیلم او تصاویر را ادیت می‌کند و در قالب یک کتاب نسخه‌های آن را به همکارانش می‌دهد. او تاکنون نمایشگاه‌هایی در سراسر جهان از این عکس‌ها برگزار کرده که شامل نیویورک، موزه عکاسان هنری سن دیگو و خانه راجر ایستمن در راچستر می‌شود.

در سال ۲۰۱۳ بریجز دریافت کننده جایزه «بی‌نهایت» از مرکز بین‌المللی عکاسی بود.

سال ۲۰۰۲ کتابی از عکاسی‌های وی منتشر شد که شماری از فیلم‌های مطرح سال‌های پیش را دربرمی‌گرفت. درآمد حاصل از فروش این کتاب به صندوق فیلم و تلویزیون اهدا شد.

به گزارش مهر به نقل از هالیوود ریپورتر،بریجز جایزه اسکار را برای تصویر بد بلیک در فیلم «دل دیوانه» در سال ۲۰۰۹ دریافت کرد و نامزدی اسکار را برای ایفای نقش‌هایش در فیلم‌های «اگر سنگ از آسمان ببارد»، «شجاعت واقعی»، «رقیب»، «آدم فضایی»، «رعد و برق» و «آخرین نمایش فیلم» کسب کرد.

جفری لئون “جف” بریجز بازیگر آمریکایی برندهٔ جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلمدل دیوانه (۲۰۰۹) و نامزد چهار دوره دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر نقش دوم مرد است. او همچنین علاوه بر بازیگری، کار تهیه کنندگی، آهنگسازی و اجرای ترانه‌های چند فیلم را نیز بر عهده داشته‌است.

اولین حضور سینمایی جف بریجز در ۲ سالگی و همراه با مادر و برادر ده ساله‌اش بیو بریجز در فیلم «دوستی که او دارد» و بدون اینکه نامی از دو کودک در تیتراژ آن آورده شود رقم خورد. پس از آن و درسال‌های نوجوانی نیز در چندین فیلم سینمایی و تلویزیونی ظاهر شد ولی اولین نقش مهمش را در سال ۱۹۷۱ و فیلم آخرین نمایش فیلم بازی کرد که به خاطرش نامزد دریافت جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش دوم مرد گردید. در سال ۱۹۷۴ در فیلم تاندربولت و لایت‌فوت با کلینت ایستوود همبازی شد و در سال ۱۹۷۵ برای دومین بار نامزد دریافت جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش دوم مرد برای همین فیلم گردید.

در سال ۱۹۷۵ و سر صحنهٔ فیلم رانچو دلوکس با همسرش سوزان گستون آشنا شد و در سال ۱۹۷۷ با او ازدواج کرد. ثمرهٔ این ازدواج سه دختر هستند که در سال‌های ۱۹۸۱، ۱۹۸۳ و ۱۹۸۵ به دنیا آمدند.

از دیگر فیلم‌های جف بریجز می‌توان به آیرون‌من (۲۰۰۸)، کی-پکس (۲۰۰۱)، جاده آرلینگتون (۱۹۹۹)، لبوفسکی بزرگ (۱۹۹۸) و فیشر کینگ (۱۹۹۱) اشاره نمود.

مقاله قبلیبرای اطلاع افکار عمومی: تحولاتی تعیین کننده در پشت صحنه قدرت ایران و آمریکا؛ بقلم دکتر کاوه احمدی علی آبادی
مقاله بعدیجایزه افتخاری «سزار» به رابرت ردفورد اهدا می‌شود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.