زندانی محمود احمدی که از طایفه احمدی زابلی است همراه با سایر طوایف منطقه به دلیل عدم رای دادن طایفه وی وسایر طوایف نزدیک به آنها به فردی به نام احمد علی کیخا به اصطلاح نماینده سابق مجلس ولی فقیه در استان سیستان و بلوچستان با اتهامات واهی و دروغین بیش از ۲ سال است که بلاتکلیف در زندان مرکزی زاهدان زندانی است .

این زندانی بی دفاع با تشریح شکنجه ها و رفتار های وحشیانه در طول این ۲ سال ،از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد استمداد طلبیده است.

نامه استمداد این زندانی بی دفاع جهت ارسال به کمیسر عالی حقوق بشر برای انتشار در اختیار  رسانه ها  قرار داده شده است .

به گزرش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ متن نامه به قرار زیر است:

بسمه تعالی،
حضور گرامی کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
سلام علیکم
احتراما به سمع و نظر عالی می رساند اینجانب محمود احمدی فرزند تاج محمد ساکن زابل که به اتهام کاملا بی اساس و آدم ربایی و مخفی نمودن محمد امین عالی مقدم در تاریخ ۱۰ دیماه ۸۹ پس از ادعای شخص شاکی ،به صورت خود معرف به اداره آگاهی زابل معرفی نموده که در مورخه ۲۲ بهمن ۸۹ پس از ادعای بی گناهی و کذب بودن شکایت عالی مقدم آزاد گردیدم.
که در مورخه ۱۲ اردیبهشت ۹۰ مجددا شخص شاکی به تحریک و حمایت نماینده سابق مجلس شورای اسلامی بنام احمد علی کیخا که از اقوام نزدیک شخص شاکی می باشد، وی اقدام به تنظیم شکایت در شعبه ششم دادگاه انقلاب زاهدان نمود. در مورخه ۱۲ اردیبهشت ۹۰ مجددا بازداشت و به مدت ۴ ماه در سلولهای انفرادی زندان بصورت ممنوع ملاقات بودم . بعد از این مدت به داخل بند اعزام و بازرسی و تحقیق پس از ۴ ماه شروع گردید.
در مجموع بالغ بر ۲ سال در سلولهای انفرادی اداره آگاهی و اطلاعات بسر بردم. در این مدت ۲ مرحله به اداره اطلاعات اعزام گردیدم. در مرحله اول ۱ ماه و نیم و مرحله دوم ۲ ماه در سلولهای انفرادی تحت شدیدترین و غیر انسانی ترین شکنجه های جسمی و روحی قرار داشتم. مدعیان شکایت کننده مکررا در اداره اطلاعات حضور داشته و توسط شخص شاکی نیز شکنجه شدم. ۱۱ مرحله به اداره آگاهی اعزام که هر مرحله بین ۱ تا ۲ ماه در سلولهای انفرادی بسر بردم. نوع شکنجه ای که در اداره آگاهی متحمل شدم:
۱ـ آویزان کردن از دست و اعمال کتک کاری در حین آویزان بودن.
۲ـ آویزان کردن به سقف به مدت چند ساعت به مدت مداوم که هر یکساعت در میان انجام می شد.
۳ـ دستبند زدن به صورت قپانی به مدت طولانی و مداوم همراه با شکنجه بدون نهار و صبحانه و شام
۴ـ جوجه کباب کردن
۵-ـ آویزان نمودن از دست به پشت سر و بطور کاملا لخت نمودن بدن در حین آویزان بودن در حضور شاکی
۶ـ دوش آب سرد در زمستان و در دمای بسیار پایین
۷ ـ ضربات مکرر با شوک الکتریکی، با ولتاژ بسیار
۸ـ کتک کاری بوسیله ابزار مختلف.میل آهنی ، کابل ، لوله.
در اثر این شکنجه ها دچار شکستگی بینی، پارگی پرده گوش، بیماری کلیوی و ریوی ،تعادل روحی و روانی خویش را از دست داده و از لحاظ جسمی و روحی در وضعیت بسیار بدی بسر می برم.
تنها دلیل وارد نمودن اتهامات این بوده که حیدر لکایی که هم اکنون در زندان بسر می برد و با بنده هم جرم می باشد یکی از دوستان محمد امین عالی مقدم بوده و تا گنون هیچ دلیلی جز این نداشته با توجه به اینکه بنده هیچ گونه شناختی با شخص عالی مقدم نداشته که این مورد را چندین مرحله شخص شاکی در حضور بازپرس پرونده اعلام داشته و می گوید احتمالا شما از شخص مفقود شده خبری دارید.
این ادعا فقط به تحریک آقای احمد علی کیخا صورت گرفته که وی پس از مدتی که در حبس بودیم وارد عمل شد و قرار باز داشت در ازای رأی دادن طایفه احمدی زابلی، طایفه لک پایی ، طایفه سلیمانی، طایفه میرزایی، به وی مقدمات آزادی ما را فراهم نماید. که بنده ۲ روز قبل از انتخابات مرحله دوم بدون اینکه به دادگاه مراجعه و بازجویی شوم به قید وثیقه آزاد و چون طایفه های فوق الذکر از دادن رای به آقای احمد علی کیخا امتناع ورزیدند و نتیجه انتخابات خواسته مورد نظر او را برآورده نکرد بار دیگر پس از مدتی بدون هیچ دلیلی به زندان احضار شدم.
عواملی که باعث آزار و اذیت و متهم نمودن من بودند:
۱ـ احمد علی کیخا نماینده دوره قبل مجلس شورای اسلامی که در حال حاضر در وزارت علوم کل کشور در تهران فعالیت دارد.
۲ـحاج محمود کفا داماد عالی مقدم که رئیس گزینش نیروی انتظامی استان می باشد.
۳ـ حمزه عالی مقدم
۴ـ سرهنگ غلامی داور که وی بازنشسته اداره آگاهی است.
۵ـ سروان حمید میری معاون جنایی اداره آگاهی زابل
۶ـ کیخاه نماینده رهبر در امور بنیاد شهید استان
۷ـ سرهنگ بشیر زاده معاون اداره آگاهی کل استان
۸ ـ بازپرس پرونده در شعبه ۶ امنیتی دادگاه انقلاب آقای میرشاهی
۹ـ آقای سرحد ریاست اداره اطلاعات وپلیس امنیت استان
۱۰ـ اقای بدیع مسئول رسیدگی به پرونده در اداره اطلاعات پلیس آگاهی
۱۱ـ سرهنگ عطار رئیس پلیس کل استان
اکنون در کمال بی دفاع بودن به سوی شما که بانی حقوق بشر سازمان ملل متحد می باشید و قطعا اختیاراتی در خصوص مبارزه با هر نوع بی عدالتی در هر جای جهان که اتفاق بیفتد دارید برای اینکه واقعا به شکل نماینده حقوق بشر سازمان ملل برخورد کنید دستم را دراز می کنم تا صدای اعتراض ما را گوش فرا دهید و در مسیر رسیدگی هر چه سریعتر قرار دهید و از طریق اقدامات جهانی با توجه به وظیفه ای که در راستای احقاق حقوق حقه انسانها دارید اقدامات لازم را مبذول فرمایید.
با تشکر،
محمود احمدی فرزند تاج محمد
خرداد ۱۳۹۳
زندان مرکزی زاهدان

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

 

مقاله قبلیکاهش درگیری در سوریه پس از خروج سپاه قدس و لشکر ابوالفضل
مقاله بعدیدو قهر و دو آشتی پر معنا!
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.