روز دوشنبه ۷ اردیبهشت ماه ۵ زندانی از سالنهای مختلف زندان مرکزی کرج به سلولهای انفرادی جهت اجرای حکم ضدبشری اعدام منتقل شدند. یکی از زندانیان از اتباع افغانستان می باشد .

اسامی تعدادی از زندانیانی که جهت اجرای حکم ضدبشری اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند به قرار زیر می باشد :

۱ـ علی حاتمی خواه ۳۳ ساله از سالن ۴ زندان مرکزی کرج

۲ـ احمد محمدی از سالن ۳ زندان مرکزی کرج

۳ـ حمید حاتمی خواه از اتباع افغانستان از سالن ۳ زندان مرکزی کرج

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای بعد از توافق اتمی با ۵+۱ تا به امروز بیش از ۱۰۰ نفر را در زندانهای مختلف  ایران به چوبه های دار سپرده است.رژیم ولی فقیه که سیاستهای ترور و مداخله جویانه خود در کشورهای منطقه را در حال فروپاشیدن می بیند واز سویی دیگر اعتراضات اقشار مردم ایران روز به روز در حال گسترش و سراسری شدن است برای ایجاد رعب  و وحشت در جامعه و نجات رژیم خویش که بر مبنای اعدام و سرکوب در ایران و ترور و مداخله جویی و آتش افروزی در منطقه و جهان است  به اعدام های جنون آمیز و گسترده روی آورده است و از این طریق می خواهد صدای حق طلبانه اقشار مختلف  مردم ایران را خاموش نماید.

مقاله قبلیبه دلیل امتناع از استفاده از دستبند و لباس زندان؛ اعزام رضا انتصاری به بیمارستان شهدا لغو شد
مقاله بعدیجولین مور: لذت دیدن فیلم در سینما را با تماشای دی وی دی عوض نکنید
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.